1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال 2

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 14, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه بار سوار سرویس شدم گفتم سلام بعد همون لحظه رادیو ماشین روشن بود یهو تو رادیو گفت السلام و علیک یا ...
    یعنی من الان از اون موقع تو فکرم یارو رادیوشو با من هماهنگ کرده بود
     
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه گربه ی خیلی خواستنی داشتیم
    ‏(شبیه گارفیلد ولی خوس استیل)
    باصدا ی "پیس پیش" خودشو میرسوند واسه غذا
    گودزیلاهای همسایمون از این موضوع سوء استفاده میکردن و میبردنش تو خونشون
    یه بار بابای گودزیلاها خواب بود که از قضا خورخور هم میکرد
    گربه ی مام به این صدا حساس...
    رفت دماغ باباهه رو گاز گرفت(به جان خودم عین واقعیته) باباهه نامرد پاشد گربه ی زبون بسته رو انداخت تو ماشین و بر ناکجاآباد...
    روحش شاد
    گربه ی نازی بود
     
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    بچه بودیم تقریبا 6-7 سال
    خونه پدر بزرگم جمع شده بودیم
    بعد منم بچـــــه بودم یه دفعه یه صدای ناهنجاری از ما درومد
    بزرگــترا هم ماست مالی کردن :
    - ا دیدی صدای هواپیــمارو ؟
    - نه بابا صدای بمــــب بود !! :279:
    منم پیش خودم فکر کردم چه با استعــــداد
    شب رفنیم خونه نرســـــیده : زااارت !
    بابامم نه گذاشت نه برداشت خعــلی شـــیک مجلسی دستشــو با صورتــم آشنا کرد
    اون شب چیزی نگفتــم فقط به مدت گیج بودم اونجا قربون صدقم رفتن ولی اینجا کتکــم زدن ؟!
    خوب میشـــــم آیا ؟!
     
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عروسی پسر عموم بود
    بعد یه پسری داشت وسط خودکشی میکرد بسکه می رقصید
    تازه هی به خواننده میگفت فلان اهنگو بخون
    بعد خواننده بهش گفت شما فامیل دامادید یا عروس??
    پسره گفت هیچ کدوم . از اینجا رد میشدم گفتم بیام یه حالی بکنم:35:)))))
     
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    شما هم قبلا مثل من در این بطری نوشابه خانواده هارو میگرفتین سوراخ کنید بعد تیوپ ( همون توییپ خودمون ;) ) لاستیک دوچرخه و ... رو گرد ببُرید و بعد بذارید تو در بطری نوشابه یکم آب بهش اضافه کنید و طی یک عملیات بسیار مهم با استفاده از تلمبه باد کنید و بالایی بگیریدش بعد درش رو باز کنید تا بره بالا؟!
    آخ که چه حالی میداد با بچه ها مسابقه میدادیم مال هرکس بالاتر بره... :smile:
     
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    آقا ی بار با خواهرم بحثم شد خواستم ازش انتقام بگیرم رفتم حموم در پوش شیر سرد و گرم رو عوض کردم بعد با افتخار اومدم بیرون منتظر بودم خواهرم بره که ناغافل پدر گرام تشریف بردن حمام منو میگی با سرعت از خانه جیم شدم بعد بابام اس داده اگه بیای خونه خونت پای خودت منم دارم این پست رو با گربه های ولگرد محلمون مینویسم
     
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاقا شما یادتون نمیاد اونوقتا که امکانات نبود، میخواستیم نقاشی بکشیم روغن نباتی می مالیدیم روی کاغذ تا پشتش معلوم شه بعد میذاشتیمش روی یه عکس و از روی اون نقاشی می کشیدیم....
     
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اخا پریشب رفته بودیم مهمونی خونه ی اقاجونم, همه ی فامیلا ام بودن.
    نشسته بودیم گودزیلای خالمم کنارم بود. ب جان خودم من فقط یک کلمه بهش گفتم: عسل جون ساپورتت کثیف شده چرا اینو پوشیدی؟؟ ک اونم با صدای بلند در جوابم اینو گفت: خودت کثیفی, دندونات کثیفه, ی نگا تو اینه ب خودت بنداز سنگ توالت عمومی از دندونای تو تمیز تره......
    حالا همه ی نگاه ها ب سمت دندونای من این جوری:O_o:
    ب خدا هرشب مسواک میزنم:/
    من :(
    گودزیلا D:
    حضار در جمع :35:
    دندونام D:
    سنگ دسشویی : ^_^
    گل های قالی :35:
    یعنی هنوز دارم تیکه های خورد شدمو جمع میکنم:/
    پیام اخلاقی: لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود :16:
     
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاقا يادمه مدرسه اخرين روز مدرسه يه اسپيكر بزرگ بردم مدرسه سر كلاس دبير زيست آمادش كردم. طبق معمول داشت نصايح آخر سالو ميگفت منم اسپيكرو روشن كردم....... حالا: هله دان دانه هله دان دانه دان دان دانه دبير داشت دفترشو گاز ميزد مام صندليا رو. خدا خيرش بده اسپيكرو كه نگرفت هيچ كليم وسط كلاس رقصيديم
    من:16:
    بچه ها:35:)))))))
    معلم:{)
    اميد جهان:((((((((
    لايك: كلا مخت پنج كار ميكنه
    لايك: آهنگ بهتر نداشتي؟
     
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    ما تو خونمون یه درخت گلابی داریم. این همسایه ما هم آدم مذهبی و خشکی بود. هر وقت گلابی های این درخته میافتاد خونشون برمیداشت مینداخت اینطرف دیوار.
    بچه اش هم که این صحنه رو دیده بود، میرفت از تو یخچالشون گلابی هایی که باباش خریده بود رو بر میداشت مینداخت تو خونه ما...