1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 24, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    [​IMG] [​IMG] [​IMG]
    شکر ایزد فن آوری داریم صنعت ذره پروری داریم
    از کرامات تیم ملی مان افتخارات کشوری داریم[​IMG]
    با " نود" حال می کنیم فقط بس که ایراد داوری داریم[​IMG]
    وزنه برداری است ورزش ما چون فقط نان بربری داریم
    می توانیم صادرات کنیم بس که جوک های آذری داریم[​IMG]
    برف و باران نیامده به درک ما که باران کوثری داریم !
    گشت ارشاد اگر افاقه نکرد صد و ده تا کلانتری داریم [​IMG]
    خواهران از چه زود می رنجید ما که قصد برادری داریم
    [​IMG] [​IMG] [​IMG]
    ما برای ثبات اصل حجاب خط تولید روسری داریم
    چاقی اصلا اهمیت دارد؟!! ما که ژل های لاغری داریم؟
    ما در ایام سال هفده بار آزمون سراسری داریم[​IMG]
    این طرف روزنامه های زیاد آن طرف دادگستری داریم
    جای شعر درست و درمان هم تا بخواهی دری وری داریم !
    چند تا شعبه بانک و دانشگاه بین مریخ و مشتری داریم
    به حقوق بشر نیازی هست ؟!! ما که اصل برابری داریم ؟
    حرف هامان طلاست سی سال است قصد احداث زرگری داریم
    اجنبی هیچکاک اگر دارد ما جواد شمقدری داریم
    [​IMG]
    خنده اصلا به ما نیامده است بس که مداح و منبری داریم[​IMG]
    تا بدانند با بهانه ی طنز از همه قصد دلبری داریم
    هم کمال تشکر از دولت هم وزیر ترابری داریم !
     
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    مگسی را کشتم

    نه به این جرم که حیوان پلیدیست بد است

    و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

    طفل معصوم به دور سر من میچرخید

    به خیالش قندم

    یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به آن حد گندم

    ای دو صد نور به قبرش بارد

    مگس خوبی بود
    من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد ، مگسی را کشتم
     
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
    ديدم به خواب حافظ توی صف اتوبوس
    گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
    گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
    گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
    گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
    گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
    گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
    گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
    گفتم : رقيب ، گفتا : کله پ

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    شد
    گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
    گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
    گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
    گفتا : عمل نموده ، ديروز ي

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    پريروز
    گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
    گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
    گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
    گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
    گفتم : کجاست جمشيد و جام جهان نمايش ؟
    گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
    گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
    گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
    گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
    گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
    گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
    گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
    گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
    گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
    گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
    گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
    گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
    گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
    گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
    گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
    گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
    گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
    گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
    گفتا : آنچه بود از دم گشته چلوکبابي
    گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
    گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
    گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
    گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
    گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
    گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
    گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
    گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي
     
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    به هرکه پیش تو دم زد ز عشق بوسه مده
    که هیچ گه نکند اکتفا به بوسیدن
    تو سیب سرخی و در دست هر که باز افتی
    به فکر خوردنت افتد به بعد بوئیدن
    ز من بگوی به آن لاله روی سیم اندام
    که خوب نیست به هر سفله یار گردیدن
     
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اینقدر مگوی از گزند حشرات
    شاید که نصیب خلق گردد خطرات
    چون دفع گزند حشرات آسان است
    سخت است رهایی از گزند حضرات
    یک دهن دارم دو تا دندان لق میزنم تا میتوانم حرف حق
     
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    گاهی گمان نمی کنی و می شود
    گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود
    گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است
    گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود
    گاهی گدای گدائی و بخت یار نیست
    گاهی تمام شهر گدای تو می شود
    گاهی نفس به تیزی شمشیر می شود
    از هرچه زندگی است دلت سیر می شود
    کاری ندارمت که کجائی چه می کنی
    بی عشق سر مکن که دلت پیر می شود
     
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دی با صنمم بر لب یك جــــــوی نشستیم
    یك چای بخوردیم و بسی تخمه شكستیم

    (البت كمی آن سوتر از این محفل ســــاده
    بودند دو جیـن عضو قدیم خــــــــــــانواده)

    كوتــــــــاه سخن آنكه من و شاهـد گیتی
    بودیم به صحبت ؛ سخنانی درپیتــــــــی!

