• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشپز که 2تا شد.............

nafa30

boys are toys"some boys are less than toys"
ارسال ها
3,173
لایک ها
6,567
سن
21
محل سکونت
پاریس کوچولو(فارس)
#1
تابستون بود!برا مسافرت یه سری برفتیم اصفهان خونه عمم!خیلی خوش میگذشت مخصوصا با دختر عمم که همسن وسال خودمه خیلی حال میکردم.......صبح روز دومی بود که اونجا بودیم!سر سفره صبحونه بودیم که عمم از جمع پرسید ناهار چی درست کنه؟........به توافق رسیدن و بزرگترا گفتن ما هوس کله پاچه کریدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟اینو که شنیدم تمام بدنم یخ کرد!متنفرم از کله پاچه حتی بوش حالمو بهم میزنه!!!!گفتم:واااااااااااااای کی ظهر کله پاچه میخوره؟بیخی شید !بابا میمیرین از تشنگی!تابستونه!نکنین!نسازید.....مگه به حرفم میگوشیدن؟؟؟؟؟؟؟اخر سر هم کار خودشون کردن!!!!من ودختر وعمم هم گفتیم بیخی خودمون برا خودمون ناهار درست میکنیم!!!!......تصمیم گرفتیم ماکارانی درست کینیم!حالا اون میگفت من درست میکنم!منم میگفتم نه خیر من درست میکنم!!!!.....دیگه برا این که حرف دوتامون بشه کارا رو تقسیم کردیم!!!!......حالا اون وسط اون میگفت من میخام ته دیگش کاهو باشه منم میخاستم سیب زمینی باشه!!!!اون بود که کف قابلمه رو نصف کردیم !نصفش کاهو ونصفشم سیب زمینی گذاشتیم!!!!...............خلاصه کاراش که تموم شد رفتیم پایین ساختمون (خونشون طبقه 6)داشتیم صفا میبردیم!مدام هم نگای ساعت میکردم که وقت از 1ساعت نگذره ونسوزه که کنفت بشیم!!!!!...........به به به!دست گل خودمون درد نکنه!!!!!خییییییییلی خوشمزه به نظر میرسید!!!با خودمون میگفتیم:حالا مامانامون کلی ذوقمون میکنن.................چشتون روز بد نبینه!سر سفره اولین قاشق که خوردم اتیش گرفتم!!!!!!!!!!!خییییییییییییییییییییییییییلی تند بود!اخه چرا؟من که فلفلشو زیاد نزده بودم؟؟؟؟؟ اقا یه قاشق ماکارانیه میخوردیم!5تا قاشق ماست!!!...اصلن هم به رو خودمون نمیاوردیم که ....اخه ضایع بازی بود.............بعد ناهار دختر عممو کشیدم کنار گفتم:راسش بگو فلفلش کردی؟گفت خب اره!
میخاستم همون جا بزنمشا!!!!!
-اخه دیووونه تو ندیدی که منم فلفلش زدم؟تو چرا دوباره زدی؟
-جون فاطی ندیدم که تو فلفلش بزنی
-باش بیخی!بخیر گذشت1رو خودت نیاریا
-باش!.....چقد بهت گفتم بذار خودم درست کنم؟
-منم بهت همینو گفتم
...
این جا بود که به به این ضرب المثله رسیدم شدییییید:اشپز که دوتا شد اش یا شور میشه یا بی نمک
.
.
.
.
.
تا شب ما دوتا شیشه اب دستمون بود و دقیقه به دقیقه میخوریم!
همشون میپرسیدن :چته شما دوتا؟؟؟؟؟مشکوک میزنینا!ما کله پاچه میخوریم1بعد شما تشنتون میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
..
..
..
جوابشون فقط یه لبخند بی نمک بود
 
ارسال ها
2,452
لایک ها
5,897
سن
27
#4
صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره - سلام . کیه؟

- سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!

- نمیشه!

- چرا؟

- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

...

سکوت

...

عمو حسن نداریم!

- چرا داریم. الآن پهلو مامانه.

- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!

- چشم بابا!

...

...

چند دقیقه بعد

...

- بابا جون گفتم.

- خوب چی شد؟

- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور
که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره
دیگه؟

- خوب عمو حسن چی؟

- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک
صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون طور خوابیده!

- استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ******** نیست؟

- نه!

- ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم........:35::35:
 

mojt@ba

داداش کریس
ارسال ها
3,077
لایک ها
6,752
سن
23
محل سکونت
شیراز- مهد تمدن ایران - شهر گل بلبل
#9
خب فاطی خانم این که اولا اش نبوده ماکارونی بوده !!!!:biggrin:
دوما اینه نه شور شده بوده نه بی نمک فقط تند شده بوده :roflmao که من عاشق چیز های تند هستم !! خب میاوردین ما میخوردیمش....:biggrin:
راستی مگه اشپزی هم بلدی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟:biggrin:
شیراز = پیتزا :biggrin:
 

*امين*

*امین*
ارسال ها
8,444
لایک ها
23,242
سن
29
#10
صدای زنگ تلفن - دخترک گوشی رو بر میداره - سلام . کیه؟

- سلام دختر خوشگلم منم بابایی! مامانی خونه است؟ گوشی رو بده بهش!

- نمیشه!

- چرا؟

- چون با عمو حسن رفتن تو اطاق خواب طبقه بالا در رو هم رو خودشون بستن!

...

سکوت

...

عمو حسن نداریم!

- چرا داریم. الآن پهلو مامانه.

- ببین عزیزم. اینکاری که میگم بکن. برو بزن به در و بگو بابا اومده خونه!

- چشم بابا!

...

...

چند دقیقه بعد

...

- بابا جون گفتم.

- خوب چی شد؟

- هیچی. همینکه گفتم یهو صدای جیغ مامانم اومد بعد با عجله از اطاق اومد بیرون همینطور
که از پله ها میدوید هول شد پاش سر خورد با کله اومد پایین. نمیدونم چرا تکون نمیخوره
دیگه؟

- خوب عمو حسن چی؟

- عمو حسن از پنجره پرید توی استخر. ولی پریروز آب استخر رو خودت خالی کرده بودی یک
صدای بامزه ای داد نگو! هنوز همون طور خوابیده!

- استخر؟ کدوم استخر؟ ببینم شماره ******** نیست؟

- نه!

- ببخشین مثل اینکه اشتباه گرفتم........:35::35:

اینقدر بامزه بودی نمدونستیم:35::35::35:
 
بالا