1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعتراف میکنم

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 7, 2014 در انجمن خنده و شوخی

  1. اعتـــراف میـــکنم تــا همین پارســــال فکر میــــکردم

    " نسیــــم شمـــال " زنــــه ...

    مــدیونیــد اگه فکــر کنیـــد ادبیــــاتم ضعیــــفه ...
     
  2. اعتراف میکنم رفته بودم از عابر پول بگیرم. 2 تا دختره ایستاده بودن که نوبتشون بشه پول بگیرن... منم پشت سرشون بودم. یهو یکی از دخترا پرسید اقا ببخشی 110 هزار تومان 5 تا صفر داره یا 6 تا؟؟ منم یکم فکر کردم گفتم 6 تا!!! بعد که پول از عابر گرفتن پرسیدم درست بود؟
    گفت نه 5 تا درست بود بعدشم زدن زیر خنده!!! تا حالا اینجوری ضایع نشده بودم!!
     
  3. اعتراف میکنم بچه که بودم می رفتم اینترنت ، وقتی به وبلاگا سر می زدم فکر میکردم وقتی نوشته نظر دهید یعنی هر چند تا بخوایم می تونیم نظر بدیم، وقتی هم نوشته یک نظر ، یعنی فقط می تونیم یه دونه نظر بدیم ... بعد وقتایی هم که نوشته بود مثلا 117 نظر با خودم می گفتم این یارو مدیر وبلاگه چه قد پر توقعه!!! چرا پس بقیه انقد نظر نمی خوان ..؟؟!!!!
    .
    .
    .
    بچه بودماااااا !!!! :smile:)
     
  4. اعتراف میکنم وقتی بچه بودم مادرم که میگفت این لباسا برات کوچیک شده من فکر میکرد که لباسا کوچیک شدن !
    با خودم میگفتم چرا لباسا کوچیک میشن من بزرگ نمیشم :smile:
    خب چیه فکر کردین شما خودتون از اول همه چیزارو میدونستید :smile:
     
  5. اعتراف میکنم بچه که بودم که بود یه کشف بزرگ کردم به ته دیگ ماکارونی دس پخت مامانم قسم انیشتین که اون سنی بود از این جور کشفا نداشته اغا 8 سالم که بود تازه متوجه شدم داییم داداشه مامانمه تازه کلی بعدش خر ذوق شدم اصن حسی که بعد اون کشف بزرگ داشتم نیوتن بعد کشف جاذبه زمین نداشته
     
  6. اعتراف ميكنم
    .
    .
    .
    .
    يكي از سرگرميام اينه كه كنار ديوار دراز بكشم با زانو به ديوار فشار بدم فرش برگرده احساس كنم ديوار تكون ميخوره
    بههههله
     
  7. خواستم یه اعترافی بکنم
    عاقا یبار تو امتحانای ترم زده بودم ب در بیخیالی چیزی نمیخوندم بادوستم ک کنار دستم بود قرار مدار تقلب گذاشتیم خوشبختانه اینم دست چپ بودو راحت میشد برگه شو دید...
    خلاصه سه چار امتحان به همین منوال گذشت تااینکه ... چشتون روز بد نبینه ی روز صب پاشدم دیدم چشم راستم باد کرده در حدِِِِِ O_.
    جوری ک ب زور میتونستم ببینم... :(
    همونجا بود ک یکی زدم پس کلم گفتم خدااااااااا گلت کردم توووووووبه -ـ-
    و بدین ترتیب به راه راست هدایت شدم ^ـ^
    و خواستم بگم نکنین ازین کارا آخر عاقبت نداره :279:
    کشیدم ک میگما :(((((((((
     
  8. اعتراف میکنم من وقتی میرم حموم:
    اول واسه خودم کلی زیر دوش اواز می خونم!!!
    بعد با کف انواع مدل هارو به موهام میدم!!
    بعد ابو سرد سرد میکنم و زیر دوش موج مکزیکی میرم!!!
    همین ادمی شادی هستم من^_^
     
  9. اعتراف مىکنم تا دوسال پىش فک مىکردم
    کامران و هومن زن وشوهرن! ولى الان مطمئنم
    که خواهرن!!!! خخخخخخخخ
     
  10. اعتراف میکنم
    این من بودم که تو مدرسه میرفتم توالت جای رنگ ابی و قرمزشیر رو عوض میکردم.
    قیافه بچه ها بعد اومدن از توالت خیلی دیدنی بود. مدیونی اگه لایک نکنی...