1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Feb 5, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    تخت دوخوابه :
    گران گرديده هرچيزي درايران
    شلنگ و آينه تا آفتابه !
    طلاق عاطفي بسيار و ديگر
    زمُد افتاده است تخت دوخوابه !!
    انسان شريف :
    اگر شخصي در اين دوران عفيف است
    همه گويند انساني خفيف است !
    دله دزد و خيانت كار و پررو
    كنون معناي انسان شريف است !
     
    M.G.Captain و alireza1377 از این پست تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دوركاري :
    گويند كه اوفتاده زندان
    مشغول به امر دوركاري است
    دارد دوهزار شركت و شخص
    «بابك »كه نماد رانت خواري است !
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    ديد روباهي پلنگي را به راه
    اشك ريزان مي رود با آه و آه !
    سينه اش چاك است تا نزديك ناف !
    هست در آنجا و تنبانش شكاف !
    گفت :« اي آقا پلنگ تيز چنگ !
    از چه اي آشفته و داغان و منگ ؟
    علت اين ظاهر نافرم چيست ؟
    بر چنين احوال تو بايد گريست »!
    گفت كه :« حيثيّتم را بُرده اند !
    داخل يك كوچه خِفتم كرده اند !
    درشبي تاريك با ظلم و ستم
    شد تجاوز هم به مالم ،هم خودم !
    دردهايم را روايت مي كنم !
    مي روم اكنون شكايت مي كنم »!
    گفت آن روباه ِ شوخ و خنده رو :
    «اي پلنگ نازنين و صلح جو !
    اي شده غارت ، شده زخمي ، دَمَر!
    بازگرد و از شكايت درگذر !
    گرچه بدبختي ّ و بدآورده اي
    شكركن زيراكه اكنون زنده اي !
    سخت باشد خِفت و بي طاقت شدن !
    باتجاوز ،قتل هم غارت شدن !
    گر تورا گرگان دريدند از عقب !
    از چه غمناكي و نالان اي عجب !
    شاخه ي بختت شكوفا مي شود
    بعداازاين بخت توهم وا مي شود !
    گرشوي در حكمت دنيا دقيق
    اين سر آغازي جديداست اي رفيق !
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    انسان مايه دار غمش فرق مي كند !
    باما قيافه و شكمش فرق مي كند !
    آن شاعري كه عاشق و آزاده زيسته است
    باجيره خوارها قلمش فرق مي كند !
    فكر قِرو فِراست زن شخص پولدار
    اطوارو نازو زير و بَمَش فرق مي كند !
    پايين شهر و تنگي آن كوچه هاش با
    بالاي شهرو پيچ و خمش فرق مي كند !
    اي دوست چونكه دولت تدبير آمده
    دزدي و رشوه دست كمش فرق مي كند !
    دزديّ كارمند جديد اداره با
    دزدان بانك ها رقمش فرق مي كند !
    مارابه قيمت دوسه كيلو خيار داد !
    آن كس كه بخشش وكرمش فرق مي كند !
    گرد و قلمبه ،مركز عشق و توجّه است !
    آقاي ايكس «محترمش» فرق مي كند !
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    زر از ما بُرد و يك جايي نهان كرد !
    همان كاري كه آقاي فلان كرد !
    حساب شخصي اش شد پُراز آنكه
    در آن از پول نفت ما روان كرد !
    چو زندان رفت شد آزاد فورا
    رفيقش« لطفهاي بي كران كرد »!
    ازاين دزدي و از اين اختلاسات
    «حسن»ناليد و «حاج اكبر » فغان كرد !
    دراين دنيا تراز اختلاسات
    كهن ايران ماراقهرمان كرد !
    به فكر سود شخصي بود كاسب
    بهاراقتصادي را خزان كرد !
    چپاول هاي دايم مردمان را
    به كل بانكداري بد گمان كرد !
    اگر گويد كسي كه نيستم دزد
    بدان خر گيرت آورده ،چاخان كرد !
    چه ظلمي كرد آن شخصي كه فورا
    پنير ده تومان را صد تومان كرد !
    بهشت نقد را شد صاحب اينجا
    كسي كه اختلاسات كلان كرد !
    فشار اقتصادي ، رشوه ،بعضي
    «ژيان »كارمندان را «مگان » كرد !
    چه معجوني است پول بي مروّت
    گداي كوچه را شيرژيان كرد !
    نباشد فايده در شعر گفتن
    خوشا آن كس كه رفت و فكر نان كرد !
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دراين دنياي بي سامان بشر پشم !
    سواد و خواندن و شعرودگر ... پشم !
    فقط پول است و پول است و فقط پول
    سوادوعشق و شادي و هنر پشم !
    ندارد احترام مادرش را
    براي بچه گفتار پدر پشم !
    نصيحت هاي آقاي معلم
    براي نسل نو باشد پسر پشم
    ندارم پول تيغ و صاف كردن
    رسيده اي خلايق تاكمر پشم !
    بيا ريش مرا بتراش حلاج !
    براي آن لحاف خود ببر پشم !
    مرا دربانك و پشت گيشه ي خود
    نيارددرحساب آن شيرنر،پشم !!
    گذشته هشت روزازماه و پولم
    كشيده ته، غذا شام و سحر پشم !
    تصادف كردم وشد درخيابان
    دوچرخم پنچرودربا سپر پشم !
    سرودن با نوشتن :كار ِبي مزد
    كتاب و شاعر والاگهر پشم !
