1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافــــــــــــ میــــــ کنمــــــــــــ

شروع موضوع توسط ײַҊIⱤѦⱢײַ ‏Dec 9, 2014 در انجمن خنده و شوخی

  1. من اعتراف می کنم دوم دبیرستان که بودم بعد از پیدا کردن کارت واکسیناسیون پسر همسایمون که برای روز قبل بود زنگ زدم خونشون گفتم آقای احسان…؟17 ساله؟نام پدر….؟هستید؟
    دیروز واکسن سرخک،سرخجه زدید؟
    با تعجب گفت : بله!
    آقا منم گفتم : "اشتباه شده واکسنی که دیروز زدید تا 48 ساعت دیگه باعث بروز علائمی می شه که باید تحت مراقبت باشید مثل حمله های قلبی یا تنفسی"!
    طرف از ترس از حال رفت و نیم ساعت بعدش با آمبولانس بردنش بیمارستان…
    هنوزم عذاب وجدان دارم!!!​
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. اون زمونا که از این نوشابه شیشه ای ها بود
    یه روز خواستم یه شیشه که اضافه اومده بود رو بذارم تو در یخچال دیدم بلنده و جا نمیشه.
    درش آوردم یکمش رو خوردم دوباره گذاشتم، در کمال تعجب دیدم نه، بازم جا نمیشه!:279:
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. اعتراف میکنم موقعی که بچه بودم ، کارتون فوتبالیستها رو نشون میداد،
    منم که بدون استثنا عاشق تک تک پسرای تو کارتون بودم ،
    میرفتم لباسمو عوض میکردم ،
    یه لباس خوشگل و شیک میپوشیدم،
    که وقتی تو دوربین نگاه میکنن،منو ببینن عاشقم بشن!
    :24:
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. اعتراف می کنم یه بار اتو کشیدن موهام یک ساعت طول کشید ،
    چون موهام بلند بودش ،
    بعد از کلی کیف کردن و احساس رضایت، نگاه کردم دیدم اتوی مو اصلاً توی برق نیست [​IMG]
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. اعتراف می کنم معلم دوم دبستانمون می گفت: املاها رو خودتون بنویسید چون من با دوربین مخفی می بینم کی به حرفام گوش می ده…
    از اون روز کار من شده بود گشتن سوراخ سمبه های خونه و سوال های مشکوک از مامان بابام که امروز کی اومد؟ کی رفت؟ به کدوم وسیله ها دست زد؟ بیشتر هم به دریچه کولر شک داشتم!​
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. اعتراف می کنم موقعی که بچه بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه و بعدش که میومدم گریه میکردم به مامانم میگفتم کاره تو بود روشن کردی کارتون تموم شد!
    خیلی نابغه بودم نه؟:16:
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. اعتراف می کنم یه با زنگ زدم 700 اپراتور ایرانسل کلی پشت خط منتظر موندم تا بعد یه ربع یه پسره جواب داد منم حواسم دیگه به گوشی نبود هل شدم گفتم: سلام منزل آقای ایرانسل؟​
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. عـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــالی یود...
    نیلو نیلو من....عشق کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوچولوم
     
    sargoli، ѕαмα و ײַҊIⱤѦⱢײַ از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. اعتراف می کنم یکی از معضلات دوران بچگیم این بود که چرا من نمی تونم مثل شخصیت های کارتونی که اشکاشون به دو طرف پرت می شد گریه کنم!کلی تلاش می کردم مثل اونا باشم موقع گریه کردن مثلا سرمو بالا بگیرم دهنمو باز کنم یا چشامو تنگ کنم که بازم جواب نمی داد

    نگا عین این!!:222:
     
    sargoli، ѕαмα و Fαяαηαк از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. وقتی بچه بودم رفتم به اطلاعات مجتمع خریده الکی اسم خودمو گفتم پیج کنه بعد با صدای دلنشینش اسمم تو مجتع پخش شد از خوشحالی قند تو دلم آب شده بود انگار بهم تی تاب داده بودن​
     
    sargoli و ѕαмα از این پست تشکر کرده اند.