1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Feb 6, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    نه تنها پیرهن از چین بیاریم
    که اقلامی خفن از چین بیاریم
    برای رفع مشکل از جوانان
    در این فکریم زن از چین بیاریم!
    کفن پوشان راه محو فقریم
    ولی باید کفن از چین بیاریم
    دکانها مملو از پوشاک چینی است
    از این پس رختکن از چین بیاریم
    اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
    نکن شیون لَبَن از چین بیاریم
    چراغ مه شکن وقتی نداریم
    چراغ مه شکن از چین بیاریم!
    هزار و صد تومن لازم اگر شد
    هزار و صد تومن از چین بیاریم!
    ولی، شاید، اگر، داریم، اما
    یقینا، واقعا از چین بیاریم
    گلاب قمصر کاشان گران است
    بیا مُشک خُتن از چین بیاریم
    به هر صورت به سود ماست کلا
    اگر حتی لجن از چین بیاریم
    به جای رستم دستان و سهراب
    اساطیر کهن از چین بیاریم
    برای شاعران الفاظ کمیاب
    جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم
    پر طاووس در دنیا گران است
    دماغ کرگدن از چین بیاریم
    اگر با زلزله تهران فرو ریخت
    دوباره یک پکن از چین بیاریم
    دهنها خسته شد از نطقهامان
    یدک باید، دهن از چین بیاریم
    ترقه، فشفشه، باروت، موشک
    خطرناکه حسن! از چین بیاریم
    خلاصه جنس کشور گشته چینی
    فقط مانده وطن از چین بیاریم
    بیا تا دست یکدیگر بگیریم
    و سر تا پا بدن از چین بیاریم
    به هر صورت سیاست اینچنین است
    به ما هر چی بگن از چین بیاریم
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    شاعر زن میگه :
    به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
    خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
    برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
    مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
    به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
    تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
    ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
    خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
    وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
    برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
    برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
    برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
     
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]
    یه زمانی وقتی تو اوج مشکلات بودم از همه چیز و کس خسته میشدم ،میگفتم:
    خدایا جون منو بگیر و منو راحتم کن
    اما گذشت زمان منو با واژه ی مرگ غریبه کرد
    دیگه نمیگم خدایا میخوام بمیرم، میگم خدایا میخوام برگردم .
    برگردم پیش خودت
    همونجای که منو فرستادی
    من پی آرامشم و میدونم که هیچ وقت به اون آرامش نمیرسم
    همیشه ته دلم با اینکه خیلی خوشحالبودم اما یه غمی بود یه چیزی رو کم داشتم
    هیچ وقت ندونستم چیه
    خیلی وقتا گفتم عشقه!!! اما عشق به کی ؟
    بعضی وقتا گفتم دلتنگی !!!دلتنگ کی ؟
    میرفتمو به همه سر میزدم ، خانواده ، دوستان و و و ...
    اما باز هم قلبم آروم نمیگرفت
    ی روز استادم گفت ما از جایی اوومدیم
    که اصل ما به اونجا تعلق داره (عالم ملکوت )
    جایی که کنار خداوندیمو از همه ی بدیها دور
    و چنان آرامشی رو اونجا گذروندیم که تو این دنیاهیچ وقت به اون آرامش نمیرسیم
    و برای یه مدت کوتاه خدا به ما ماموریت میده تا بیایمو یه زندگی جدید داشته باشم اما دور از او ...
    دور دور نه
    اون همیشه کنارمونه
    اما اینجا ما اسیر جسمیم و این نزدیکی رو خیلی موقع ها احساس نمیکنیم و میگیم تو صدای منو نمیشنوی ،تو منو یادترفته،مگه من بنده تو نیستم ...و لب به شکوه و شکایت غافل از اینکه از رگبهمون نزدیکتره
    نا خوداگاه بغض گلومو گرفت خوشحال شدم خیلی...
    گمشدمو پیدا کرده بودم
    گمشده ی من خدا بود
    عشقی کهتو قلبم بود عشق به خدا بود
    دلتنگیا بهونه ای بود برا برگشتن .
    خدایا من نمیخوام بیام من میخوام برگردم
    میخوام برگردم همونجای که بودم
    کنار تو باشم
    از اینجا خسته نیستم اما آرامشو گم کردمو میدونم
    که اونجا جا گذاشتم
    خدایا می خوام برگردم،کمکم کن

