1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اعترافات من ...

شروع موضوع توسط hossin ‏Apr 11, 2014 در انجمن خنده و شوخی

  1. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    اعتراف ميکنم بچه که بودم يه بار با آجر زدم تو سر يکي از بچه هاي اقوام , تا ببينم دور سرش از اون ستاره ها و پرنده ها مي چرخه يا نه!!!!!
    تازه هي چند بارم پشت سر هم اين کار و کردم , چون هر چي مي زدم اتفاقي نمي افتاد!!!!
     
    setareh، Aryamehr، flor@ns و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    چند روز پیش دختر خالم گوشیشو خونمون جا گذاشته بود ... بهش اس ام اس(!) زدم گوشیت جا گذاشتی!!!!!!!
     
    setareh، Aryamehr، flor@ns و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    چند وقت پیش تو حیاط خونه سیگار میکشیدم که صدای باز شدن در حیاط اومد منم حول شدم سیگارو روی گوشیم خاموش کردم (!!) و بدترش اینکه بلافاصله گوشیو پرت کردم تو باغچه و سیگار خاموش موند تو دستم!!!!!!!!!!!!
     
    setareh، flor@ns، Admin و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    اعتراف میکنم دوران راهنمایی روز معلم بود
    همه تخم مرغ آورده بودن که توش پر گل بود منم از یه تخم مرغ خام آورده بودم که بزنم بخندیم! این اومد داخل همه سرو صدا کردن و شادی کردن تخم مرغارو میزدن به تخته منم این وسط تخم مرغو زدم به تخته ! ترکید رو تخته پاشید همه جا رو لباس معلمم ریخت ! سریع گفت کی بود ؟!!؟ هیچکی هیچی نگفت با این که میدونستن کار منه خلاصه از ته کلاس 4 5 نفر شلوغو آورد بیرون مثل سگ زدشون ولی نگفتن کار من بود ! چون شاگرد زرنگیم بودم معلمه شک نمیکرد بهم !
    وقتی از کلاس اومدیم بیرون تا دو کیلومتر به صورت چهار نعل فرار کردم آخرم سر کوچه گرفتن مث سگ زدنم !
     
    setareh، Aryamehr، Admin و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    [​IMG]

    اعتراف می کنم پسر همسایمون دوتا سی دی از ویدیوکلوپ برداشته بود. گفتم که بده من هم ببینم. اون هم گفت به شرط اینکه یه سی دی جدید بدی. من هم که هیچی نداشتم رو یه سی دی الکی نوشتم کشتی رانی در کوهستان و بهش گفتم این فیلم رو هیچ جا ندارن. خیلی خوبه! خلاصه خیلی تعریف کردم اون دوتا سی دی رو ازش گرفتم ...
     
    setareh، Aryamehr، flor@ns و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    چند شب قبل خواب دیدم از کنار فلکه شهرداری با موتور یه تیکه خلاف رفتم تا به اون طرف رسیدم از شانس بد ما دیدم پلیس ها وایسادن میگن ایست ایست! ما هم همون وسط خیابون وایسادیم. حالا مونده بودیم یه دنده بزنیم فرار کنیم یا موتور رو بدیم تحویل شون! خواستم فرار کنم دیدم به سربازه گفت شلیک کن!!! خلاصه آخرش موتور رو گرفتن. حالا حتما میگین این چه ربطی به اعتراف کردن داره؟ آخه بعد از این خواب بدون اینکه حواسم باشه همه این ها یه خواب بوده، نیم ساعتی رو تخت داشتم فکر می کردم که حالا جریمه و دردسر آزاد کردن موتور به کنار، فردا با چی برم دانشگاه؟!
     
    setareh، Aryamehr، Admin و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    اعتراف می کنم یه بار توی ویندوز 98 دستم خورد چند تا شورت کات پاک شد. بلد نبودم چیکار کنم. دل چرکی شدم ویندوزو پاک کردم دوباره نصب کردم!
     
    setareh، Aryamehr، Admin و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    اعتراف می کنم تو بچگی هام یه بار بابا و مامان من دعوا کردن، من هم رفتم یه عالمه حشره کش زدم به خودم که بمیرم ... وصیت نامه هم نوشتم تازه، توش حلالشون کردم که عذاب وجدان بگیرن!
     
    setareh، Aryamehr، Admin و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    اعتراف می کنم که بچه بودم یه کارتون نشون می داد که مورچه زیره فیله یه سوزن می زاره و فیله میره هوا. منم زیر یه بنده خدایی سوزن گذاشتم که بره هوا، جیغ زد ولی متاسفانه نرفت هوا!
     
    setareh، Aryamehr، Admin و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. hossin

    hossin چون میگذرد غمی نیست...

    849
    2,977
    337
    اعتراف می کنم دو هفته قبل داشتم می رفتم جلسه، خیلی عجله داشتم، بهترین کت و شلوارم رو پوشیده بودم. باورتون نمی شه، وقتی از جلسه برگشتم خونه و درست دم در بود که فهمیدم همه این مدت با دمپایی بودم!
     
    setareh، Aryamehr، Admin و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.