1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعار عماد خراسانی

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,011
    48,955
    یش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست
    حرم و دیر یکی، سبحه و پیمانه یکیست
    اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌نظری است
    گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست ... عماد خراسانی



    گرچه مستیم و خرابیم ، چو شبهای دگر
    باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر
    امشبی را که در آنیم ، غنیمت شمریم
    شاید ای جان نرسیدیم به فردای دگر... عماد خراسانی



    عهد کردم نشوم همدم پیمان شکنان
    هوس گردش پیمانه اگر بگذارد
    معتقد گردم و پابند و ز حسرت برهم
    حیرت این همه افسانه اگر بگذارد
    همچو زاهد طلبم صحبت حوران بهشت
    یاد آن نرگس مستانه اگر بگذارد
    شمع می خواست نسوزد کسی از آتش او
    لیک پروانهء دیوانه اگر بگذارد
    شیخ هم رشتهء گیسوی بتان دارد دوست
    هوس سبحهء صد دانه اگر بگذارد
    دگر از اهل شدن کار تو بگذشت عماد
    چند گویی دل دیوانه اگر بگذارد عماد خراسانی



    ما به درگاه تو با بخت سیاه آمده ایم
    شکر وصد شکر ز بیراهه به راه آمده ایم
    نه پی سیم و زر و ملک و سپاه آمده ایم
    نه پی تخت و نه دنبال کلاه آمده ایم
    ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم
    از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم عماد خراسانی



    برخیز تا پناه به میخانه ای بریم
    دست ز عمر شسته به پیمانه ای بریم
    مستانه گر که بر سر ما جام بشکنند
    خوش تر که رنج صحبت فرزانه ای بریم
    از چرخ شکوه ،قصه ی بیهوده گفتن است
    دیوانگی است شکوه ای به دیوانه ای بریم
    آن سان شدم ملول که گر وجه می رسد
    این پنج روزه خانه به میخانه ای بریم
    آنجا هم ار نشد که شوم ،همتم کجاست
    چون جغد،آشیانه به ویرانه ای بریم عماد خراسانی



    بر ما گذشت نيک و بد اما تو روزگار
    فکری به حال خويش کن اين روزگار نيست! عماد خراسانی



    چون زیر خاک تیره شدم یاد من بکن
    هرجا که حلقه دیدی، دستی به گردنی
    دانی که آگه است ز حال دل عماد
    آن برزگر که آتشش افتد به خرمنی عماد خراسانی