1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال 2

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 14, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    ﻳﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻳﺎﺩﻣﻪ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻛﻼﺱ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ
    ﺑﮕﻮ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺑﻴﺎ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ؟
    ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ:ﻛﺎﻡ ﻫﻴﻴﺮ
    ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﻨﻮ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﻨﻪ ﮔﻔﺖ:
    ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﻴﻨﻢ ﺑﺮﻭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ؟؟
    ﺁﻗﺎ ﻣﻨﻢ ﻛﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﻳﻬﻮ ﮔﻔﺘﻢ
    .
    .
    .
    ﺧﻮﺏ ﻣﻴﺮﻳﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻣﻴﮕﻴﻢ ﻛﺎﻡ ﻫﻴﻴﺮ
    ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻛﻼﺱ ﺭﻑ ﺭﻭ ﻫﻮ
     
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    ﻳﻪ ﺑﺎﺭﻡ ﻳﺎﺩﻣﻪ ﻛﻪ ﺳﺮ ﻛﻼﺱ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﭘﺮﺳﻴﺪ
    ﺑﮕﻮ ﺑﺒﻴﻨﻢ ﺑﻴﺎ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻲ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ؟
    ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ:ﻛﺎﻡ ﻫﻴﻴﺮ
    ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪ ﻣﻨﻮ ﺿﺎﻳﻊ ﻛﻨﻪ ﮔﻔﺖ:
    ﺣﺎﻻ ﺑﮕﻮ ﺑﻴﻨﻢ ﺑﺮﻭ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﭼﻲ ﻣﻴﺸﻪ؟؟
    ﺁﻗﺎ ﻣﻨﻢ ﻛﻪ ﺑﻠﺪ ﻧﺒﻮﺩﻡ ﻳﻬﻮ ﮔﻔﺘﻢ
    .
    .
    .
    ﺧﻮﺏ ﻣﻴﺮﻳﻢ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﻣﻴﮕﻴﻢ ﻛﺎﻡ ﻫﻴﻴﺮ
    ﻫﻴﭽﻲ ﺩﻳﮕﻪ ﻛﻼﺱ ﺭﻑ ﺭﻭ ﻫﻮ
     
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    هععععععی هعععی.........
    نمدونم شما هم دیدید تو برنامه ی عمو پورنگ تبلیغ زر ماکارون میکنند!!!!
    خواهر کوچیکم دو هفتست عمو پوررنگ میبینه
    تو این دو هفته ما شیش دفعه ماکارونی داشتیم
    پنج دفعه لازانیا!!!
    اون دو روزشم عمو پورنگ نداشت...!
     
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اقا همین الان یک خانومه اومد با مامانم کار داش مامانم نبود بش گفتم مامانم نیست بعدن مزاحم شید
    من -_-
    خانومه>:(_#
    ملت:smile:
     
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا درمون خراب شده بود رفتم با چکش درستش کنم تو نگو زن حمسایمون پسر پنج سالشو گذاشته تو خونه در حیاط رو بسته رفته , بهش هم گفته اگر کسی در زد پشت در بهش بگو کسی خونه نیست ^___^
    عاغا من داشتم با چکش میزدم تو درمون پسره فکر کرد دارن در میزنن
    اینم داد میزد کیه ه ه کیه ه ه ه
    مامانم خونه نیست ^__^
    منم که داشتم از خنده میمردم محکم با چکش میزدم تو در,
    اونم داد میزد بیشهههور درو از جا کندی میگم کسی خونه نیست
    منم میزدم تو در و داد میزدم درو باز کن که از دیفار میام بالا میکشمت , اون داد میزد مامان مامان و گریه میکرد , منم داد میزدم پدر سگ به من میگی بیشهههوررر ؟ درو باز کن ن ن
    باید کلیه هاتو دربیارم بدم سگا بخورن , فکر کنم گودزیلا سکته کرد , ** کامران گودزیلا کش ** ^__^
     
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    بچه که بودم (5-6 ساله) بابا بزرگم تو حیاطشون واسه زمستون کاه جمع کرده بود منم یه کبریت برداشتمو هموشونا اتش زدم . وقتی برسیدند چرا اینکارو کردی جوابشون گفتم من فقط یکمشو اتش زدم باقیش خودشون اتش گرفتند
    یعنی حال کردم با این دلیل قانع کننده خودم
     
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اوونایی که توو خاطراتشون میگن یه دوست داشتم فلان بلا رو سرش آوردیم، شک نکنین کسی که بلا سرش اوومده خودش بوده!!! خو حق بدین بیچاره رووش نشده بگه این بلا سرم اومده :35:
    البته این درباره اوونایی که توو خاطراتشون قهرمان داستانن 180 درجه فرق میکنه!!! اتفاقا این بار دوستش قهرمان بوده که برا خودش کش رفته ;)
    چیه عزیزان فکر میکنید از دست 4جوکیا میتوند غثر (غثر، قصر، قسر،...) در برین! ها ها ها :35:)
    لازمه که بگم همیشه استثناهایی هم وجود دارن که مثال نقضی بر گفته بالاست... بععععله درست حدس زدین، یکیش خود من :smile:
     
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    چند سال پیش تو یه دفتر کار می کردم که چندتا اتاق داشت و برای ورود باید درب می زدیم مام عادت کرده بودیم یه روز در واحدمونو زدن مام از جان گذشته بلند شدیم در واکنیم با اعتماد به نفس کامل اول در زدم بعد درو وا کردم حالا همکارا رو میگی سوژه شد براشون
     
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    تيک و تيک و تيک ساعت خونه ميگه که حالا وقت مهمونه/ستاره بارون هلال مهتاب رفته و حالا ميتابه آفتاب / دريا رو ببين آبي آبي شنا مي کنن سه تا مرغابي /بارون بارون از تو آسمون داره ميباره ابر مهربون/ از آسمون ميريزه پايين دونه هاي برف به روي زمين / اتل و متل باريد چه برفي حالا بسازيم يه آدم برفي/ پر گل شده دشت و دمن نقاشي کنين صحرا و چمن/جيک و جيک و جيک بلبله ميگه برنامه کودک وقشه ديگه
    ساعت 3 بعد از ظهر شبکه 2
     
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    با گوشی بابام به رفیقم اس میدم ، بعد چون شماره رو نمی شناسه اس میده میگه : شماااااا؟
    میگم: واس دوستی مزاحمتون شدم.اجازه می دین عایااااااا؟
    میگه: درد... کجایی؟...چه خبر خوفی؟
    میگم:فهمیدی من کیم؟؟؟؟پسرمااااا!
    میگه : گوشی کیو بلند کردی؟
    حالا من @_@
    رفیقم ~_~
    گوشی بابام :O_o:
    من موندم این از کجا فهمید منم!شما میدونید عایا؟
    احتمالن از این عایا عایا گفتنم فهمیده.ورد زبونم شده آخه!
    یه همچین عادمایی هستیم ما.