1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال هه هه

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 13, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی دبستان بودم زنگای تفریح با دوستام دنبال هم میدویدم وقتی رفتم راهنمایی تو زنگ تفریح همش میرفتیم ی گوشه پاتوق میکردیمو حرف میزدیم ولی دبیرستان زنگای تفریح همش داشتیم تکلیف زنگ بعدو می نوشتیم یا داشتیم امتجان زنگ بعد (که هیچی نخونده بودیمو)میخوندیم
     
    lady taylor و anti love از این پست تشکر کرده اند.
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی بچه بودم فک میکردم کره ی زمین مال ماست بقیه کره ها اون ادم خارجیان تازه وقتی فهمیدم اونام مثل ما آب و غذا میخورن یه عالمه تعجب کردم بعله همچین بچه ی شیرین عقلی بودم بنده.
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    آقا تورو خدا انقد برادر خواهر های کوچیکتر از خودتونو گودزیلا ننامید اگه برادر خواهر نداشتید مثل من درک میکردید تنهایی خیلی سخته من همیشه آرزوم بوده برادر خواهر داشته باشم حد اقل شما که دارید قدرشونو بدونید
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم اوین روز دانشگاه یکی از دوستام منو برد کلاس
    منم نمیدونستم کلاس چند سانتی از سالن پایینتره


    یه لحظه احساس کردم پام خالی شد

    نزدیک بود شیرجه برم داخل کلاس اونم بین ورودی های جدید :(
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی میگفتن اصفهان نصف جهان فک میکردم منظورشون از نظر وسعته حتی یه اهنگ محلی بود میگفت نصف جهان تو ایرانه اون موقع مطمئن شدم از نظر وسعته ولی به مرور زمان فهمیدم نع اینطور نیست
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    بچه که بودم هروقت مامانم میگفت شام خوراکی داریم )خوراک لوبیا...(منم فکر میکردم شام چیپس و پفک وبستنی داریم کلی خر کیف میشدم.....
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف ميكنم بیشتر ساعات التماسی که تو زندگیم داشتم مربوط به دوم ابتداییم میشه که به یک سگ التماس می کردم جون مامانت اینجا یخ زده پارس نکن من مثه آدم رد بشم..
    احمق بی شعور اینقدر پارس کرد 10-12 بار تو 5 متر خوردم زمین: زانوم ترک خورد دماغمم شکست...
     
    Engineer و anti love از این پست تشکر کرده اند.
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم هروقت میخوام از بابام پول بگیرم واسه شهریه دانشگام ی 300,400تومنی ب مبلغ شهریه اضافه میکنم واس خودم برمیدارم...^_^
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه که بودم شب ادراری شدید داشتم
    یه شب که حسابی سر جام جیش کرده بودم به فکر این بودم که چه جوری ماست مالیش کنم ؟؟؟؟
    پا شدم به مادرم گفتم مامان برو یه پارچ آب بیار خیلی تشنمه اونم با تعجب رفت آورد منم موقع خوردن همشو ریختم رو خودم گفتم وااااای مامان از دستم در رفت خیس شدم
    مادر باهوش منم گفت کره خر خیس بودنش هیچی بوی گندشو میخوای چی کار کنی؟؟؟
    از اون موقع به بعد هر وقت این اتفاق میفتاد مثل مرد پاش وایمیستادم
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم هروقت میخوام برم دستشویی، درش و چنان محکم میکوبونم به دیوار که اگه پشتش سوسک باشه بیفته دستش رو بشه،بهتر از اینه که همینطوری برم تو پشت در سوسک داشته باشه و منم نه راه پیش داشته باشم نه راه پس ...
    خو چیه میترسم از سوسک دیگه:35:))))
    من:((((((
    سوسکه ضربه مغزی شده &
    در دستشویی ()
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.