1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 24, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اجازه هست عشق تورو تو کوچه ها داد بزنم ؟
    رو پشت بوم خونه ها اسمتو فریاد بزنم؟
    اجازه هست مردم شهر قصه مارو بدونن ؟
    اسم منو عشق تورو توی کتابا بخونن
    اجازه هست که قلبمو برات چراغونش کنم ؟
    پیش نگاه عاشقت چشمامو قربونیش کنم
    اجازه می دی تا ابد سر بزارم رو شونه هات ؟
    روزی هزارو صد دفعه بگم که می میرم برات
    اجازه می دی که بگم حرف عاشقانه هام تویی ؟
    دلیل زنده بودنم درد ترانه هام تویی
    اجازه دارم به همه بگم که تو مال منی ؟
    ستارها اینو میگه که توی اقبال منی
    اجازه هست جار بزنم بگم چه قدر دوست دارم ؟
    بگم می خواهم بخاطرت سر به بیابون بذارم.♥ ♥ ♥
     
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    حلیم مش رحیم و آش رشته
    به جاشون این روزا پیتزا فرشته

    چت و اینترنت و عقد غیابی
    چی شد اون عشقای داغ و برشته؟!
     
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر من گرفتم تو نگیر
    چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر من گرفتم تو نگیر
    بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر یاد آن روز بخیر
    زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر من گرفتم تو نگیر
    یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم تک و تنها بودم
    زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر من گرفتم تو نگیر
    بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان بودم از جمع خوشان
    خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر من گرفتم تو نگیر
    ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم بستر راحت و نرم
    زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر من گرفتم تو نگیر
    بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم مستحق لگدم
    چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر من گرفتم تو نگیر
    من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام خر همسر شده ام
    می دهد یونجه به من جای پنیر من گرفتم تو نگیر
     
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    چشمهای من هيجان را گرفتــه ايداين روزها عجیب خودتان را گرفتـه ايد

    ارديبهشت نيست که ؛ اردی جهنم استلبهای سرختان که دهان را گرفتـه ايد ــ

    به چرت و پرت و فحش و...؛ ببخشيد مدتی استازشعرهــام لحن و بيـان را گرفتــــه ايد
    خانم جسارت است ! ببخشيد يک سوال...با اخمتان کجـای جهــان را گرفتــه اید !؟

    خانم ! شما که درس نخواندید پس کجا -کی دکتـرای زخـم زبان را گرفتــه اید !؟

    خانم! جواب نامه ندادید بس نبود !؟
    دیگر چــرا کبوتـرمان را گرفتــه اید ؟

    خانم ! عجالتــاً برویـم آخــر غـزل
    نه این که وقت نیست ؛ امان را گرفته اید
     
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دستي به گِل كشيدي و تن آفريده شد بعد از كمی تمام بدن آفريده شد
    يك كاسه آب و چرخ ، كه مي چرخد و بر آن اندام خيس دلبر من آفريده شد
    [​IMG]
    آرام با دو دست خودت حلقه مي زدي تا اينكه سر به روي بدن آفريده شد[​IMG]
    ساكت نشسته بودي و شيطان به صورتش ناخن كشيد و بعد دهن آفريده شد[​IMG][​IMG]
    آنوقت روبروی تو خنديد و گفت : آه ! یك اشتباه كردی و زن آفريده شد [​IMG]

    [​IMG] [​IMG]
     
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دختری کرد سوال از مادر که چه طعم و مزه دارد شوهر
    این سخن چون بشنید از دختر اندکی کرد تامل مادر
    که چه گویم بر این لعبت مست گر بگویم مزه اش شیرین است
    یا غم شوی روانش کاهد یا بلافاصله شوهر خواهد
    گر بگویم مزه آن تلخ است تا ابد میکشد از شوهر دست
    زین سبب گفت به او ای زیبا ترش باشد مزه شوهر ها
    دخترک در تب و در تاب افتاد گفت: مادر دهنم آب افتاد !![​IMG]
    [​IMG] [​IMG]
     
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    به به ای خانم قشنگ و ملوس! که قدم می زنی به شکل عروس
    ای کـه در پیــش آینــه با تـاپ
    کرده ای یک دو ساعتی میک آپ!
    [​IMG][​IMG]
    روی اجـزای صـورتت یک یک
    ریمل و سـایه و رژ و پن کـک
    شده ای چشم خواهری خوشگل
    می بری از بزرگ و کوچک، دل
    می شود بند عفت از این ناز
    چون کمربند سبز تهران، باز!
    نگو اصلاْ که ذاتاْ این مدلـم
    خودم این کاره ام عزیز دلم!
    گـر کـه موجبـات ننـگی تو
    پس چرا اینقدر قشنگی تو؟!
    [​IMG]
    خواهرم! توی این بریز و بپاش
    تا حدودی به فکر ما هم باش!
    من خودم بی خیال دنیاشم
    نه که منظور من خودم باشم
    مشکل از سوی جوجه کفترهاست
    غصه ام غصـه ی جوانتـرهاست
    که به یک جلوه ی زن از مرّیخ
    خُل و دیوانه می شوند از بیخ!
    رشته را می کنند هی پنبه
    بس که نابالغ اند و بی جنبه
    ما که داریم خانه ای دربست!
    تازه! ویلای دوستان هم هست!
    غالبـاْ عصـرها همـانجـایـم
    هفته ای یک دو روز تنهایم!
    الغرض! حیف تو، همین دیگر
    روسری را جلو بکش خواهر!
    [​IMG][​IMG][​IMG]
     
