1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال 2

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 14, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اقا یه روز بارون میومد شدید منم شبش ااومدم برم خونه عموم رسیدم سر خیابون دیدم یه لشکر ادم وایستاده منتظر ماشین ... منم وایستادم اخرشون بعد از گذشت دو سه دقیقه دیدم یه ماشین بوغ (بوق)زد رفت کنار وایستاد ما هم همه هجوم اوردیم به طرف ماشینه یهو یارو چراغاشو خاموش کرد خیلی شیک پیاده شد تازه فهمیدم مسافر کش نبود یارو واین شد یه درس عبرت حالا بدبختی اینجاست بعد از اون هر ماشینی بوغ میزد میرفت کنار کسی جلو نمیرفت ملت پند گیری داریم
     
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا ما یه شوهر خاله داریم که فقط 3 روز خدمت کرده اونم فقط رفته دست زده به دیوار پادگان سوک سوک کرده برگشته حالا نمیدونید یه دهنی از ما سرویس کرده 21 ساله داره هر روز واسه ما یه خاطره جدید تعریف میکنه.....!!!!!!
     
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    امشب رفته بودم دکتر حالا مکالمه ی بین من و دکتر:
    دکتر:طبق جواب این ازمایشا شما هیچ مشکلی نداری
    من:پس چرا پام درد میکنه
    دکتر:خوب برا این موردم بعد از نماز دعا میکنم که خوب بشی
    من:((((((
    دکترای امروزی:35:))
     
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    به دوستم باکلی ذوق و شوق میگم تو 4 جوک اسممو گذاشتم باربی میگه عزیزم باربی اسممون نیست که آرزومونه!
    البته من لاغرما یه وقت فکر بد نکیندا
    مدیونید
     
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم ی بار جوجه اردک دخترعموم سرما خورده بود تو دهنش ب زور استامینوفن ریختم بخدا فک نمیکردم بمیـــره به همین برکت قسم :279:
    تازه زدم پشتش که بده بیرون تقصیر من نبود…دخترعموم دوروز افسرده بود منم چیزی نگفتم اونم نفهمید o.O
     
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه بار با دوستم که عمران می خونه رفتم دانشکده شون اونم گفت بیا بریم اون پسره که ازش خوشم می یاد بهت نشون بدم حالا آسانسورم خراب 4 طبقه رو به زور رفتیم بالا بعده ده دقیقه که ادرنالین خونم داشت بالا می رفت می گه حتما اون بلیز آبیه رو نپوشیده که نمی تونم پیداش کنم می گم مگه قیافشو نمی شناسی می گه نه بابا دقت نکردم که:/ ای خدا واقعا به جامعه ی مهندسین تسلیت می گم لطفا یک دقیقه سکوت....مهندس عمرانا شما 5 دقیقه هم رشته ایتونه!!:(
     
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یکی از دوستام میخواسته گوشی بخره از یکی میپرسه اونم واسش پیام میده
    hTC ۷
    حالا رفته مغازه میپرسه :ببخشید گوشی هِه تِه سِه هفت دارید؟ به این برکت قسم.
     
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه بار خواستیم بابامو سورپرایز کنیم؛ لامپ هارو خاموش کردیم. بابام که اومدفشفشه رو روشن کردیم و شروع کردیم جیغ زدن و خوندن تولدت مبارک. بابام هم جیغ میزد و یه چیزی میگفت؛ ما فکر کردیم خوشحالی میکنه. برقا رو روشن کرد گفت :16:وونه ها فشفشه افتاد رو فرش فرش سوخ
     
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه بار یه معلم داشتیم خیلی احساس گندگی داشت و فکر میکرد همه ازش حساب میبرند.
    یدفعه اومد سرکلاس و کلی خالی بست که اگه من بودم یه ترقه هم نمی اومد ندرسه بچه باید بترسه و ...
    هیچی دیگه برای دفعه بعد زیر پایه صندلی اش یه نارنجک دست ساز گذاشتیم و نمی دونم چرا تا نشست دیگه ننشست!!!
    البته بماند می خواستند کل کلاس رو اخراج کنند یعنی یوم ریاضی کلا تعطیل بشه...
     
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    بازم داداشم!!!
    یه بار تو سوم راهنمایی داداشم سر امتحاناتش میرفت مرغ و خروس بازی و هفت تا هم تجدید آورد...
    کارنامه اش رو آورده بود که بابام امضا کنه بابام میگفت ببر بده خروس برات امضا کنه...
    اون بیشتر برات نقش پدری داره تا من