1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارعاشقانه

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏May 9, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم
    تا در اين قصــــه پر حادثــه حاضــــر باشم
    حکم پيشانی ام اين بود که تو گم شوی و
    من بــه دنبال تو يک عمر مسافــــر باشـــم
    تو پری باشـــی و تا آن سوی دريا بروی
    من به سودای تو يک مرغ مهاجر باشم
    قسمت اين بود، چرا از تو شکايت بکنم؟
    يا در اين قصـــه بــــه دنبال مقصر باشم؟
    شايد اين گونه خدا خواست مرا زجر دهد
    تا برازنده اســــم خوش شاعـــر باشـــــم
    شايد ابليس تو را شيطنت آموخت که من
    در پس پرده ايمان بــــه تــــو کافـــر باشـم
    دردم اين است که بايد پس از اين قسمت ها


    سال هــــا منتــظـر قسمت آخـــــر باشــــــم
     
    setareh، meshkat1371، MANI. و 4 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    بهار پشت زمستان بهار پشت بهار....

    دلم گرفت؛ از این گردش و از این تکرار
     
    setareh، meshkat1371، A L O N E و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اصلا قرار نیست کـــه سرخم بیاورم
    حالا که سهم من نشدی کم بیاورم
    دیشب تمام شهر تو را پرسه میزدم
    تا روی زخمهـــای تـــو مرهم بیـاورم
    میخواستم که چشم تو را شاعری کنم
    امّا نشد کــــه شعــــر مجسم بیــــاورم
    دستم نمی رسد به خودت کاش لااقل
    می شد تــــو را دوباره به شعرم بیاورم
    یادت که هست پای قراری که هیچ وقت.....
    میخواستم برای تــــو مریـــــم بیاورم؟
    حتی قرار بود که من ابر باشم و
    باران عاشقانـــه ی نم نم بیاورم
    کلّــی قرار با تــــو ولی بی قرار من
    اصلا بعید نیست که کم هم بیاورم
    ......
    اما همیشه ترسم از این است٬ مردنم
    باعث شود بـــه زندگیت غـــــم بیــاورم
    حوّای من تو باشی اگر٬ قول میدهم
    عمراً دوباره رو به جهنّـــــم بیاورم
    خود را عوض کنم و برایت به هر طریق
    از زیــــر سنگ هم شده٬ آدم بیــــاورم
    بگذار تا خلاصه کنم٬ دوست دارمت
    یا باز هـــم بهــــانه ی محکم بیاورم؟
     
    setareh، meshkat1371، MANI. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    کسی ما را نمی پرسد کسی ما را نمی جوید
    کسی تنهایی مارا نمی گرید

    دلم در حسرت یک دست
    دلم در حسرت یک دوست

    دلم در حسرت یک بی ریای مهربان ماندست
    و اما با توام ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
    کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
    کدامین آشنا آیا به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را
    بگو ای دوست
    بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی
    تو که حتی شبی را هم به خواب من نمی آیی
    تو حتی روزهای تلخ نامردی
    نگاهت التیام دستهایت را دریغ از ما نمیکردی
    من امشب با تمام خاطراتم با تو هم خواهم گفت
    من امشب با تمام کودکیهایم برایت اشک خواهم ریخت
    من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست عاصی دریای ناآرام خواهم داد
    همان دریا که میگفتی
    که بغض شکوه هایم از گلویش موج خیزش زخم برمیداشت
    بگو ای دوست بگو ای آنکه بی من مثل من تنهای تنهایی


    کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی
     
    setareh، meshkat1371، MANI. و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی
    با من به جمع مردم تنها خوش آمـدی
    بین جماعتی که مرا سنگ می زنند
    می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی
    راه نجات از شب گیسوی دوست نیست
    ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی ...
    پایان ماجرای دل و عشق روشن است
    ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی
    با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود
    منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی
    ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر
    دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی ...
     
    setareh، MANI.، A L O N E و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    چقدر خواب ببینم که مال من شده ای
    و شاه بیت غزل های لال من شده ای
    چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض
    جواب حسرت این چند سال من شده ای
    چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟
    تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای
    چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم
    خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای
    هنوز نذر شب جمعه های من اینست
    که اتفاق بیفتد حلال من شده ای
    که اتفاق بیفتد کنارتان هستم
    برای وسعت پرواز بال من شده ای
    میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق
    تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای
    مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست
    عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای
     
    setareh، A L O N E، Aryamehr و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    برای دوست داشتنت

    محتاج دیدنت نیستم...

    اگر چه نگاهت آرامم می کند

    محتاج سخن گفتن با تو نیستم...

    اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

    محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

    اگر چه برای تکیه کردن ،

    شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!

    دوست دارم ، نگاهت کنم ... صدایت را بشنوم...به تو تکیه کنم

    دوست دارم بدانی ،

    حتی اگر کنارم نباشی ...

    باز هم ،

    نگاهت می کنم ...

    صدایت را می شنوم ...

    به تو تکیه می کنم

    همیشه با منی ،

    و همیشه با تو هستم،

    هر جا که باشی!......
     
    setareh، A L O N E، Aryamehr و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    در گیر ظلمتم که پی یک نشانه است
    هرجا چراغ دیده گمان کرده خانه است

    دائم افول می کنم از خویش این منم
    رودی ک برخلاف مسیرش روانه است

    اشک روان و موی پریشان و بار غم
    چیزی که قحطی آمده بعداز تو شانه است

    آگاهی از درون تو یک آرزوی دور
    چون کشف غارهای بدون دهانه است

    جریان عشق در تو شبیه غزل ثقیل
    در من ولی به سادگی یک ترانه است

    در قلب بی حرارت تو جای عشق نیست
    چکش زدن به آهن سرد احمقانه است
     
    setareh، Aryamehr، A L O N E و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    ای بکر ترین برکه! هلا سوره ی صافی!
    پرهیز کن از این همه پرهیز اضافی!
    مهری بزن از بوسه به پیشانی سردم
    بد نام که هستیم به اندازه ی کافی!
    تلخینه ی آمیخته با هر سخنت را
    صد شکر! شکرپاش لبت کرده تلافی!
    با یافتن چشم تو آرام گرفتم
    چون شاعر درمانده پس از کشف قوافی..
    چندی ست که سردم شده دور از دم گرمت..
    بر گردنم از بوسه مگر شال ببافی...
     
    setareh، Aryamehr، A L O N E و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    به‌تنهایی گرفتارند مشتی بی‌پناه اینجا
    مسافرخانه رنج است یا تبعیدگاه اینجا

    غرض رنجیدن ما بود - از دنیا - که حاصل شد
    مکن ای زندگی عمر مرا دیگر تباه اینجا

    برای چرخش این آسیاب کهنه دل سنگ
    به خون خویش می‌غلتند خلقی بی‌گناه اینجا

    نشان خانه خود را در این صحرای سردرگم
    بپرس از کاروان هایی که گم کردند راه اینجا

    اگر شادی سراغ از من بگیرد جای حیرت نیست
    نشان می‌جوید از من تا نیاید اشتباه اینجا


    تو زیبایی و زیبایی در اینجا کم گناهی نیست
    هزاران سنگ خواهد خورد در مرداب ماه اینجا
     
    setareh، Aryamehr، A L O N E و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.