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیر ، درگیر
    وطن یعنی همین بنزین همین نفت همین نفتی که توی سفره ها رفت
    وطن یعنی همین سهمیه بندی وطن یعنی کمربند و ببندی
    وطن یعنی لیسانس ، علاف ، بیکار کمی چایی ، کمی قلیون و سیگار
    وطن یعنی خیابان خواب ، معتاد پسرهای فرار ، ای داد بیداد
    وطن یعنی تموم سهم ملت یه تیکه نونه و باقی خجالت
    وطن یعنی من و تو در محافل ز درد اجتماع خویش غافل
    وطن یعنی اداره ، زیر میزی اگه بیشتر بدی ؛ بیشتر عزیزی !
    وطن یعنی هزاران پشت کنکور فدای مدرک از گهواره تا گور
    وطن یعنی امیر قلعه نوعی! ( اونم ما رو گیر آورده به نوعی! )
    وطن یعنی هزاران خونه خالی زن کوچه نشین ، مرد زغالی
    وطن یعنی حقوق حقه زن : همه خوبن به جز مادر زن من!
    وطن یعنی یه دانشگاه آزاد که کلی شهر ها رو کرد آباد!
    وطن یعنی لباس برمودایی ( ولی تیپ قشنگیه ؛ خدایی !!! )
    وطن یعنی که اصلاحات چینی وطن یعنی یه روز خوش نبینی!
    وطن یعنی همین آیینه دق! وطن یعنی خلایق هر چه لایق
    وطن یعنی تحمل ، تاب ، طاقت وطن یعنی حماقت در حماقت
     
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    توى اين شهر عجايب توى تاكسى كه مى‌شينىچه‌چيزا مى‌شنوه گوشات، با چشات چيا مى‌بينى
    بحثاى داغ سياسى، اجتماعى، اقتصادى
    فلسفى، فضانوردى، ورزشى، آشپزى، دينى
    توى دانشگاه تاكسى روزى صد دفعه مى‌شه كشف
    ربط گودرز و شقايق، ربط بنز و سيب‌زمينى
    سرتكون مى ده و مى‌گه جامعه خيلى خرابه
    ظاهرا نوه‌عموشون قبل عقد آورده نى‌نى!
    وقتى مي‌شينى تو تاكسى انگاری توى آواكسى
    خبرا مى‌رسه واسه‌ت عين چايى توى سينى
    بحث انتخاب مردم، بحث كهريزك دوم(!)
    صحبت از تفنگ روسى، صحبت از باتوم چينى
    وسط بحث سياسى سرشو مى‌بره بيرون
    وقتى برمى‌گرده دستش دو سه تا دستمال فينى!
    يكى داغون، يكى شيكه، لحن هردوشون ركيكه
    مهد فرهنگ و تمدن! جا داره بهش ببالى(!)
    صحبتا رفته به سمت محور خواهر و مادر
    كه سوار تاكسى مى‌شه يه وجود نازنينى
    قد حدودا 180، موى مش، پوست برنزه
    با يه كيفِ چرم قرمز، با يه چسب روى بينى
    يهو جو شكسته مى‌شه، زيپ لبها بسته مى‌شه
    همگى مى‌شيم مودب، جو مى‌شه غير زمينى!

    رسيديم آخر منبر رسمه كه دعا بخونيم
    اى خدا چه شهر خوبى! اى خدا چه سرزمينى...!
    [​IMG][​IMG][​IMG][​IMG][​IMG]
     
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    یادمان باشداز امروز جفایی نکنیم گرچه در خویش شکستیم صدایی نکنیم
    خود بتازیم به هر درد که از دوست رسد بهر بهبود ولی فکر دوایینکنیم
    جای پرداخت به خود بر دگران اندیشیم شکوه از غیر خطاست ، خطایینکنیم
    یاور خویش بدانیم خدایاران را جز به یاران خدادوستوفایی نکنیم
    یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم
    گر که دلتنگ از این فصل غریبانه شدیم تابهاران نرسیده ، هوایی نکنیم
    گله هرگز نبود شیوه دلسوختگان با غم خویشبسازیم و شفایی نکنیم
    یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش ساز و نوایینکنیم
    پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلتمن و مایی نکنیم
    وبه هنگام نیایش سرسجاده عشق جز برای دل محبوبدعایی نکنیم
    مهربانی صفت بازار عشاق خداست
    یادمان باشد از این کار ابایی نکنیم