1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعار شیخ بهایی

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    نیا که از او دل اسیران ریش است

    پامال غمش، توانگر و درویش است

    نیشش، همه جانگزاتر از شربت مرگ

    نوشش، چو نکو نگه کنی، هم نیش است شیخ بهایی



    تا منزل آدمی سرای دنیاست

    کارش همه جرم و کار حق، لطف و عطاست

    خوش باش که آن سرا چنین خواهد بود

    سالی که نکوست، از بهارش پیداست شیخ بهایی



    آن حرف که از دلت غمی بگشاید

    در صحبت دل شکستگان می‌باید

    هر شیشه که بشکند، ندارد قیمت

    جز شیشهٔ دل که قیمتش افزاید شیخ بهایی



    او را که دل از عشق مشوش باشد

    هر قصه که گوید همه دلکش باشد

    تو قصهٔ عاشقان، همی کم شنوی

    بشنو، بشنو که قصه‌شان خوش باشد شیخ بهایی



    تا نیست نگردی، ره هستت ندهند

    این مرتبه با همت پستت ندهند

    چون شمع قرار سوختن گر ندهی

    سر رشتهٔ روشنی به دستت ندهند

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید





    بر درگه دوست، هر که صادق برود

    تا حشر ز خاطرش علائق برود

    صد ساله نماز عابد صومعه‌دار

    قربان سر نیاز عاشق برود شیخ بهایی



    از بس که زدم به شیشهٔ تقوی سنگ

    وز بس که به معصیت فرو بردم چنگ

    اهل اسلام از مسلمانی من

    صد ننگ کشیدند ز کفار فرنگ شیخ بهایی



    افسوس که عمر خود تباهی کردیم

    صد قافلهٔ گناه، راهی کردیم

    در دفتر ما نماند یک نکته سفید

    از بس به شب و روز سیاهی کردیم شیخ بهایی



    هر چند که رند کوچه و بازاریم

    ای خواجه مپندار که بی‌مقداریم

    سری که به آصف سلیمان دادند

    داریم، ولی به هرکسی نسپاریم شیخ بهایی