1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعتراف میکنم

شروع موضوع توسط taylor swift ‏Jul 7, 2014 در انجمن خنده و شوخی

  1. اعتراف میکنم با این که از اول دبستان زبان میخونم هنوز نمیدونم کلمات شاهین و شهین به لاتین چطورتشخیص داده میشه ……………؟؟
    مونگولم خودتونید
     
  2. اعتراف میکنم یه روز داشتم باماشین میرفتم یه دختری هم با ماشینش داشت از جلو میومد.دیدم راهنماش داره کار میکنه چند بار دستمو باز و بسته کردم که یعنی راهنمات بازه!سرشواز پنجره دراوردگفت برو دماغ عمتو بگیر بیشعور! :279:
     
  3. اعتراف مي كنم يه روز كه با دختر عموم دعوام شد و از انجايي كه من شجاع بودم شب كه همه خواب بودن وفقط من بيدار بودم گفتم انتقام خوبي ميشه الان گرفت رفتم بيرون كه يه حشره اي چيزي پيدا كنم كه يه سوسمار ديدم چشمتون روز بد نبيند گرفتمش(بادستم)اوردم انداختم رو اين اينم ديد يه چيزي رو صورتش وول مي خوره و بيدار شد همه رو با جيغ هاش بيدار كرد و منم جيم شده بودم وبا حالت خاب الود اومدم گفتم چي شده و خودمو زدم به نفهمي!خيلي باحال بود خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
     
  4. اعتراف میکنم من ارش با 17 سال سن 50کیلو وزن 180 سانتی متر قد
    شبا عروسک پلنگ صورتی مو بغل میکنم میخوابم
    خدابا این کمبود لایک چه کار با ادم میکنه
     
  5. اعتراف میکنم من جورابای کثیفمو یکی دو روز میذارم پشت پنجره هم بوشون بیرون میره هم عرقش خشک می شه
    درست عین روز اولش نیازیم به شستن نداره
    راستی چندشم خودتی
     
  6. بچه ها می خوام یه اعتراف تکان دهنده بکنم
    4ساله که بودم فکر می کردم اونایی که چشماشون آبی
    همه چیز رو آبی میبینن!
    :/
    نخند اقا خو بچه بودم دیه
     
  7. اعتراف مىکنم همىن چند وقت پىش رفته بودم داروخونه و سخت هم درگىر پىاماى گوشىم بودمو خواستم ب خانومه بگم کرم ضد افتاب دارىنو حواسم نبود گفتم کرم افتاب پرست دارىن :279:
    باور کنىن اصن ى وضى بود نمىدونسم چطورى جلو اون همه ملت محو بشم اصن ى وضى بود
    اگه سوتى ما خوشت اومد لاىک را بزن رفىق! :35:
     
  8. اعتراف میکنم که اینجا زیر کولر نشستم و هوا سرده ، آخه
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    بابام که میاد خونه سریع کولرو روشن میکنه و زیر کولر میخابه،آخه راننده کامیونه و از زیر گرمای شدید میاد خونه.

    اینو گفتم که دلتون بسوزه و بگید ای کاش بابای منم راننده کامیون میشد بهار و تابستون.

    به افتخار بابا های زحمت کش بزن لایکو D:
     
  9. من اعتراف میکنم تا حالا هیچ امتحانی رو بدون تقلب ندادم.
    اخه از قدیم گفتن
    با تقلب بسی امید است بی تقلب برگه سفید است
     
  10. یـه دخـتـره هـم بـهـم پـی ام داده :
    سـلام عـبـاس آقـا یـکی از پـسرای اد لـیـسـتم بـهـم فـحـش داده مـیـای جـوابـشـو بـدی؟؟؟
    مـن : مـن بـیام ??? خـودت مـگـه زبـون نـداری ???
    دخـتـره : دارم
    مـن : خـب جـوابشـو بـده دیـگ
    دختره : آخـه نمـیـشـه ,مـن مـثـه تـو بـی ادب و بی تـربـیـت و بـیـشـعـور نـیـسـتـم کـه !!! ^_^
    بـازم خـون دمـاغ شـدم ,فـکـر کـنـم مـُردم