1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعار فرج

شروع موضوع توسط BASHIR gilasi ‏Sep 2, 2013 در انجمن مذهبی

  1. BASHIR gilasi

    BASHIR gilasi درکشورِدنیا جزعشق پادشاهی نیست

    368
    1,480
    457
    [​IMG]

    ما اول شخص جمع نیست …
    از من اگر می پرسی ، تو اول شخص همه ی جمع های دنیایی !
    .
    .
    دلم جز هوایت هوایی ندارد
    لبم غیر نامت نوایی ندارد
    وضو و اذان و نماز و قنوتم
    بدون ولایت بهایی ندارد
    دلی که نشد خانه ی یاس نرگس
    خراب و است و ویران ، صفایی ندارد
    بیا تا جوانم بده رخ نشانم
    که این زندگانی وفایی ندارد …
    .
    .
    نیامدی که مبادا بمیرم از شادی ؟
    بیا که مرگ به از انتظار میباشد …
    .
    .
    اندر آیینه ی دل عکس شهی می طلبم
    به حریم حرم دوست رهی می طلبم
    روز و شب ناله زنان ، ندبه کنان ، اشک فشان
    از خدا دیدن رخسار مهی می طلبم
    .
    .
    فروغ روی یزدان داری ای دوست
    صفای باغ رضوان داری ای دوست
    تویی یوسف که در هر کوی و برزن
    هزاران پیر کنعان داری ای دوست
    مرتضی ۰۶۳۱
    .
    .
    منی که مایه ننگم به حد رسوایی
    چگونه از تو بخواهم به دیدنم آیی ؟
    چو خویش یار تو دیدم چه نیک فهمیدم
    عزیز فاطمه مهدی چقدر تنهایی
    .
    .
    تا کی غروب جمعه ببینم که مادرت
    یک گوشه بغض کرده که این جمعه هم گذشت
    آقا بیا که درد دلم بی نهایت است
    تعداد درد من به خدا از رقم گذشت
    مرتضی ۰۶۳۱

    .
    .
    انتظارش انتظارم سیر کرد
    آنکه می خواهد بیاید دیر کرد
    تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن ؟
    آمدن … رفتن … ندیدن … سوختن …
    .
    .
    جهان در حسرت آیینه مانده ست
    گرفتار غمی دیرینه مانده ست
    شب سردی ست بی تو بودن ما
    بگو تا صبح چند آدینه مانده ست ؟
    .
    .
    خسته ام از بس چیزهای کوچک از خدا خواستم
    میخواهم این بار اندازه بزرگی خودش تو را بخواهم
    .
    .
    پایان تمام عاقبت ها نیک است
    صبح است که پایان شب تاریک است
    یک عمر اگر چشم به راهی کردی
    تردید نکن ، ظهور او نزدیک است …
    .
    .
    از پرده ها برون شد ، سوز نهانی ما
    کوک است ساز دلها ، کِی میل شور داری ؟
    در خواب دیده بودم ، یک شب فروغ رویت
    کِی در سرای چشمم قصد ظهور داری ؟
    .
    .
    گفتم که خدا مرا مرادی بفرست
    توفان زده‏ ام مرا نجاتی بفرست
    فرمود که با زمزمه یا مهدی
    نذر گل نرگس صلواتی بفرست
    مرتضی ۰۶۳۱
    .
    .
    هزار یوسف مصری فدای یک نگهت
    بیا که این دل من را صفا دهد قدمت
    هنوز منتظر هستم بینمت روزی
    بیا که سری من دهم در آمدنت
    .
    .
    با یاد خدا همیشه در زمزمه باش
    از غصه روزگار بی واهمه باش
    هر لحظه دلت شکست یادت نرود
    آن لحظه به یاد یوسف فاطمه باش
    .
    .
    دلم هوای تو کرده ، هوای آمدنت
    صدای پای تو آید ، صدای آمدنت
    بهار با تو بیاید به خانه دل ما
    قدم به خانه ما نِه ، صفای آمدنت
    .
    .
    خواب دیدم که پیامک به رفیقان زده ام
    و نوشتم که بشارت “گل زهرا آمد”
    .
    .
    ای طبیبا به سر بستر بیمار بیا
    بهر دلداری دلسوخته زار بیا
    تو که دل را به نگاهی بربودی ز کفم
    به پرستاری بیمار دل افکار بیا
    مرتضی ۰۶۳۱
    .
    .
    تورو حس میکنم هرجا توی هر گوشه از دنیام
    تورو میشناسم از عطرت که می پیچه توی رویام
    دل من روشنه نورت یه روز می گیره دنیامو
    میاد اون روز که می بینم توی بیداری رویامو
    تورو تو گریه ها خواستم ، تورو از هر دعا خواستم
    از اونی که دوسِت داره ، تورو من از خدا خواستم
    .

