1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 24, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    روز و شب با خودت نرو هی ور
    با تو هستم ، بله ، شما ... دختر
    قلب تو گرچه واقعــا پاک است!
    خواهرم خوشگلی خطرناک است
    با چنان تیپ و این چنین ترکیب
    صــورتی مثــل کاغذ تذهیب ،
    وقتی از خانه می زنی بیرون
    مرد صدساله می شود دل خون!
     
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    کرزیا، دیده گشـــــا حالت دنیا بنگر(1)
    ما کجا، مهد تمدن به کجا ها، بنگر
    چشم افرنگ نورزد به تو هرگز عشقی
    ز مفاد دگری این همه شیدا بنگر
     
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دوباره تازگي ها گير دادند....... صغير و پير و برنا را گرفتند
    به عنوان شريک جرم ِآدم.......... همين امروز حوا را گرفتند
    يوزارسيف زنگ زد فوراً صد و ده .......و آن ها هم زليخا را گرفتند
    به جرم اغتشاش ، ايجاد وحشت....... عصاي دست موسي را گرفتند
    نموده چون دخالت در پزشکي...... يکي مي گفت عيسي را گرفتند
    به جرم بخشش آن دو به خالي...... جناب حافظ مارا گرفتند
    سپس افغانيان هم از لج او .........سمرقند و بخارا را گرفتند
    خبر آمد که مجنون خودکشي کرد..... به جرم قتل ليلا را گرفتند
    ويک شب گشت آمد کوچه را بست.... سپس وامق و عذرا را گرفتند
    والبته به جرم منکراتي .............وايضاً مرغ (عشقا ( را گرفتند
    به جرم کشتن سهراب ِناکام ..... شنيدم رستم آقا را گرفتند
    از اول چون که «او» با ما نبوده .....لذا مستر اوباما را گرفتند
    طرف شد ازقاچاق ارز دارا ......... ولي بيچاره سارا را گرفتند
    طرفداران اشعار کلاسيک .......... يورش بردند و نيما را گرفتند
    دکان (مطربا ) را تخته کردند ........وبيچاره نکيسا را گرفتند
    به جرم خوردن بيد مشک و کاسني .... عرق خورهاي کسري را گرفتند
    کمر را چون که نرمش داد بابا........ به جرم رقص بابا را گرفتند
    به جرم اختفاي ديش و آنتن ..........تمام پشت (با ما ) را گرفتند
    وجالب تر به جرم کشف عورت ......... پريشب کــّل ( مرغا) را گرفتند
    به جرم گفتمان هاي سياسي ............. دوتا طوطي و مينا را گرفتند
    سُراييدند خيلي ها اراجيف .............ولي تنها)) تي ان تي (( را گرفتند
     
  4. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دوستی داشتم لرستا نی یار دیرینه ی دبستانی
    دیدمش بعد سالیان دراز همرهش چار زن همه طناز
    مات و مبهوت گشتم از حالش كه لری آهوان به دنبالش
    گفتمش: چهار زن ؟ خدا بركت ! تو چگونه كنی ز جا حركت
    گفت : این كار ماجرا دارد هر یكی حكمتی جدا دارد
    اولی را كه هست خوشگل و ناز من گرفتم ز خطه ی شیراز
    تا كه شب ها قرینه ام باشد سر او روی سینه ام باشد
    بهر اوقات روزهایم نیز زن گرفتم ز خطه ی تبریز
    چون زن ترك، خوش بر و بازوست خانه دار و نظیف و كد بانوست
    دست پختش كه محشر كبراست بهتر از آن، سلیقه اش غوغاست
    ظرف یك سال بسته ام بارم چون زنی هم ز اصفهان دارم
    كشد از ماست تار مویی را یادمان داده صرفه جو یی
    را دركم و بیش اوستاد ست او متخصص در اقتصاد است
    او بس كه در اقتصاد پا دارد بی گمان فوق دكترا دارد
    زن چارم كه ختم آنان است شیری از خطه ی لرستان است
    گفتمش با وجود آن سه هلو زن چارم بر ای چیست؟ بگو
    گفت گهگاه بنده گشتم اگر عصبانی ز همسران دگر
    آن زمان جا ی آن سه تا، بی شك این یكی را كشم به زیر كتك
     
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اتل متل توتوله این پسره سوسوله
    موهاش همیشه سیخه نگاش همیشه میخه
    چت میکنه همیشه بی مخ زدن؟نمیشه
    پول از خودش نداره باباش رو قال میذاره
    دی اند جیشو میپوشه میشینه بعد یه گوشه
    زنگ میزنه به دافش میبنده هی به نافش
    که من دوست میدارم تاج سرم میذارم
    صورت رو کردی میک آپ بیا بریم کافی شاپ
    تو کافی شاپ،می خنده همش خالی میبنده
    بهم میگن خدایی! چقدر بابا بلائی!
    همه رو من حریفم میذارم توی کیفم
    هزارتا داف فدامن منتظر یه نامن
    ولی تویی نگارم برات برنامه دارم
    اگه مشکل نداری میام به خواستگاری!
     
