1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال 2

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 14, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    من بچه که بودم عاشق آنت ( کارتونه بود که فک کنم اسمش بچه های آلپ بود) بودم. همیشه منتظر بودم یه روز که مامان و بابام نباشن تلوزیون رو بشکونم (بشکانم...بشکستم...) و آنت رو بیارم بیرون تا با هم دوس شیم.
    یه همچین بچه ی دانشمنگی بودم من!!!!!!!!!!!!!!!!!
     
    زیبا از این پست تشکر کرده است.
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    دیروز بازی دربی رو خانوادگی می دیدیم . دقیقه 70 بود که یهو دیدم از پشتم صدای خروپف میاد . اینورو نیگاه کردم دیدم مامانم خوابیده !!! اونورو نیگاه کردم دیدم بابام خوابیده!!! . پشتمو که نیگاه کردم دیدم داداشم با کله رفته توی پوس تخمه ها و بصورت مشمئز کننده ای پوس تخمه ها میپاشه اینور اونور .
    بازی نیست که لامذهب یه بسته دیازپامه. :(((((
     
    زیبا از این پست تشکر کرده است.
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    مامانم شدید همت میکنه که داداشمو سر و سامون بده !
    امروز صبح زنگ زده یه جا واسه خواستگاری وقت بگیره ،
    خانومه میگه : ما صبح به کسی وقت نمیدیم! به هیچ وجه ! اصرار هم نکنید!
    مامانِ منم که کنجکاو میپرسه : چرا؟؟
    مادرِ دختره میگه : واا ... معلومه خودتون دختر ندارینا !
    عزیزِ من ، صبح چشمهای دختر خواب آلوده، پف داره، پوستش چروک به نظر میرسه،
    راه رفتنش شاداب نیست، صداش خش داره، اخلاقش سگیه و....
    خلاصه که اگه میخواین خودِ واقعیِ دختر رو ببینید باید بعد از ظهر تشریف بیارین :35:)
     
    زیبا از این پست تشکر کرده است.
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    سلام به همه ،عاقا یه روز سر کلاس پرورشی بودیم داشتیم از ویدیو پروژکشن استفاده می کردیم.یهو شارژ لپ تاپ تموم شد،این پروفسور گفت چی شده،بکس گفتن شارژ تموم کرده.اونم در کمال خونسردی گفت خو برو از سر کوچه ۴تا قوّه بخر واسش(اخه لامصب حتی باطریم نه قوه)
     
    زیبا از این پست تشکر کرده است.
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا (آقا ، عاقا ...) امروز با مامی رفته بودیم واسم لباس بخریم (بچه ننه هم خودتی) بعد مامانم پرسید قیمت اینیکی چنده اون مغازه دارم سایزشو گفت ، مامان منم خسته بود عصبانیم شد و گفت قیمتشو نگو که بگو چنده؟ :smile:
    قیافه ی مغازه دار : @-@
    من : %%%%
    مامی : ^O^
    و همچنان مغازه دار: @-@
     
    زیبا از این پست تشکر کرده است.
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا یه سوال؟؟؟؟؟؟؟؟؟اسم من وحیده.این اسم گفتنش خیلی مشکله؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟بعد از اون جریان شوهر عمم که همش اسممو اشتباه میگه تو مغازه یه همسایه داریم روزای زوج بهم میگه وحید،روزها فرد میثم..///////واقعا دیگه دارم اطمینان پیدا میکنم که باید اسممو عوض کنم..........
     
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    دخترم 6 سالشه (گودزیلا ) سرما خورده بردمش دکتر ، دکتر میگه عمو جون بگو ببینم کجات درد میکنه ؟ دخترم با کمال خباثت و خونسردی میگه شما که دکترید الان باید بفهمید کجای من درد می کنه !؟ .....
    من : 0_0
    دکتر : 0_0
    علم غیب ...
    کلید اسرار...
     
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    سرگرمی ما قبل از ورود معلم تا دو سال پیش:
    یکی از بچه ها : هر کی نگه البالو!
    همه با هم : البالو!
    دوباره همون پسره تو سر و صدا میگه: هر کی بگه شَفتالو!
    بعضیا : شَفتالو!
    بعدم اونیی که گفتن شفتالو : کصاااافط!
    اونا که نگفتنم کر کر میخندیدن.
    اونوقت گودزیلای ما هر کیو میبینه میگه موبایلت/لب تابت/ تبلتت/.... بازی داره؟
    من دیگه حرفی ندارم.
     
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اغا يه گودزيلا اومده بود خونمون خيلي اذيت كرد منم اعصابم خورد شده بود من هم رفتم تو دستشويي كه يكم از دستش راحت بشم كه ديدم اومده داره هي در مي زنه من هم مي خواستم يكاري كنم كه از دستش راحت بشم اومدم يه چند دقيقه اي اب داغ رو باز كردم تا قشنگ داغ بشه بعد اب رو بستم و در رو باز كردم رفتم بيرون ديدم پسر نيستش تا باباش مي خواسته بره دستشويي تا اومدم برم بهش بگم ديدم كار از كار گذشته بود صداي جيغ بابايه تا سر كوچه رفته بود منم ديدم اوضا بده دوتا پا داشتم چندتا ديگه هم قرض كردم و الفرار...
     
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا رفتیم وایسدام صف سنگگی کنارش لواش و تافتون بود لواشی نمی پخت
    عاغا یارو زنگ میزنه خونشون میگه لواشش از این لواش کلفت اس(تافتون)
    من بهش میگم عاغا اون اسمش تافتونه ناراحت میشه ؟؟؟