    ندارم چون پس اندازي پس ازاين
    شب عيد و وطن گردي ، سفر، پشم !
    وطن باشد بهشت مايه داران
    صفاي ما و بي پول ِ دَمَر پشم !
    شنيدم سكته كردي مايه داري
    كشيده ريق ِ رحمت را به سر ،پشم !
    رضايي شعرتو : بي مزّه باشد
    به پيش ِ شاعر صاحب نظر : پشم !!
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    از آدم ِبی دین و ریاکار حذر کن !
    رفتی تو اگر جانب بازار حذرکن !
    چشم همه دنبال ِتو و رقص کفل هاست !
    قربان ِتو از تنگی شلوار حذر کن !
    قربانی ِخودسازد واهداف ِکثیفش !
    ازشخص ِشکمباره و پروار حذرکن !
    برنیش و دُمَش بوسه مَزَن داخل ِ بستر
    صدبار به تو گفته ام از مار حذر کن !
    یاراست که آخر بکند مُشت تورا باز
    اسرارخودت حفظ کن ،از یار حذر کن !
    هم کاسه ی انسان ِ فرومایه نگردی
    از شخص فرومایه و بی عار حذر کن !
    ریزد به تو در طی ّزمان زهر ِ خودش را
    هی بوسه مَزَن برلب سیگار حذر کن !
    اینقدر مگو آخ و مکن اوخ پسرجان !
    هنگام بغل کردن دیوار حذر کن !
    خواهی نشوی جن زده، بیمار روانی
    از دوستی ِ آدم بیمار حذر کن !
    مهمان چوشدی گاو مشو در سر سفره !
    از سرزنش همسرو اغیار حذر کن !
    چون باغ ِ هلو دیدی وتحریک نمودت
    هی!خر مشواز عاقبت کار حذر کن !
    از آدم بنگاهی و دلال جماعت
    ای شخص فروشنده ،خریدار حذر کن !
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    توصيه :
    چون كاسب كوچه كار مي بايد داشت
    دربالش خود دلار مي بايد داشت
    تا خوش گذرد ،چو پادشاهان قديم
    صد خانه ،هزار يارمي بايد داشت !
    افسوس :
    افسوس كه عمر جاودان رفت از كف
    سرمايه ي شادي جهان رفت از كف
    دردا كه جواني ام چه بيهوده گذشت
    دردادن قسط و صف نان رفت از كف !
    رفتني :
    هرچند دلش زغصّه ها خون شدو رفت
    صدبار ادراه رفت بيرون شد و رفت
    چون ديد كه افتاده گره دركارش
    بادادن رشوه سخت ممنون شد و رفت !
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    همه جوهاي دنيا را درودن
    هزاران شعر بي معني سرودن ،
    به دوش خويش بُردن كوه الوند
    فلات خشك را دريا نمودن ،
    از انسان خسيس و گاوسيرت !
    ز بهر قرض يك تومان ربودن ،
    به خرها علم ِ شيمي ياددادن
    به علم مردم نادان فزودن ،
    بدي هاي تمام مردمان را
    به ضرب و زور و با سختي زدودن ،
    از آن بهتر به نزد من «رضايي»
    كه زير ِ دست ِ يك گاگول بودن !!
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خال مهرويان سياه و دانه ي فلفل سياه
    هردو جان سوزند اما اين كجا و آن كجا ؟
    «لاادري»
    بيت اوّل اين شعر گم شده! هركسي آن راپيدا كرد به اداره اشياي گم شده تحويل بدهد و جايزه اش را بگيرد .
    اين يكي از نان خالي سيرو آن يك ازكباب !
    هردوتا سيرند ،امّااين كجاو آن كجا ؟
    اين يكي زير فشارو آن يكي زير دلار !
    هردوتا زيرند، امّا اين كجاو آن كجا ؟
    اين يكي پيري است ثروتمندو آن يك لاقبا !
    هردوتا پيرند، امّا اين كجاو ان كجا ؟
    اين يكي درگيريارو آن يكي درگير كار
    هردو درگيرند ،امّااين كجاو آن كجا؟
    اين يكي شيري است آدمخوارو آن يك آبكي !
    هردوتا شيرند ،امّا اين كجاو آن كجا ؟
    عكس «نانسي عجرم»و عكس زن ِ«حاجي صفر »
    ازتصاويرند،امّااين كجاو آن كجا ؟
    «خواهشا ! صحبت نكن» با اصطلاح ِ«زر نزن» !
    از تعابيرند ،امّااين كجاو آن كجا ؟
    يك نفرباسكته مُرده ،يك نفرباشاخ گاو !
    هردو تقديرند ،امّااين كجاو آن كجا ؟
    آفتابه دزدي و از مال مردم اختلاس
    هردو تقصيرند،امّااين كجا و آن كجا ؟
    دوستان ،«اكبرسبيل» و دايي اش «اصغر چپق»!
    از مشاهيرند،امّااين كجاو آن كجا ؟
    اين يكي زنجير زن بر گردن آن زنجير عشق !
    هردو زنجيرند ،امّااين كجا و آن كجا ؟
    خانم «حاجي سليمان »با سگ«حاجي رجب » !
    هردومي گيرند ،امّااين كجاو آن كجا ؟
    هم تفنگ «حاج اكبر »هم خشاب «مش حسن » !
    خالي از تيرند ،امّااين كجاو آن كجا ؟!!
     
    M.G.Captain از این پست تشکر کرده است.