  6. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    شاعر زن میگه :
    به نام خدایی که زن آفرید
    حکیمانه امثال ِ من آفرید
    خدایی که اول تو را از گل
    و بعداً مرا از خشت آفرید!
    برای من انواع گیسو و موی
    برای تو قدری چمن آفرید!
    مرا شکل طاووس کرد و تو را
    شبیه بز و کرگدن آفرید!
    به نام خدایی که اعجاز کرد
    مرا مثل آهو ختن آفرید
    تو را روز اول به همراه من
    رها در بهشت عدن آفرید
    ولی بعداً آمد و از روی لطف
    مرا بی کس و بی وطن آفرید
    خدایی که زیر سبیل شما
    بلندگو به جای دهن آفرید!
    وزیر و وکیل و رئیس ات نمود
    مرا خانه داری خفن! آفرید
    برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب
    شراره، پری، نسترن آفرید
    برای من اما فقط یک نفر
    براد پیت من را حَسَنْ آفرید!
    برایم لباس عروسی کشید
    و عمری مرا در کفن آفرید
     
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    پاسخ شاعر مرد:
    به ‌نام خداوند مردآفرین
    که بر حسن صنعش هزار آفرین
    خدایی که از گِل مرا خلق کرد
    چنین عاقل و بالغ و نازنین
    خدایی که مردی چو من آفرید
    و شد نام وی احسن‌الخالقین
    پس از آفرینش به من هدیه داد
    مکانی درون بهشت برین
    خدایی که از بس مرا خوب ساخت
    ندارم نیازی به لاک، همچنین
    رژ و ریمل و خط چشم و کرم
    تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
    دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست
    نه کار پزشک و پروتز، همین!
    نداده مرا عشوه و مکر و ناز
    نداده دم مشک من اشک و فین!
    مرا ساده و بی‌ریا آفرید
    جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
    زنی از همین سادگی سود برد
    به من گفت از آن سیب قرمز بچین
    من ساده چیدم از آن تک‌ درخت
    و دادم به او سیب چون انگبین
    چو وارد نبودم به دوز و کلک
    من افتادم از آسمان بر زمین
    و البته در این مرا پند بود
    که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
    تو حرف زنان را از آن گوش گیر
    و بیرون بده حرفشان را از این
    که زن از همان بدو پیدایشت
    نشسته مداوم تو را در کمین!
     
  8. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    شلوارا کوتاهه، مانتوها چسبونه
    دوهزارتا لیلی واسه هر مجنونه
    من چه‌ قد خوشبختم همه ‌چی آرومه
    مانتوها چسبونن، همه‌ چی معلومه!
    بگو این آرایش تا ابد پابرجاس
    حالا که خط‌ چشم تو نگاهت پیداس!
    من چه ‌قد خوشبختم زندگی آسونه
    زندگی شیرینه همه‌چی ارزونه
    همه ‌چی آرومه غصه‌ها خوابیدن
    پول خوبی می ‌دن واسه‌ی زاییدن!
    ما چه ‌قد خوشبختیم همه ‌چی آرومه
    چه ‌کسی بیکاره؟ چه کسی محرومه؟
    غول بدبختی رو غول خوشبختی خورد
    هرچی که مشکل بود همه رو لولو برد!
    قاضیا بیکارن زندونا تعطیله
    پایه‌ی میز کسی نیست کلی میله
    شیشه‌ی نوشابه جز واسه خوردن نیست
    کار وانت غیر از پرتقال بردن نیست!
    تو خیابون غیر از لیلی و مجنون نیست
    روی هیچ دیواری قطره‌های خون نیست
    نیست اصلا سانسور سایتها فیلتر نیست
    توی میزگردا پشت هم زرزر نیست!
    اونقَدَر خوشبختم اونقَدَر خوشحالم
    که به بعضی‌جاها وازلین می‌مالم!
    زده زیر دلمون خوشی ِ افراطی…
    من نخوردم چیزی یا نکردم قاطی!
    این ترانه‌ی قشنگ(همه‌چی آرومه)
    اثری از من نیست، اثر باتومه!
     
