1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اصفهان

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 4, 2014 در انجمن اصفهان

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    درباره شهر اصفهان
    اصفهان يكي از شهرهاي مبنايي براي كشور ايران در طول تاريخ بوده وهست. اين شهر از معدود مراكز باستانشناسي ارزشمند جهاني وبسياري از آثار باستاني آن در ليست آثار بشري به ثبت رسيده است. اگر از تاريخ اين شهر سخن به ميان آيد سرگذشت آن تا اعماق اساطير وافسانه ها ريشه دارد تاريخ اين شهر از يك سو به سليمان ونوح متصل واز سوي ديگر پايگاه نهضت كاوه آهنگر بر عليه ضحاك خونخوار معرفي مي گردد.
    [​IMG]
    [​IMG]

    اهميت اصفهان به اندازه اي است كه در اكثر دائره المعارفهاي بزرگ جهان مدخلي به آن اختصاص يافته و سفرنامه هايي از محاسن وشكوه ظاهري و باطني آن از پژوهندگاني چون تاورنيه ,شاردن و... به نگارش درآمده ومظاهر تمدن آن همانند سبك معماري ,مكتب فلسفي ومنهج فقهي آن چشمگير است.
    در هر حال نام اصفهان در ابتدا انزان بوده وسپس به گابيان يا گي تبديل شده است در دوران عيلاميان شعبه اي از مادها به سوي اصفهان رهسپار شدند وبا توجه به اين كه اصفهان تحت تسلط عيلاميان قرار داشت از پيشرفت آنها جلوگيري به عمل آمد.
    در اين دوران جاده تجارتي كه خليج فارس را به ناحيه اصفهان مربوط مي ساخت به اين شهر اهميت خاصي مي بخشيد. ياقوت حموي اصفهان را شهر سواران ناميده كه مشتق از واژه هاي اسپهان وسپاه است. احتمالا وجه تسمه اين شهر به دليل وجود پادگان نظامي در آن بوده است .
    اردشير بابكان بنيانگذار سلسله ساساني اصفهان را به تصرف خود درآورد اين شهر كه محل فرمانروايي يكي از هفت خاندان بزرگ بود با ظهور اسلام در زمان خليفه دوم به تصرف مسلمانان درآمد وپس از اين كه اصفهان اسلام را پذيرفت براي مدتي جي ناميده شد در قرن چهارم هجري مرداويج بنيانگذار سلسله زياري اصفهان را ضميمه تصرفات خود كرد .
    [​IMG]
    ركن الدوله ديلمي دو محله مسلمان نشين شهرستان ويهوديه را به همديگر ملحق نمود اصفهان در دوره آل بويه وسلجوقيان پايتخت بوده وآثاري كه از دوره ديالمه وجود دارد مبين اين مطلب است كه درزمان اين سلسله نيز اصفهان كاملا مورد توجه قرار گرفته بود دردوره سلاجقه به ويژه در مدتي كه خواجه نظام الملك وزير دوتن از پادشاهان اين دوره بود اصفهان بسيار ترقي كرد وبعد از فروپاشي سلاجقه واستقرار حكومت اتابكان در نقاط مختلف كشوردستخوش حملات گرديد كه قتل عامهاي دوران مغول و تيمور وهمچنين جهانشاه قره قويونلو از اين نمونه مي باشد وپس از قتل عام تيمور شهر در موقعيت بسيار آشفته اي قرار گرفت.
    در سال 1000 هجري قمري بدستور شاه عباس اول پايتخت صفويان از قزوين به اصفهان انتقال يافت دراين زمان جمعيت اصفهان به يك ميليون نفر رسيد وبه شدت از نظر مراكز تجاري وفرهنگي ترقي نمود.
    خيابانهاي وسيع وميدانهاي بزرگ مساجد و كاخهاي سلطنتي بخشي از سيماي شهر اصفهان در اين دوران است. به طور كلي آثار مهم تاريخي در شهر اصفهان عبارتند از ميدان امام يا نقش جهان ,عالي قاپو,كاخ چهلستون ,منارجنبان ,مدرسه چهارباغ يا سلطاني ,مسجد امام ,مسجد شيخ لطف الله ,كليسا وگنجينه وانك ,سي وسه پل يا پل الله ورديخان ,پل خواجو وبازار اصفهان.
