1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال هه هه

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 13, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم من و دوستام از گوشی های انروید مدل بالامون در حد یازده دوصفر استفاده میکنیم
    خداوکیلی چند نفر مثل ما هستن؟
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم از اینکه همه بچه ها از خاموش کردن کولر توسط پدر شاکین من تعجب میکنم!!
    بابای ما تا ساعت 10 میخوابه ما که سحر خیز هستیم از سرما بندری میریم و کولرو خاموش میکنیم بعد بابام داد میزنه :کدوم بوووووق کولرو خاموش کرد ؟بدو روشنش کن!!
     
    Engineer و anti love از این پست تشکر کرده اند.
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه که بودم رگ های روی دستم روکه میدیدم فکرمیکردم رد صابونه که رودستم مونده!!!!!!!!همچین آدم نظریه پرداز وعاقلی بودم من!!!!!!!!!
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف می کنم که خیلی دوست داشتم توی این کادرا که بالاش می نوشتن (لطفا در این کادر چیزی ننویسید) بنویسم:باشه چشم حتما ...
    ولی هیچ وقت این کارو نکردم
    پدر ترس بسوزه........
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف ميكنم كه تا حالا استادي رو نديم كه حاضرغايب نكنه
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    البته به غير از سر جلسه امتحان
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه ک بودم تازه ضرب المثل نمک رو زخم پاشیدنو شنیده بودم خاستم امتحانش کنم...
    اااقاا با دختر همسایه داشتم خاله بازی میکردم ک دستشو با چاقو برید..بهش گفتم بدو برو خونتو بشور. زخمتو باز کن بعد انگشتتو فرو کن تو نمکدون....هیچی دیگه...همچین جیغ بنفشی کشید ک صداش تا خونمون اومد...
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    آقا من اعتراف ميكنم وقتي دوم دبيرستان بودم اون نفري كه رفت تو آبدار خونه تو چايي معلمها مايع ظرفشويي ريخت و كل زنگ تفريح معلما از دهنشون حباب درميومد....من بود!
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف می کنم که رفته بودم واسه امتحان رانندگی، خیلی هم استرس داشتم. نوبت من که شد افسر بهم گفت دنده عقب برو. من هم که کلی هول شده بودم به جای اینکه دستم رو بذارم پشت صندلی و برگردم عقب رو نگاه کنم دستم رو انداختن پشت گردن افسر و محکم داشتم می کشیدمش طرف خودم!
    افسره :279:
    من : o.O
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم
    موقع ابتدایی و مهد خعلی ذوق و شوق داشتم حتی واسه خریدن جلد کتابام -_-
    .
    ولی الان ب درجه ای از تنبلی و بیخیالی رسیدم ک:
    اگه موقع مدرسه رفتن کیفمو خودمو همراه با مابقیه مخلفات جا نذارم باید خدارو شاکر باشم ۸_۸
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم حدود 6 سال پیش یه دو هزاری که امضا یه بازیگر گرفته بودم دادم به دختر دوست مامنم که خیلی عضیت(اذیت،عظیت و ....)م میکرد بعد که از خونمون رفت به مامانم گفتم که دختره دوستت پولمو بدون اجازه برده مامانم هم از خدا خواسته زنگ زد به مامانش و کلی چیز به دخترش گفت
    الان بعد شش سال که هنوز با هم قهریم همه فکر میکنن دختره خودش پول رو برداشته
     
    Engineer، lady taylor و anti love از این ارسال تشکر کرده اند.