1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال هه هه

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 13, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    بچه ها امیدوارم این اتفاقی که برام افتاده برای شما هم پیش بیاد اگه لایک نکنید.داشتم چای با خرما میخوردم.یه گاز از خرماه خوردم دیدم یکم ترش شده گفتم بیخیال.دیدم یه چیزی زیره دندونم صدا داد.بد دیدم یه چیزی لایه دندونم گیر کرده نصف دیگه ی خرما که هنوز تودستم بود رو نگاه کردممم........ چشمتون روزه بد نبینه دیدم یه کرم توشه.از اون بد تر دیدم کرمه نصفست.یعنی من نصفشو خوردم.تا 2 روز حالت تهوع داشتم. لایک نکنی سرت میاداااااااااااا
     
    Engineer، dragonrider، lady taylor و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف ميكنم يه دوست فرانسوي دارم داشتيم باهم حرف ميزديم بهم گفت دعوت نامه ميفرستم بيا فرانسه واس تعطيلات (كريسمس اونا بود!) منم خواستم كم نيارم گفتم من كه نميتونم ميخواي واس تو دعوت نامه بفرستم تو بيا ايران واس تعطيلات اينجا جاهاي ديدني زياد داره هيچي ديگه جدي گرفت مدارك و مشخصات فرستاد كه واسش دعوت نامه بفرستم الانم يه ساله كه منتظر دعوت نامه است!!
    يه همچين دختر كلاس بذاريم من...خخخخخخ
     
    Engineer، lady taylor، anti love و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف می کنم یه بار مدرسه نمره کم گرفته بودم نشسته بودم تو پارک کنار مدرسه سرم پایین
    بود فکر میکردم چطور به مامان بابام بگم بعد 10 دقیقه سرم رو اوردم بالا دیدم به اندازه 3 تومن
    پول خورد کنارمه مردم فکر کردن گدام چقدر ما مردم سخاوتمندی داریم یه لحظه پیش خودم فکر
    کردم اگه اینطوری ادامه بدم رقبا فقط بیل گیتس می مونه
     
    Engineer، dragonrider، lady taylor و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    سال دوم دبیرستان امتحان دینی داشتیم یه متن 2 3 خطی بوذ که به اتفاق هیچکدوم حفظش نکرده بوذیم ما هم اونو به صورت فینگیلیش پای تخته نوشتیم طفلک معلمه مونده بود چرا همه سر جلسه زل زدیم به تخته اخرشم نفهمید
    حال کردین خلاقیتو
     
    Engineer، dragonrider، lady taylor و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف می کنم ی روز تو خونه داشتم با توپ بازی میکردم ی دفعه توپ خورد تو گلدون مورد علاقه ی مامانم و خاک شیر شد بعد رفتم سر کوچه پسر همسایمونو دیدم گفتم بیا با توپ روپایی بزن آگه بتونی از تو کوچه تا تو اتاق من بری ی جایزه داری اونم ساده باور کرد تا اومد تو خونمون مامانم رسید منم تمام کاسه کوزرو رو سر این بنده خدا خورد کردم بعدم با خیال راحت به بازیم ادامه دادم
     
    Engineer، lady taylor، anti love و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عـآغـآ اعتـرآف میـ کنـم مـَـن همیـشـِه سـَـرِ کلآس وقـتآیی کـِه امتحآن کتبـی دآشتیـم... روی میـزُ لـآک غلـط گیـر میگـرفتـم... خشـک کـه میشـُد سوالـآیی رو کـِ ه بلـد نبـودم رو بآ خـودکـآر روش مینـوشتـم:smile: همیشـه هم نمــرهآم خـوب میشـُد^.^ بعلـــــــه :279: :smile:
     
    Engineer، lady taylor، anti love و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی من 10سال داشتم رفتم خونه همسایمون تقریبا حدود 5تا ایزوگام حیاطشون بود(منم که تا اون موقع فک میکردم پس اونا لواشکه!!)برگشتم به همسایمون گفتم وا خاله چقد لواشک دارین یکی از اونارو میدین به من!!!!!!!!
    قیافه خاله بعد از شنیدن حرفم:35:
    اینم قیافه من:((
     
    Engineer، lady taylor، anti love و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم آرزو میکردم زودتر بزرگتر شم تا بتونم مثل آدم بزرگا لباس بپوشمو آرایش کنم ولی حالا حسابی پشیمونم و آرزو میکنم بچه بشم.
     
    Engineer، lady taylor، anti love و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه که بودم فک میکردم هرچی مارک روش باشه کلاس داره:279:
    مثلا همیشه بابامو کچل میکردم موز مارکدار بخر ! :279:
    بابامم فک میکرد دارم اسکلش میکنم ی پس گردنی میزد بم:279:
    همیشه هم از تو میوه ها میوه های مارک دارو میخوردم:279:
    میرفتم خونه ی فامیل میگفتم میوه ی با کلاس برام بیارین...:279:
    ی همچین بچه ی مودبی بودم من:35:
    اصا ی وضــــــــــــــــــــی^_^
     
    Engineer، dragonrider، lady taylor و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم یه بار بچگی ها کارتون زورو رو دیدم.جوگیر شدم رفتم روتموم لباسام علامتش رو زدم.یعنی تا سه هفته اصلا از از خونه بیرون نرفتم!!!!لباس نداشتم که!!
     
    Engineer، dragonrider، lady taylor و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.