    [​IMG]
    از جمله نقاط ديدني اين شهر مسجد جامع ,سردرقيصريه ,كاخ هشت بهشت ,تالار اشرف ,بقعه بابا ركن الدين ,امامزاده اسماعيل ,هارون ولايت ,مناره چهل دختران ونقاط تفريحي بيشماري از جمله بوستان شهري ملت ,آيينه خانه ,باغ پرندگان وباغ گلهاست .
    صنايع دستی
    اصفهان را بدون اغراق مي‌توان شهر هنرهاي دستي و سنتي ايران ناميد.هنرهاي سنتي و صنايع دستي اصفهان از ديرباز شهرت جهاني داشته و محصولات آن به كشورهاي جهان بويژه كشورهاي اروپايي صادر مي شده است.
    [​IMG]
    در اوايل قرن يازدهم هجري كه اصفهان به عنوان پايتخت دولت صفوي انتخاب شد و اين شهر مركز مهم تجارت فرهنگ و صنعت كشور گرديد زمينه‌هاي رشد و شكوفايي آن در تمامي ابعاد علمي و ذوقي و هنري فراهم آمد در اين عصر بيشتر هنرهاي ايران بويژه معماري و خوشنويسي به عالي‌ترين مرتبه كمال خود دست يافت
    از ويژگي‌هاي مهم هنرهاي اين دوره عموميت و در آميختگي آن با حيات فرهنگي اجتماعي مردم است هنر ديگر در خدمت ذوق زيبايي شناسي فردي نيست بلكه همانند هر عامل اجتماعي ديگري در راستاي هدفي متجانس و يكپارچه قرار گرفته كه داراي وجوه درهم تنيده سياسي ديني و اقتصادي است ويژگي سبكي هنرهاي اين دوره نه در بيان مفاهيم و انديشه‌هاي جديد كه در درخشش بيان و جستجوي شيوه‌هاي بياني جديد است.
    [​IMG]
    آثار هنري اين دوره از سه جنبه دقت و ظرافت هنري دوام و سودمندي قابل توجه است و ادامه طبيعي اما خلاقانه و متبكرانه هنر دوره‌هاي پيشين و مرحله‌اي از رشد و كمال آنهاست كه نيازهاي فرهنگي اقتصادي زمان را مورد توجه قرار داده است. بطورخلاصه هنر اين دوره هنري انتقالي است كه سنتهاي قديمي را در راههاي تازه بكار مي گيرد و در منابع ديگر موضوعهاي تازه‌اي را جستجو مي‌‌كند.
    برخی محصولات هنري اين دوره مانند فرشها منسوجات ابريشمي ظروف سفالين و كارهاي فلزي جنبه كاربردي دارند و بيشترين به عنوان كالاهاي تجارتي در بازارهاي داخلي و بين‌المللي داراي اهميت ‌اند و برخي ديگر مانند آثار معماري و خوشنويسي به منظور انتقال شكوه و جلال حكومت و يا تجليل ايمان مذهبي و ارزشهاي معنوي ساخته شده‌اند اما در تمامي اين اثار سنتهاي اصيل تجلي يافته است كه ريشه در قرون و اعصار گذشته ايران دارد حتي در سبك ساخت محصولات هنري تجاري نيز ضمن در نظر گرفتن سليقه مصرف كننده خارجي سنتهاي ايراني دقيقا رعايت شده است.
    هنرهاي سنتي و صنايع دستي معاصر اصفهان در واقع ادامه هنرهاي دوره صفوي است كه توسط استادكاران هنرمند پديد مي‌آيد و مورد توجه و استقبال هنردوستان داخلي و خارجي قرار مي‌گيرد و از اقلام مهم صادرات اصفهان و به شمار مي‌رود از مهمترين اين هنرها مي توان از قاليبافي قلمزني مينياتور خاتمكاري كاشي‌سازي زريبافي قلمكارسازي ميناكاري و ... نام برد.

    جغرافيايي استان و شهر اصفهان
    استان اصفهان با مساحت 106179 كيلومتر مربع، حدود 25/6 درصد از مساحت كل كشور را به خود اختصاص داده است. اين استان بين 30 درجه و 42 دقيقه تا 34 درجه و 30 دقيقه عرض شمالي و 49 درجه و 36 دقيقه تا 55 درجه و 32 دقيقه طول شرقي در ايران مركزي قرار دارد، در حالي كه شهر اصفهان با طول جغرافيايي 51 درجه و 39 دقيقه و 40 ثانيه شرقي و عرض جغرافيايي 32 درجه و 38 دقيقه و 30 ثانيه شمالي بعد از تهران و مشهد سومين شهر بزرگ ايران است.