    دانشجو اینو عکس خخخخخخخخخ
     
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    وام دانشجویی: یک موکندن از خرس هم غنیمت است
    وضعیت بد غذای خوابگاهها: شتر را گفتند، چرا گردنت کجه ، گفت: کجایم راسته؟
    معدل کل دانشجویان: هر سال دریغ از پارسال
    وقتی دانشجوی جدید الورود دنبال پروژه باشد: غوره نشده مویز شده
    سه نمره تشویقی: از کیسه خلیفه بخشیدن
    واحد زیادی گرفتن در اول ترم و پاس نکردن آن در آخر ترم: وقتی که جیک جیک مستونت بود،فکر زمستونت نبود؟
    نمره های زیر ۱۰و بالای ۹ استاد: کاچی بهتر از هیچی
    قول مسئولین در موردوضعیت خوابگاهها: سنگ بزرگ علامت نزدنه
     
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG]

    دلتنگم
    دلتنگ روزهایی که هیچ وقت ندیدم
    روزهایی که هیچ وقت نبودند
    روزهایی که خواب هایش بلند بود و
    دیوارهایش کوتاه
    فاصله بود ...
    اما نزدیک ...
    خسته ام
    می خواهم به ثانیه های پر لبخند نزدیک شوم
    و به گریه های بیصدا
    می خواهم به روزهای آرام برگردم
    بی درد
    بی درد
    بی درد . .
     
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    آخر کلاس : بهشت پنهان
    نماینده کلاس : افعی
    دانشگاه ما : تبعیدی ها
    اخراج از دانشگاه : می خواهم زنده بمانم
    دفتر استادان : خانه ارواح
    نمره ده : شانس زندگی
    سالن ورزشی : جزیره آدم خور ها
    سال آخر : سال های بی قراری
    ساختمان دانشگاه : آسمان خراش جهنمی اخراجی ها
    راهی برای متقلبان : جیب بر ها به بهشت نمی روند
    آنتن دانشگاه : جاسوس سه جانبه
    اعتراض برای نمره : شلیک نهایی
    کلاس ورزش : المپیک در بازداشتگاه
    مسئول حراست: پلیس آهنی
    دیدن استاد از دور : سایه عقاب ها
    نگاه استاد : بگذار زندگی کنم
    بیرون دانشگاه : سرزمین آرزوها
     
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود
    این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

    مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
    گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !


    استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
    دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

    مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
    به زور جبر و هندسه ، گاو بشر نمیشود !

    مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
    خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

    هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
    چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

    رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
    این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود؟

    توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
    خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود !!!
     
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    « فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم »
    كه در این ترم پیاپی ز دروس افتادم !
    اولین نمره كه دیدم سر من سوووووت كشید
    سوی استاد دویدم غم دل سر دادم
    ولی افسوس كه استاد محبت ننمود
    با غضب گفت برو... نمره زیادی دادم !
    گفتمش بهر خدا یك نظر انــــداز به من
    مزه انداخت : نیم ناظر و من استادم !
    بازگشتم كه شوم مطلع از درس دگر
    دیدم « این سیل دمادم ببرد بنیادم »
    خشمگین داد زدم، ناله و نفــرین كردم
    - هیچ كس نیست در اینجا كه رسد بر دادم ؟؟؟!!
    نــاگه از دور بدیــــــدم رخ اســــتاد عزیز
    گوییــــا بر دل او كـــــرد اثر فریادم...
    گفتمش مرد شریف از چه به من -6- دادی؟!
    گفت: غیبت سببش بود و نرفت از یادم
    قصه گر باز بگویم همه اش تكراری است
    از دروس دگــــرم نیـــــــــز چنین افتادم
    گرچه افتادم و ماندم عقب از خرخوان ها...
    كسب عنوان عقب مانده مباركبادم !!
     
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    گفتم غمم فزون است ، گفتا ز من چه آید

    گفتم كه نمره ام ده ، گفتا ز من نیاید

    گفتم كه نمره دادن بسیار سهل آید

    گفتا ز ما اساتید این كار كمتر آید

    گفتم كرم نمایید من را كنید شما شاد

    گفتا كه خوش خیالی كی وقت آن بیاید

    گفتم كه نمره هفت بدبخت عالمم كرد

    گفتا اگر برای آن هم زیادت آید


    گفتم خوشا دهی كه دست شما دهد آن

    گفتا تو كوشش كن كو وقت آن بر آید

    گفتم دل رحیمت كی قصد رحم دارد

    گفتا نگوی با كس تا وقت آن بر آید

    گفتم زمان تحصیل دیدی كه چون سرآید

    گفتا خموش جانم ازدست من چه آید