    گفتم: صنما راز خم این مژه چون اســــت؟
    كز قامت آن ملك جهان كوچك و دون است!
    گفتا: صنما! ول بنما! این چه سوال است؟
    كز لطف ریمل این مژه در حد كمال است!

    گفتم: چه كسی زخم بر آن بینی بی نقص نشانده؟
    لب تر بنما نفــــــــــــــــــله كنم، صبـــر نمــــانده!

    گفتا كه : دماغم همه مدیون همین است
    این زخـــمه جـــراح، نه از مایه كین است
    گفتم: صنما این چه عجب دیده سبزی است تو داری؟
    خواهم كه زنم جلد بر این تحفه، بده چســــب نواری!
    گفتا: صنـــما خر نشو! ما را نده آزار
    گویند به این � لنز ملون � همه بازار!
    گفتم كه: از این شعشعه طره زلفان تو مستم
    ای بار خدایا! فتبارك به تو، از جای بجـــــستم!
    گفتا كه : مد موی من از نوع كـلنگی است!
    مهواره نشان داد! مدش عند فرنگی است!
    (این نـــــــــــكته تذكر بدهم خدمت خوبان
    دربـــــــــــــــــاره آن شعشعه طره زلفان؛
    آن شــــــعشعه كه صحبت آن رفت به بالا
    از پشت حجاب آمد و تـــــابید!!! ، به مولا!)
    گفتم: صنما این چه جلوبندی و رینگ است!؟
    این كار خدا نیست، بساط تیـونیـنــگ است!
     
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    به محضی كه حرفم به پایان رسید
    عذابی الیم از فلك ســــــــر رسید
    شكر خوردم از آن غــلط كردنم
    چو دیدم یه لنگش پس گردنم!
    علم كرد و خم كرد و كوبید پای
    به آنی دگر مـن نبودم به جای!

    بدین ضـــربت آن یل بی وفا
    به كله برفتم تو جوب از قفا!
    ز الـــطاف آن ضربه هــــــــــمسرم
    دو شب چرخ می زد جهان بر سرم
    "زمین شش شد و آسمان گشت هشت"
    یكی بس نَبُد، یــــــــارمان گشت هشت!
    بگفتم: كــــدامین یل گرزدار
    چنین گرز كوباند بر فرق یار؟
    گمان مــــی كنم كار آرنولد بود
    بروس لی ندارد چنین تار و پود!
    بگفتا : كه این ضربه �چون دان سوكیست�
    بروس لی كجــا بود؟ آرنـــــــولد كیست؟!
    چو شش بخیه بر فرقمان دوختند
    دلم را به پندی چنین ســـوختند؛
    زبان دركـــــــش ای عاقل كاردان
    نگوید ســــــخن مرد بسیار دان!
     
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اهل دانشگاهم
    رشته ام علافي‌ست
    جيب‌هايم خالي‌ست
    پدري دارم
    حسرتش يك شب خواب!
    دوستاني همه از دم ناباب
    و خدايي كه مرا كرده جواب
    اهل دانشگاهم
    قبله ام استاد است
    جانمازم نمره!
    خوب مي‌فهمم سهم آينده من بي‌كاريست
    من نمي‌دانم كه چرا مي‌گويند
    مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار
    و چرا در وسط سفره ما مدرك نيست
    چشم ها را بايد شست
    جور ديگر بايد ديد
    بايد از مردم دانا ترسيد!
    بايد از قيمت دانش ناليد!
    وبه آن‌ها فهماند
    كه من اينجا فهم را فهميدم
    من به گور پدر علم و هنر خنديدم!
    كار ما نيست شناسايي هر دمبيلي
    كار ما اين است كه مدرك در دست
    فرم بيگاري هر شركت بي پيكر را پر بكنيم

    الهی چقدر دانشگاهی ها بدبختن
     
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت
    چون آب بجویبار و چون باد بدشت
    هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت
    روزی که نیامده ست و روزی که گذشت

    من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت
    از اهل بهشت کرد یا دوزخ زشت
    جامی و بتی و بربطی بر لب کشت
    این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت