1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعار لانگ فلو

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    ان ! در این جهان هراس به دل راه مده
    بزودی خواهی دریافت ، چه بزرگ مرتبه است ،رنج کشیدن و قویدل بودن .
    چون مادر مشتاقی که در انتهای روز،
    دست کودک خود را میگیرد و او را به بستر می برد
    و کودک ،نیمی به رضا و نیمی به نا خشنودی به همراه او می رود
    و باز یچه های شکسته خود را بر زمین به جای می نهد
    در حالی که از میان در گشوده هنوز بر آن ها چشم دوخته
    نه یکسره مطمئن و نه یکسره آسوده خاطر
    از گفته مادر که به او وعده بازیچه های دیگر می دهد
    که هر چند ممکن است با شکوهتر باشند
    اما شاید او را خوشتر نیایند
    بدینگونه است رفتار طبیعت با ما
    بازیچه های ما را یک یک از ما می رباید و دست ما را می گیرد
    و با چنان نرمی ما را به آرامگاه خود می برد
    که بدشواری می توان دانست که مایل به رفتن هستیم یا نه
    زیرا چنان خواب آلوده ایم که نمی فهمیم
    که ناشناخته ها از شناخته ها تا چه پایه برترند لانگ فلو





    زماني كه روحيه ي شما سست مي شود و نااميد مي گرديد
    به ياد آوريد: پايين تر جزر است كه مد را ايجاد مي كند لانگ فلو





    مرا دیگر یارای ایستادگی نیست ، ولی تسلیم نخواهم شد
    این رزمی نیست که در آن کم دلان تیغ بر کشند
    در این جا مغلوب ، فاتح میدان است . لانگ فلو


    از بهار عشق و جواني بهره بگير
    باقي را هر چه هست به فرشته ي نيكوكاري واگذار؛
    چرا كه زمان به زودي اين حقيقت را به تو خواهد آموخت كه
    در لانه ي سال پيش
    مرغان بجاي نمانده اند لانگ فلو



    در آوردگاه پهناور دنيا
    در اردوي زندگي
    چون گوسفنداني مباش كه بي اراده رانده مي شوند
    قهرماني باش در تكاپو لانگ فلو


    دلهاي خانه نشين خوشبخت ترند
    زيرا دلهاي آواره نمي دانند به كجا مي روند
    گرانبارند از تشويش و گرانبارند از انديشه لانگ فلو



    اگر ذهن
    كه بر بدن فرماندهي مي‌كند
    به گونه اي خود را فراموش كند كه انگار بر برده‌ي خود لگد مي‌زند
    برده كه هرگز آن اندازه سخاوتمند نيست كه بتواند آسيب و خستگي را ببخشد
    شورش مي‌كند و ستمگر را در هم مي‌كوبد

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید





    آرام باش اي دل غمگين!
    از شِكوه بس كن؛
    پشت ابرها هنوز خورشيد مي درخشد؛
    سرنوشت تو همان است كه ديگران دارند.
    در هر زندگي بايد بارانهايي فرو ريزد و برخي روزها تيره و حزن انگيز باشند لانگ فلو