    استان اصفهان با استانهاي دهگانه همسايگي دارد، از شمال به استانهاي مركزي و سمنان، از جنوب به استانهاي فارس و كهكيلويه و بويراحمد از مشرق با استانهاي يزد و خراسان و از مغرب به استانهاي خوزستان و چهارمحال و بختياري و لرستان محدود مي‌شود از نظر وسعت، استان اصفهان بعد از استانهاي خراسان، كرمان، سيستان و بلوچستان و فارس حائز مقام پنجم است.
    استان اصفهان از نقطه‌نظر تقسيمات كشوري پيوسته در حال تغيير و تحول بوده است به طوري كه از سال 1316 كه تاريخ قانوني شدن تقسيمات كشوري است، به عنوان استان دهم و از دو شهرستان اصفهان و يزد تشكيل شده بود. در طول اين مدت، تغييرات متعددي در تقسيم‌بنديهاي كشوري به وجود آمده است. چنانچه بر اساس آخرين تقسيمات كشوري استان اصفهان در سال 1375 به 18 شهرستان تقسيم شده كه شامل 67 شهر و 38 بخش و 117 دهستان است. كه تعداد بخشها، دهستانها و شهرهاي موجود در هر يك از شهرستانهاي استان در سالهاي 1372-1375 را مشاهده مي‌كنيم.
    سال
    تعدادشهرستان
    تعدادبخش
    تعداد دهستان
    تعداد شهر
    تعداد آبادي داري سكنه
    مساحت‌به‌كيلومترمربع
    1372
    17
    36
    116
    57
    2349
    1061795
    1375
    18
    38
    117
    67
    2349
    1070036
    جدول فوق بيان‌كننده اين واقعيت است كه واحدهاي اداري اين استان و حتي وسعت آن در حال تغيير است و يا پيوسته بر تعداد شهرهاي استان اضافه مي‌شود يعني در خلال سالهاي 1372 تا 1375، ده شهر به شهرهاي استان اضافه شده است.
    شهر تاريخي اصفهان مركز استان اصفهان است و اكنون داراي مقام سوم از نظر جمعيت در سطح كشور مي‌باشد. فاصله اصفهان تا تهران 425 كيلومتر است و در جنوب آن قرار دارد. اي شهر به دليل موقع جغرافيايي بسيار مناسب كه در قلب فلات ايران قرار دارد. پيوسته مورد توجه سلاطين و مديران مملكتي بوده است.
    اصفهان از سطح عمومي درياها حدود 1580 متر ارتفاع دارد و در شرق سلسله جبال زاگرس واقع شده است. اين شهر در چهارراه شمالي- جنوبي و شرقي- غربي كشور قرار دارد و در طي تاريخ محل رفت و آمد و برخورد اقوام و فرهنگهاي مختلف بوده است. منطقه بزرگ اصفهان در قسمت شمالي و شرقي به كوير محدود مي‌گردد و قسمت غربي و جنوبي آن به ارتفاعات زاگرس منتهي مي‌شود. علت وجودي و پيرايش اين شهر را بايد مديون آبهايي دانست كه از كوههاي زاگرس مرتفع به نام زردكوه بختياري سرچشمه گرفته و زاينده‌رود را به وجود آورده و در نتيجه شهر زيباي اصفهان در دو طرف زاينده‌رود قرار گرفته است.
    شهر اصفهان بر روي دشتي نسبتا" صاف با شيبي حدود 2 درصد و به طرف شمال شرقي بنا گرديده است توسعه‌ي شهر در طي قرون متمادي به سمت جنوب غربي بوده، زيرا در اين منطقه آب فراوانتر و آلودگي نيز كمتر است.
    استرابون (معروف آلماني مي‌گويد: "نام اصفهان در ابتدا (انزان) بوده و سپس به (گابيان) تبديل يافته و از دوره هخامنشيان به بعد به (گي) و بعدها به (جي) تبديل شده است.
