1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافای باحال هه هه

شروع موضوع توسط Sara AS ‏Sep 13, 2013 در انجمن خنده و شوخی

  1. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف می کنیم:16:روز گودزیلا 5ساله تکرار می کنم 5ساله.اومده نشسته کنارم میگه:واااااای!!!!پیر شدم.
    من:OIO اگه تو پیری پس من چیم؟!
    گودزیلا:تو؟!مرده متحرک.
    تا آخر مهمونی اصلا حرف نمی زدم.
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم بچه که بودم ، برای اولین بار فیلم خارجی تو تلوزیون دیدم که زنا روسری نداشتن ، اون موقع هم فقط من و مامانم خونه بودیم ، منم فکر میکردم وقتی میخوان این فیلما رو پخش کنن ، به تموم خونه ها زنگ میزدن و میگفتن مرداتون رو بفرستین بیرون ، ما میخوایم فیلم زنونه پخش کنیم !!!
    لایک = بابا تو دیگه کی هستی
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی کلاس دوم راهنمایی بودم بابایه دوستم که بی سواد بود ازم پرسید این راس میگه که نمره هاییه قبولی رو با سرخ مینویسن و نمره تجدیدی رو با ابی اخه انگار رو کارنامش قوطی رب گوجه خالی شده منم گفتم اره راس میگه گفت اخه این میگه فقط ورزش تجدید اورده خیلی تر فرزه من گفتم نه ورزش سوالاش سخت بود منم نزدیک بود بیفتم
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعـتـراف مـی کـنـم یـه بـار یـه نـفـر یـه آدرســی رو گـم کــرده بــود از مــن کــه کـنـار جـاده بـا دوسـتـام وایـسـاده بــودم پـرسـیــد آقــا فــلان آدرس کـجــاست؟؟؟
    کــاغـذشـو گـرفــتـم گـفــتـم ایــن خـیــابـانـو مـی بـیـنـی؟؟؟
    ایـنـو مــســتـقـیـــــــــــــــــــم مـیـگـیـری مـیـرسی بـه یــه مــیـدون.. مــیــدون رو دور مــیـزنی مــیــرسی بــه یــه فـرعــی بــعـد فــرعـی رو مــی پـیـچـی صـــــــــــاف مـیـای مـیـری تــو بــــاســن مــن، مــن چـه مــیـدونــم کـجـاسـت آخــه مــرد حـسـابـی ! ^_^ :v
    یـارو خـشـکـش زد ,دوسـتـام پـیـشـم نـبـودن یـارو کـشـتـه بـود مـنـو ^_^
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعـتـراف مـیـکـنـم ,ایـنـبـار نـه اعـتـرافـی خـنـده دار,بـلـکـه اعـتـرافـی جـمـعـی...
    گـاهـی پــای کـسـی مـی مــانــی ...
    کــه نــه دیـدی اش ....
    نــه مـی شـنـاسـی اش.....
    فــقــط حـسـش کــرده ای ....
    تــجـسـمــش کــرده ای....پــشـت هـالـه ای از نــوشــتـه هـای مــجــازی تـوی پــیـج مــجـازی اش ...
    کــه هـر روز مـیــخــوانـی و در جـوابـش مـیـگــویــی...
    " لایـــک" !!!
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    من 4 سالم بود که پدرم فوت شد(سال1365).ما حدود 30تا گوسفند داشتیم.تابستونا بره هایی که باید میفروختیم رو از گله جدا میکردیم و از صحرا میووردیم داهات تا پروارشون کنیم واسه فروش.وظیفه من به چرا بردن گوسفندا از صبح تا غروب بود.اون موقع ها من برعکس همه بچه ها آرزو داشتم زودتر مهر بشه برم مدرسه تا یه کم استراحت کنم. ولی این رو هم میدونستم که خرجی 1ساله زندگی ما به فروش این گوسفندا وابستس.
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  7. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم وقتی که خیلی بچه بودم ; هر وقت میرفتم خونه ی فامیلامون; هنوز وارد هال و پذیرایی نشده بودم میگفتم : خوردنی چی دارین؟؟؟؟!!!!!!!
    بهله دیگه...همچین بچه ی با ادبی بودم من..پس چی؟؟!!!!
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    عاغا یه شب رفتیم خونه مادر بزرگم شب موندیم اونجا نصف شب خوابم پرید یکی از دایی هام بلند شد بره اب بخوره دایی کوچیکم همین که دید داداشش بلند شده یدفعه پتو رو انداخت کنار انکار کلاش دستشه شروع کردن به وانمود به تیر اندازی گفت تتتتتتتتتتتتتتتتت
    اقا طفلک دایی بزرگه یک متر پرید هوا منم از ترسیدن داییم ترسیدم چنان ترسیدم تا 3 روز خوابم نبرد
    اعتراف میکنم تو کل زندگی مفید و غیر مفیدم اونقدر نترسیده بودم
     
    Engineer و lady taylor از این پست تشکر کرده اند.
  9. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    یکی از چالش های بزرگی که در کودکی فراروی ِ من بودُ باهاش درگیر بودم این بود که چه جوری “فریبرز عرب‌نیا” و “ابوالفضل پور‌عرب” رُ از هم تفکیک کنم!!! تازه یه وقتایی فریبرز عرب نیا و فرامرز قریبیانم قاطی میکردم !! . . . . . . . . . . . . . . . . .
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. Sara AS

    Sara AS AS

    2,509
    7,993
    584
    اعتراف میکنم ینی اگه روزی بفهمم کسی دوسم داشته و بهم نگفته
    آنچنان میزنمش که بره سینه قبرستون
    خب کصافط من اینجا دارم تو تنهایی میمیرم بعد تو نمیای بگی؟:279:
     
    Engineer، lady taylor و Goln@r از این ارسال تشکر کرده اند.