1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال 2

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 14, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    تو محل کارمون یه آقاییه خیلی وسواسیه اسمشو گذاشتیم آقای پاکیزه
    طبیعتشه دیگه :35:
    همین آقای پاکیزه بهم گفت یه چایی براش بریزم
    چایی براش ریخت از شانس بدش یه پشه افتاد تو استکانش :smile:
    چیزیم که جلو دستم نبود بجز یه چاقوی عتیقه همون چاقوئه رو برداشتم
    دنبال پشهه تو استکان چایی :smile: انقد که دستو پا زد ترسیدم غرق شه
    انگشت کردم تو چایی انداختمش بیرون :smile: هیچی یدونه چاییم برا خودم
    ریختم اومدم چاییارو ببرم چشتون روز بد نبینه :smile: اتسه کردم شتلپ
    قطرات ریز آب دهانم تو چاییه آقای پاکیزه پخشو پلا شد :35:
    شما که نمیدونید با چه اشتیاقی این چایی رو خورد :smile:
     
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    پسر مامان یک کم پسته داری برام بیاری
    مامان چند کیلو میخواهی پسرم
    پسر برای الان پای فوتبال 1کیلو بسه
    مامان میوه چی دوست داری بیارم
    پسرهرچی باشه موز سیب و.....
    مامان زیاد نخورشام. گوشت داریم
    خاطرات یک دهه پنجاههی................
    الان چی.............
    ما دهه پنجاهی میوه کیلو25تا تک تومنی خوردیم پسته کیلویی1000خوردیم
    گوشت کیلویی250خوردیم واسه همینه که اینقدر عمرمون زیاد شده.....
    شما چی همه لاغرند میگن که مده کمرباریکی...........
    اخه کلاس براچی میزارین
    بگید چیزی برای خوردن نداریم ...................
     
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا این صاحب کارخونه های نوشیدنی چی در مورد ما فکردن؟؟؟ روی شیشه نوشتن سرد بنوشید!!! در یخچال نگهداری شود!!!! میترسم 2روز دیگه بگن ی نصاب میفرستیم در شیشه رو واستون باز کنه!! خدایشش نیدونم دیگه چی بگم؟؟؟؟؟
     
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    امروز مخاطب فوق العاده خاصم رو قرار بود ببرم براش روسری بخرم یادم رفت باید ساعت شیش برم دنبالش خوابم برد الان بیدار شدم زنگ زدم
    من : سلام خانم کوچولوی خودم
    اون : سلام )با سردی(
    من : الهی قربون شروار کردی بابات برم ببخشید خوابم برد
    اون : عیب نداره )با سردی(
    من : قربون بابای کچلت برم من معذرت میخوام
    اون : فایده نداره
    من : اگر دوتا روسری بخرم چی؟ جون شکم بابات آشتی کن ؟
    اون : کامران جونم جریمت ظهر باید نهار بدی
    من : به جون علی رضا جونم )باباشه( شام هم میدم ,آشتی؟
    اون : کامران من آشتی ولی گوشی رو اسپیکر بود بابام شنید داری قربون بلاش میری فقط نمیدونم چرا داره از چشماش خون میچکه ^__^ دی :
    یا خداااا من برم دنبالش ببینم راست گفته یا شوخی کرد ,خدایا غلط کردم غلط کردم
     
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    سـر كـلاس دوســتم بـه هــمون حــالتي كـه سـر تـوالت ميــشـيـنـيم نشـسته بـود، معلـم اومـد يـه نگــاهي بهــش كــرد و گـفت : خــــسته نباشــــيد آفــــتابه بــدم خــدمتـتـون؟
    گـفت: نـه اجـازه شيـلنـگ هــست مــرسي
     
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاخا من دوم دبیرستان که بودم معلممون داشت درس میداد دوستم بادوستش حرف میزد که یهو معلممون گفت برو بیرون دیگه خسته شدم.حالا جواب دوستم:فک کردی.چی فک کردی.فک کردی من نمیرم آره فک کردی!!
    دیگه معلممونم داشت تخته رو گاز میگرفت
     
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    يني احتمال اينكه در عرض 10 دقيقه ي آينده نسل همه ي پشه ها منقرض بشه و همه ي كولراي دنيا روشن بشن(حتي تو تاكسي) و امتياز همه تو 4jok بره بالاي 12000 و من صاحب ي لامبورگيني بشم خيلي بيشتر از اونه كه من و خواهرم توي همون 10 دقيقه با هم دعوا نكنيم!!!!
    بيا اومد تو اتاق الانه ك ي مبارزه تن ب تن با هم داشته باشيم!!!!!!

    به سلامتي همه اونايي ك با خواهر كوچيكشون مشكل دارن
     
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یه مجله داشتم توش یه تست روانشناسی بود که یه سوالش این بود:
    آیا شما تا بحال چیزی کش رفته اید ؟ بله خیر
    بعد یه مدت که رفتم سراغش دیدم این جوابا توش بود:
    یکی دور بله با مداد خط کشیده بود بعد پاکش کرده بود!
    یکی کنار بله یه نقطه گذاشته بود!
    یکیم با صداقت کامل دور بله خط کشیده بود!
    خودمم برای این که ردی بجا نذارم ذهنی امتیازشو حساب کردم!
    ینی یه همچین خانواده ی صادق و پاکی هستیم ما !!!!
     
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    موقعی که راهنمایی بودم با یکی از بچه ها زیرزیرکی کرم می‌ریختیم ولی کتکش یکی دیگه
    می خورد و کسی هم جرات نداشت ما رو لو بده چون بعدا دهنش رو سرویس می کردیم
    خلاصه یه روز سر کلاس کرم ریختن ما گل کرد یکی از بچه ها یه صدای
    وحشتاکی داد معلم هم گفت بیا بیرون به یکی از بچه ها هم گفت برو به مدیر بگو بیاد
    مدیر هم دستش خیلی سنگین بود تصور کنید پهنای دستش اندازه ی کتاب جغرافی و
    قطرش اندازه ی کتاب زیست پیش دانشگاهی!!!!!
    آغا مدیر آمد فهمید قضیه چیه یه کشیده زد به طرف که مثل اعلامیه چسبید به دیوار
    یه تی پایی هم زدش از کلاس انداختش بیرون!!!!
    طرف هم تبعید شد به اون شعبه
    خدایا از گناهانمون بگذر
     
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    دختر خالم تازگی بچه دار شده بچش پسره ،شیر خودشو به بچه نمیده میگیم چرا به بچه شیر نمیدی میگه من به شوهر مردم شیر نمیدم!!!!!!!!!
    من نگران این آینده نگری باشم یا نگران این عشق روزافزون مادر شوهر به عروس!!!