    با مراجعه به منابع و دلائل موجود تاريخي چنين بر‌مي‌آيد كه كلمه (آسپادان) به طلميوس و (سپاهان) پهلوي و اصفهان عرب و اصفهان امروز يك لفظ قديمي است و به احتمال قريب به يقين اساسا" كلمه پهلوي است و ريشه قديمتر از پهلوي آن مكشوف نيست.
    هنگام تصرف اصفهان به دست قواي مهاجم عرب اين شهر (جي) ناميده مي‌شده و يا جي يكي از روستاهاي بسيار معروف و معتبر شهر بوده كه در آبادي به پاي شهر مي‌رسيده است. ياقوت حموي اصفهان را شهر سواران ناميده و حمزه اصفهاني كلمه اصفهان يا اسپاهان را مشتق از سپاه مي‌داند.
    در كتاب (تقويم البلدان) از ابن حوقل نقل شده است كه اصفهان در آخر كوهستان است از جهت جنوب و پرنعمت‌ترين شهرها است. معدن سرمه دارد. از اصفهان بعد به كاشان و قم مي‌رسند اصل آن (سپاهان) است به معني لشگرها زيرا كه سپاه عجم در وقت بيكاري آنجا جمع بودند.

    تاريخچه تخت فولاد
    گورستانهاي شهر اصفهان در ادوار مختلف تاريخي
    شهر اصفهان از ادوار گذشته مركز بسياری از حكومتها بوده است و به اين واسطه حدود و قلمرو آن در ادوار مختلف متغير بوده و بر حسب عادت و احتياج دراين شهر قبرستانهاي متعددي وجود داشته است. معمولاً هر محله از محلات شهر اصفهان در بيرون دروازه محله و خارج از فضاي مسكوني خود گورستاني داشته و ساكنين محل مردگان خود را در آن گورستان دفن مي كردند. گذشته از آن بسياري از علما و روحانيون و متنفذين، مقبره خصوصي براي خود داشته اند و يا پس از مرگ در محل زندگي خويش به خاك سپرده مي شده‌اند. اين گورستانها از گذشته تا حال به چندين دسته تقسيم مي‌شوند:
    الف – گورستانهايي كه پيش از اسلام داير بوده و اكنون اثري از آنها نيست: مانند گورستان تاريخي چملان يا چلمان.
    ب – گورستانهاي بعد از اسلام كه از ميان رفته‌اند: مانند قبرستانهاي آب بخشان، آسياب چهارسنگ، باغ خلفا و…
    ج- قبرستانهايي كه عموماً از حالت قبرستان بودن خارج شده، لكن كم و بيش اثري از قبور در آنها ظاهر است و عموماً امامزادگان و مقابر خصوصي مي‌باشند: مانند شاهزاده ابراهيم، امامزاده احمد، امامزاده اسماعيل، مقبره صاحب بن عباد، قبرستان طوقچي، گورستان با باركن الدين يا تخت فولاد و …
    [​IMG]
    در واقع گورستانهاي اصفهان قبل از دوران صفويه محدود به گورستانهاي محلي بوده اما از دوره صفويه و بعد از آن، گورستان تخت فولاد مهمترين قبرستان شهر اصفهان محسوب مي‌شده و بيشتر متوفيان شهر اصفهان دراين گورستان مدفون مي گرديدند.
    [​IMG]
    وجه تسمه گورستان تخت فولاد
    گورستان تخت فولاد در طول تاريخ به نامهاي «لسان الارض»، «باباركن الدين» و «تخت فولاد» شهرت داشته كه براي هر كدام از اين اسامي وجوهي ذكر شده است.(هر چند برخي از اقوال تاريخي، داستانهاي عاميانه و اظهارات مورخين فراتر از يك باور نيست و نمي‌تواند مأخذ علمي و مبناي تاريخي داشته باشد ليكن اظهار آن در دوره هاي مختلف گوياي قدمت تاريخي گورستان تخت فولاد است.)
    الف – لسان الارض (زبان زمين)
    1. هنگامي كه خداوند به زمين و آسمان گفت: «به ميل يا به كراهت بياييد» زمين اصفهان اجابت كرد و بدينسان بخشي از زمين اصفهان «لسان الارض» نام گرفت.