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    .
    ماه رمضان آمد و آن یار نیامد
    آن عاشق و دلداده و دلدار نیامد
    آدینه در آدینه گذشت و شب قدر
    از حال دل ما خبردار نیامد
    هر روز به یمن قدمش روزه گرفتیم
    بر روزه ی دیدار دل ، افطار نیامد
    چشمان شقایق به هلال مه نو بود
    آمد مه نو ، نوبت دیدار نیامد
    فرجام دل ما بجز از اشک روان چیست ؟
    بر این دل دلسوخته دلدار نیامد
    .
    .
    ای التماس و خواهش بالا دوازده
    ظهر اذان عقربه ی ما دوازده
    من حقم است هشت گرفتم چرا که من
    یک جمله هم نساخته ام با دوازده
    با چند نمره باشد اگر رد نمی شوی
    یک ، دو ، سه ، هفت ، هشت ، نه آقا دوازده
    بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
    ای نمره ی قبولی دنیا ، دوازده
    ثانیه های کند توسل می آورند
    یا صاحب الزمان خدا یا دوازده !
    حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی ست
    آقا چقدر مانده زمان تا دوازده ؟
    امروز اگر نشد ولی یک روز می شود
    ساعت به وقت شرعی زهرا ، دوازده
    “علی اکبر لطیفیان”
    .
    .
    غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
    از شما دور شدن زار شدن هم دارد
    هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
    عبد آلوده شدن خار شدن هم دارد
    عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
    چشم بیمار شده تار شدن هم دارد
    همه با درد به دنبال طبیبی هستیم
    دوری از کوی تو بیمار شدن هم دارد
    ای طبیب همه ، انگار دلت با ما نیست
    بد شدن ، حس دل آزار شدن هم دارد
    آنقدر حرف در این سینه ما جمع شده است
    این همه عقده تلنبار شدن هم دارد
    از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
    لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد
    نکند منتظر مردن مایی آقا ؟
    این بدی مانع دیدار شدن هم دارد
    ما اسیریم اسیر غم دنیا هستیم
    غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
    .
    .
    آنقدر مرا با غم دوریت نیازار
    با پای دلم راه بیا قدری و بگذار
    این قصه سرانجام خوشی داشته باشد
    شاید که به آخر برسد این غم بسیار
    این فاصله تاب از من دیوانه گرفته
    در حیرتم از این همه دلسنگی دیوار
    هر روز منم بی تو و من بی تو و لاغیر
    تکرار … و تکرار … و تکرار … و تکرار …
    من زنده به چشمان مسیحای تو هستم
    من را به فراموشی این خاطره نسپار
    کاری که نگاه تو شبی با دل ما کرد
    با خلق نکرده ست نه چنگیز ، نه تاتار
    ای شعر ! چه می فهمی ازین حال خرابم ؟
    دست از سر این شاعر کم حوصله بردار
    حق است اگر مرگ من و عالم و آدم
    بگذار که یک بار بمیریم نه صدبار !!!
    تصمیم خودم بود به هرجا که رسیدم
    یک دایره آن قدر بزرگ است که پرگار
    اوج غم این قصه در این شعر همین جاست :
    من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار …
    .
    .
    با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما
    فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما
    یا ایها العزیز ! ذلیل معاصی ام
    باید ز شرم چهره بپوشانم از شما
    می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من
    جای سلام ، روی بگردانم از شما
    رویی نمانده است به چشمت نظر کنم
    پس بی دلیل نیست گریزانم از شما
    من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد
    با انتظارهای فراوانم از شما
    من نان به نرخ نام تو خوردم ، حلال کن
    محض رضای ذائقه می خوانم از شما