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    حافظ:
    تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانــه بسوخت
    فروغ فرخزاد:
    ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده
    سهراب سپهری:
    دوست را زیر باران باید برد عشق را زیر باران باید جست
    ترانه امروزی:
    دوست دختر من نازه قلبش پر احساسه عاشقش شدم تازه
    رپ:
    دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت
    خدا از این به بعد رو به خیر کنه !

    اینم به افتخارهمه
     
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    دید مجنون دختری مست و ملنگ
    در خیابان با جوانانی مشنگ
    خوب دقت کرد در سیمای او
    دید آن دختر بُود لیلای او
    با دلی پردرد گفتا این چنین
    حرف ها دارم بیا (پیشم بشین)
    من شنیدم تازگی چت می کنی
    با جوانی اهل تربت می کنی
    نامه های عاشقانه می دهی
    با ایمیل از ( توی) خانه می دهی
    عصرها اطراف میدان ونک
    می پلاسی با جوانان ونک
    موی صاف خود مجعد می کنی
    با رپی ها رفت و آمد می کنی
    بینی خود را نمودی چون مویز
    جای لطفاً نیز می گویی (پلیز)
    خرمن مو را چرا آتش زدی؟
    زیر ابرو را چرا آتش زدی؟
    چشم قیس عامری روشن شده
    دختری چون تو مثال زن شده
    دامن چین چین گلدارت چه شد؟
    صورت همچون گل ِ نارت چه شد؟
    ابروی همچون هلالت هم پرید؟
    آن دل صاف و زلالت هم پرید؟
    قلب تو چون آینه شفاف بود
    کی در آن یک ذرّه ( شین و کاف) بود
    دیگر آن لیلای سابق نیستی
    مثل سابق صاف و عاشق نیستی
    قبلنا عشق تو صاف و ساده بود
    مهر مجنون در دلت افتاده بود
    تو مرا بهر خودم می خواستی
    طعنه ها کی می زدی از کاستی؟
    زهرماری هم که گویا خورده ای
    آبروی هرچه دختر برده ای
    رو به مجنون کرد لیلا گفت : هان
    سوره یاسین درِ ِگوشم نخوان
    تو چه داری تا شوم من چاکرت؟
    مثل قبلن ها شوم اسپانسرت ؟
    خانه داری ؟ نه ، اتول ؟ نه ، پس بمیر
    یا برو دیوانه ای دیگر بگیر
    ریش و پشم تو رسیده روی ناف
    هستی از عقل و درایت هم معاف
    آن طرف اما جوان و خوشگل است
    بچه پولدار است گرچه که ول است
    او سمندی زیر پا دارد ولی
    تو به زحمت صاحب اسب شـَلی
    خانه ات دشت و بیابان خداست
    خانه او لااقل آن بالاهاست
    با چنین اوضاع و احوالت یقین
    خوشه ات یک می شود ، حالا ببین
    او ولی با این همه پول و پله
    خوشه سه می شود سویش یله
    گرچه راحت هست از درک و شعور
    پول می ریزد به پای من چه جور
    عشق بی مایه فطیر است ای بشر
    گرچه باشی همچو یک قرص قمر
    عاشق بی پول می خواهم چکار
    هی نگو عشقم ، عزیزم ، زهر مار
    راست می گویند، تو دیوانه ای
    با اصول عاشقی بیگانه ای
    این همه اشعار می گویی که چه؟
    دربیابان راه می پویی که چه؟
    بازگرد امروز سوی کوه و دشت
    دوره عشاق تاریخی گذشت
    تازه شیرین هم سر ِ عقل آمده
    قید فرهاد جـُلمبر! را زده
    یا همین عذار شده شکل گوگوش
    کرده از سرتا نوک پایش روتوش
    با جوانان رپی دم خور شده
    نان وامق کاملاً آجر شده
    ویس هم داده به رامین این پیام
    بین ما هرچه که بوده شد تمام
    پس ببین مجنون شده دنیا عوض
    راه تهرن را نکن هرروزه گز
    اکس پارتی کرده ما را هوشیار
    گرچه بعدش می شود آدم خمار
    بیخیال من برو کشکت بساب
    چون مرا هرگز نمی بینی به خواب
    گفت با «جاوید» مجنون این چنین:
    حال و روز لیلی ما را ببین
    بشکند این « دست شور بی نمک»
    کرده ما را دختر قرتی اَنک
    حال که قرتی شده لیلای من
    نیست دیگر عاشق و شیدای من
    می روم من هم پی ( کیسی ) دگر
    تا رود از کله ام عشقش به در
    فکر کرده تحفه اش آورده است
    یا که قیس عامری یک برده است
    آی آقای نظامی شد تمام
    قصه لیلی و مجنون ، والسلام
    خط بزن شعری که در کردی زما
    چون شده لیلای شعرت بی وفا