1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعار زیبای مارگوت بیگل

شروع موضوع توسط Jud/Abbot ‏Apr 20, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. Jud/Abbot

    Jud/Abbot دختر همیشه خندون

    10,718
    18,012
    48,956
    پس از سفر های بسیار و
    عبور از فراز و فرود امواج این دریای طوفان خیز
    بر آنم که در کنار تو لنگر افکنم
    بادبان برچینم
    پارو وانهم
    سکان رها کنم
    به خلوت لنگرگاهت در آیم
    و در کنارت پهلو بگیرم
    آغوشت را بازیابم
    استواری امن زمین را
    زیر پای خویش مارگوت بیگل



    بسیار وقت ها با یکدیگر از غم و شادیِِِ خویش سخن ساز می کنیم
    اما در همه چیز رازی نیست
    گاه به سخن گفتن از زخم ها نیازی نیست
    سکوتِ ملال ها از راز ما سخن تواند گفت

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید





    بی اعتمادی دری است
    خودستایی چفت و بست غرور است
    و تهی دستی دیوار است و لولاست
    زندانی را که در آن محبوس رآی خویشیم
    دلتنگی مان را برای آزادی و دلخواه دیگران بودن
    از رخنه هایش تنفس می کنیم مارگوت بیگل



    جویای راه خویش باش از این سان که منم
    در تکاپوی انسان شدن
    در میان راه دیدار می کنیم حقیقت را
    آزادی را
    خود را
    در میان راه می بالد و به بار می نشیند
    دوستی ای که توانمان می دهد
    تا برای دیگران مأمنی باشیم و یاوری
    این است راه ما
    تو و من مارگوت بیگل



    گذشته می گذرد
    حال ،طماع است
    آینده هجوم می آورد
    بهتراست بگویمت
    برگذشته چیره شو
    حال را داوری کن
    وآینده را بیاغاز

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید





    پیش از آنکه واپسین نفس را بر آرم
    پیش از آنکه پرده فرو افتد
    پیش از پژمردن آخرین گل،
    بر آنم که زندگی کنم
    بر آنم که عشق بورزم
    برآنم که باشم،
    در این جهان ظلمانی
    در این روزگار سرشار از فجایع
    در این دنیای پر از کینه،
    نزد کسانی که نیازمند منند
    کسانی که نیازمند ایشانم،
    تا دریابم،شگفتی کنم،باز شناسم
    که می توانم باشم، که می خواهم باشم
    تا روزها بی ثمر نماند
    ساعت ها جان یابد
    لحظه ها گران بار شود،
    هنگامی که می خندم
    هنگامی که می گریم
    هنگامی که لب فرو می بندم... مارگوت بیگل



    دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند
    رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
    و هر دانه ی برفی به اشکی ناریخته می ماند
    سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
    از حرکات ناکرده
    اعتراف به عشق های نهان
    و شگفتی های بر زبان نیامده
    در این سکوت حقیقت ما نهفته است
    حقیقت تو
    و
    من

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید