1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعار شفیعی کدکنی

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    به کجا چنین شتابان ؟
    گون از نسیم پرسید
    دل من گرفته زینجا
    هوس سفر نداری
    ز غبار این بیابان ؟
    همه آرزویم اما
    چه کنم که بسته پایم
    به کجا چنین شتابان ؟
    به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم
    سفرت به خیر !‌ اما تو و دوستی خدا را
    چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
    به شکوفه ها به باران
    برسان سلام ما را! شفیعی کدکنی





    ...در دوردست باغ برهنه چکاوکی
    بر شاخه می سراید
    این چند برگ پیر
    وقتی گسست از شاخ
    آندم جوانه های جوان
    باز می شود
    بیداری بهار
    آغاز می شود شفیعی کدکنی



    آن بلوط کهن آنجا بنگر
    نیم پاییزی و نیمیش بهار
    مثل این است که جادوی خزان
    تا کمرگاهش
    با زحمت
    رفته ست و از آنجا دیگر
    نتوانسته بالا برود شفیعی کدکنی



    آن صداها به کجا رفت
    صداهای بلند
    گریه ها قهقهه ها
    آن امانت ها را
    آسمان آیا پس خواهد داد ؟
    پس چرا حافظ گفت؟
    آسمان بار امانت نتوانست کشید
    نعره های حلاج
    بر سر چوبه ی دار
    به کجا رفت کجا ؟
    به کجا می رود آه
    چهچهه گنجشک بر ساقه ی باد
    آسمان آیا
    این امانت ها را
    باز پس خواهد داد ؟ شفیعی کدکنی



    عمر از کف رایگانی می رود
    کودکی رفت و جوانی می رود
    این فروغ نازنین بامداد
    در شبانی جاودانی می رود
    این سحرگاه بلورین بهار
    روی در شامی خزانی می رود
    چون زلال چشمه سار کوه ها
    از بر چشمت نهانی می رود
    ما درون هودج شامیم و صبح
    کاروان زندگانی می رود شفیعی کدکنی