1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال 2

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 14, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یادمه دوره دبیرستان به معلما میگفتیم آقا نمره ی نوزده و نیم رو بیست میدی؟اونام میگفتن آره ولی آخر سر که کارنامه رو میگرفتیم همه نمره ها زیر پنج بود حتی بعضی نمره ها منفی بودن یه چیزیم بدهکار میشدیم!!
     
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    چند روز پیش عروسی داداشم بود یه پسر خاله سادیسمی دارم برداشته بود تمام ته مونده های نوشابه ها رو از هر رنگ قاطی کرده بود ریخته بود تو یه ظرف رنگش بلانسبت مثل ... شده بود وسط عروسی پاشده یه دست زده به کمرش یه دستش هم نوشابه رو گرفته بالا میگه اینم از تولید ملی بابا یکی حمایت کنه از کار و سرمایه ی ایرانی من دارم اینجا تلف میشم.
    پسرخاله :smile:
    ملت وسط عروسی :35:)))
     
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    دوستم یه پراید داره شیشش دودیه،بعد این یارو واسمون آش نذری آورده بود . این زنگ زد گفت بیا دم در آش بگیر،منم رفتم گرفتم ازش،یه انگشت خوردم بعد گفتم این چیه دیگه برو اینا رو بده به مادرت (به شوخی)بعد یهو مادرش شیشه ماشینو کشید پایین گفت سلام!!!!
     
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    به همکارم میگم شماره خانم فلانی رو بده کار دارم ، میگه ندارم میگم داری میگه ندارم ، میگم داری ، یه شماره بهم داده میگه اینه ، زنگ زدم ، می بینم یه صدای خواب آلود و یواش داره جواب میده منم فکر کردم خواب بوده با کلی عذرخواهی و احوال پرسی میگم رمزتون رو میگم یادداشت کنین لطفاً، بعد می بینم همکارم بلند شده میگه یه نفر یه کاغذ قلم بده من میخوام رمزم رو یادداشت کنم
    من در حالیکه بعد از چند دقیقه دوزاریم افتاده :((((
    همکارم با کلی ذوق زدگی :35:)))
     
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    چن وقتی هست میرم بدنسازی
    یه شونه تخم مرظ خریده
    بودم ک بخورم
    از باشگاه برگشتم دیدم اثری ازش نیست
    بهم گفتن صامی(داداش 5 سالم)
    شکوندتشون
    با حالت عصبانیت بهش نگاه کردم
    گفت هاااااااااا چیه
    دو روز رفتی بدنسازی گردن کلفت شدی جوجه؟
    من=-0
    گنده لات محل=-0
    دمبل های باشگاه=-0
    رونی کلمن=0-
    آرنولد شوتی=-0
     
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    به داداش 5 سالم میگم
    بیا چن تا شنا برو
    تا قوی بشی
    میگه آخه چطوری اینجا شنا برم
    حداقل یه تشت آب بذار تو حیاط تا توش شنا برم
    من :-|
     
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    مردم از بیکاری هرجا میرم واسه استخدام میگه باید کارت پایان خدمت داشته باشی حالا میخوام برم سربازی میترسم اونا هم بدون کارت پایان خدمت استخدام نکنن
     
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه بار سر کلاس برنامه سازی معلم یکی از بچه ها رو برای نوشتن برنامه مقلوب عدد صدا کرد .
    این بیچاره هم اصلا حالیش نبود برنامه سازی چیه
    پاشد رفت سر تخته
    کل کلاس هم منتظر بودن ببینن این چی می خواد بنویسه
    شروع کرد
    یه خط برای دریافت عدد به زبان برنامه سازی نوشت خط بعدی رو اینطوری نوشت
    "عدد را مقلوب کن"
    و خط پایانی رو هم به زبان برنامه سازی نوشت
    معلم پاشد گفت کامپیوتر دختر همسایتونه که داری باهاش فارسی حرف میزنی؟؟
    معلم :-<
    بچه ها :35:)))
    شاگرد پای تخته =-|
     
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    دو سه روز پیش به یکی شماره دادم شب بهم اس داد یکی دو ساعت باهاش اس ام اس بازی کردم از اولش من گفتم اسمم شهریاره هر چی گفتم اسمت چیه نمیگفت. خلاصه اخرش موقع شب بخیر بش گقتم نگفتی اسمت چیه ها؟ بنده خدا اومد کلاس بزاره گفت : من همونیم که شبا تو آسمونه! منم گقتم :بیشتر توضیح بده متوجه نشدم:16: گفت مگه شب چند تا چیز تو آسمون داریم ؟ منم گفتم :خفاش هست جغد هست کودومشون ؟ بی جنبه گوشیشو خاموش کرد :16:
    ملت اعصاب ندارن :smile:
     
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    وقتي بچه بودم يه سبد ميوه بزرگ داشتم ازاينا كه توش البالو ميچينن. بعد بهش طناب ميبستم و مينداختم دور كمر پسر همسايمون كه چند سال از من بزرگتره ميگفتم برو اسب من اونم چهار نعل ميتاخت . حالا بعد بيست سال اومده خواستگاريم تو چشام زل زده ميگه بچه بودم اسب بودم ميذاري از اين به بعد خر بشم
    منم گفتم برام مهم نيست اخه من فكركردم شاهزاده ي سوار بر اسبو اوردي