1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال هه هه

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 13, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی میام چهار جک تمام صفحاتو OFF LINE میخونم که وقتی خواستم لایک کنم به طرف مقابل امتیاز نرسه!

    حالا لایک کن!
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    هر وقت اون تبلیغی که بچه نقاشی خونوادشو میکشه و میگه مامانم رفته بگید برگرده میبینم بغضم میگیره.
    من 6 ساله نیستم، 26 سالمه!! اما هنوز وقتی صدای اون بچه رو میشنوم یاد روزی میوفتم که مامانم طلاق گرفت و رفت.
    اعتراف میکنم آدم تا آخر عمرش مامانشو می خواد فرق نمی کنه 6 سالش باشه یا 60 سال
    کسی میتونه به مامان من بگه برگرده؟ :((((
    زندگی بدون اون معنی نداره!
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم اولین تقلبمو کلاس سوم دبستان کردم. از رو برگه نفر جلویی نوشتم.
    درس اجتماعی بود سوال این بود که مدیر خونه کیه؟؟!!
    تا اون موقع بهش فکر نکرده بودم. آخه تو خونه ما هر کی صداش بلندتر باشه زورش بیشتر باشه مدیر اونه :35:)
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم با23سال سن تاهمین چند ساله پیش نمیدونستم چاغاله بادوم همون بادومه خودمونه!!!!!

    اخه بچه هم نبودم!!!!

    اعتراف میکنم خنگ بودم!:279:
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه که بودم وقتی از مهمونی برمیگشتیم خونه خودمو میزدم به خواب تا بابام کولم کنه و بذارم تو رختخواب
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف می کنم که هفته قبل یکی از فامیل هامون اومده بود ایران و اصلا فارسی بلد نبود. من رو برد که از سوپرمارکت سر کوچه سیگار بگیریم. منم گفتم آقا یه بسته سیگار کنت با یک دونه اسپری مو بدید. بنده خدا پرسید این چیه؟ منم خیلی خونسرد گفتم این جایزه سیگاره :279:
    :35:))
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    دهه شصتیا خوب یادشونه که تو دوران ابتدایی چقد بهمون مشق میگفتن..ماشالا درسا همکه درس نبود، رمان بود واسه خودش..هر درسی 7-8 صفحه!معلما هم که مهربون !هرشب میگفتن یه دور از روش بنویسیم...
    اعتراف میکنم کلاس پنجم که بودم معلممون ماهی یکیبار بیشتر دفتر مشقارو نمیدید..منم هیچ کدوم از مشقامو نمینوشتم..دو روز به موعد مقرر دیدن تکالیف یه دفتر نو برمیداشتم وخیلی تمیز و خوش خط مینوشتم.بعد وقتی خانوممون میگفت پس بقیه تکالیفت کو؟ منم با قیافه حق به جانب میگفتم خانوم دفترمون تموم شده بود یکی دیگه برداشتیم...اونم طفلی باورش میشد! این کلک و حداقل سه چار بار زدم که خدارو شکر لو هم نرفت...
    وای که تو اون لحظه وقتی خانوم به سلامتی میرفت میز بعدی من چه حس پیروزی بهم دست میداد..
    من یه همچین بچه زرنگی بودم واسه خودم...کسی کشفم نکردوگرنه الان اینجا نبودم که ^_ ^
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اولین پستمه هااااااااا:
    یکی از دوستام اعتراف می کنه که روز اول کلاس اول ابتداییش توخونه بهش گفتن رفتی مدرسه میز اول بشین اینم رفته میزارو از آخر به اول شمرده و نشسته میز اول ولی از آخر(یعنی میز آخر).کلیم ذوق کرده که اینقد زود میز اولو گرفته!!!!!!!!!!!!!!
    آخرشم که معلم بهشون مشق شب داده فک کرده که مشق شبو فقط باید شب بنویسه،اومده خونه و با اینکه دل تو دلش نبوده که اولین مشق زندگیشو بنویسه تا شب صبر کرده!!!!!!!!!!!!
    التماس لایک!!
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم که من هر موقع میرم استخر دستمو تا مچ میبرم میکنم تو اون لوله ای که آب با فشار وارد استخر میشه همچین اینکارو با ذوق عین اسکولا انجام میدم که حس پطروس بودن بهم دست میده
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم 10سال پیش اون بوته خار گنده ی تزئینی که وسط پذیرایی آتیش زدم آزمایش علوممون نبود! :-|
    بخدا هیچ دانشمندی راضی به سوختن خونه ی مردم نیس !
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.