    2. گويند حضرت امام حسن مجتبي (ع) هنگامي كه در مسير فتح گرگان و يا براي جهاد به طرف قزوين از اصفهان عبور مي‌كرده و در اين زمين نماز خوانده‌اند، اين زمين با ايشان تكلم كرده است.
    ب- مزار بابا ركن الدين:
    باباركن الدين عارف و صوفي عاليقدر سده هشتم هجري قمري است. پس از دفن وي در ساحل جنوبي زاينده رود كه در مسير جاده شيراز قرار داشت، آن قسمت از سرزمين‌هاي مجاور آرامگاه باباركن الدين به «مزار باباركن الدين» شهرت يافت. ظاهراً از زمان دفن وي تا اواخر دوران صفويه به تخت فولاد«مزار باباركن الدين» مي‌گفته‌اند. در پي اين نام گذاري پل خواجو نيز نام «پل باباركن الدين» معروف گشته و خيابان امروزين فيض كه راه قديم شيراز بوده نيز ظاهراً به اين نام موسوم بوده است.
    [​IMG]
    گورستان تخت فولاد در گذر تاريخ:
    الف ـ تخت فولاد پيش از اسلام:
    حافظ ابونعيم اصفهاني در كتاب خود به نام «ذكر اخبار اصفهان» به قدمت بخشي از تخت فولاد به عنوان «لسان الارض» اشاره مي كند و معتقد است آن گاه كه خداوند خطاب به آسمانها و زمين فرمود « به ميل يا كراهت بياييد» زمين اصفهان به خداوند جواب گفت و از اين روي زبان زمين يا «لسان الارض» ناميده شد. بنابراين قدمت و اهميت لسان الارض در تخت فولاد با خلقت آسمان و زمين آغاز مي شود. اين مطلب نشانگر سابقه تاريخي اين زمين مقدس بوده و حكايت از آن دارد كه اين مكان قبل از اسلام نيز مورد توجه و عنايت مردم شهر اصفهان بوده است.
    در كتاب «نصف جهان في تعريف الاصفهان» آمده است كه در لسان الارض قبري موجود است كه به قبر «يوشع نبي» شهرت دارد. در واقع وجود اين قبر نيز در ناحيه لسان الارض قدمت اين منطقه را به پيش از اسلام باز مي‌گرداند.
    ج- تخت فولاد:
    1.گويند حضرت امام حسن (ع) در اصفهان براي بي اثر كردن جادوي يهود دراين ناحيه تختي از فولاد ساخته و در آن منزل كردند.
    2.«پولاد» نام يكي از دلاوران و سرداران ديالمه بوده است كه از سنگهاي مفروشي در وسط خيابان ميان پل خواجو و دروازه قبرستان، محلي تخت مانند براي خود ساخته و بر آن مي نشسته و كشتي گيران و پهلوانان برابر او بر زمين مسطحي به كشتي مي‌پرداختند و از اين رو اين محدوده به نام «تخت فولاد» معروف گشته است.
    3.بابا فولاد حلوايي پسر استاد شجاع (متوفي 959 ه.ق) يكي از عرفا و صوفيه است كه عده‌اي معتقدند تختگاه او در اين زمين بوده است و به اين جهت ابتدا به منطقه كوچكي كه آرامگاه بابافولاد بود «تختگاه بابا فولاد» اطلاق مي شد و از نيمه دوم قرن يازدهم هجري نام «تخت فولاد» به جاي «مزار باباركن الدين» شايع شد و رواج يافت.او ظاهراً از جوانمردان روزگار خويش بوده و عوام تخت فولاد وي را از اوليا مي‌شناسند و از او كرامت ها حكايت مي كنند. سنگ گور وي هم اكنون در صحن مركز تلفن تخت فولاد موجود است.
    [​IMG]
    گورستان تخت فولاد
    گورستان تخت فولاد با مساحت تقريبي 75 هكتار در حاشيه جنوبي رودخانه زاينده رود اصفهان و در انتهاي يكي از محورهاي تاريخي شمالي – جنوبي شهر واقع شده است.
    اين گورستان تاريخي به دليل وسعت، كثرت مشاهير مدفون در آن و وجود ابنيه ارزشمند تاريخي يكي از مهمترين محوطه‌هاي تاريخي و فرهنگي ايران محسوب مي‌شود.
     
    Mohseni از این پست تشکر کرده است.
  2. Mohseni

    Mohseni the end

    4,512
    22,101
    24,538