1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Jan 24, 2014 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    عدسی وقت پختن، از ماشی
    روی پیچید و گفت این چه کسی است
    ماش خندید و گفت غره مشو
    زانکه چون من فزون و چون تو بسی است
    هر چه را میپزند، خواهد پخت
    چه تفاوت که ماش یا عدسی است
    جز تو در دیگ، هر چه ریخته‌اند
    تو گمان میکنی که خار و خسی است ...
     
    حاجی 7 خط، Mr EhSaN، setareh و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    هرچندکه اندام تو برف سبلان است
    از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است
    یک شهــر در این عرضه تقاضــای تو دارد
    تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است
    بازار طلا نیست اگـــر مــوی طلاییت
    با هر وزش باد چرا در نوسان است؟
    سر ریـــز شدم از یقـــه پیرهن از بس
    در عشق تو سیال تنم در فوران است
    تا بره ی چشمــان تــــــو را گرگ ندزدد
    در مرتع گیسوت،دلم چشم چران است
    هر بار کـــه تبخیــــر شد از ذهن خیالت
    آن سوی دگر خاطره ات در میعان است
    رویای من این بود که همراه تـــو باشم
    افسوس که در دست تو دست چمدان است
    باران تنت کاش بر ایــــن خانـــه ببارد
    هر چند که بخت بد من ، قطره چکان است!
     
    حاجی 7 خط، Mr EhSaN، setareh و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    یکی از بزرگان به شکلی تمیز
    شنیدم که چسبید عمری به میز!
    چو گیسویِ مه‌طلعتانِ «طراز»
    مدیریت و عمر او شد دراز
    به هنگام نزعش ز خویشان کسی
    برآن میز زد زور بیجا بسی
    نشد کَنده میز از برِ محتضر
    مگر شد از آن محتضر را خبر
    بزد شیشه قرص را بر سرش
    که میزش نگردد جدا از برش
    همه در عجب چون پس از مرگ نیز
    نداد از کف خویش دامان میز
    نگو میز بر کس ندارد وفا
    تو بنگر وفاداری میز را
    شده میّت و میز با هم کفن
    در این کار حیران شده گورکن
    جدا کردنش چون نه مقدور شد
    به همراه آن میز در گور شد!
     
    حاجی 7 خط، Mr EhSaN، setareh و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. ممنون عزيزم
     
    setareh و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  5. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خیّـــام بیــا بــه نـــزد مـــن شــام بخـــور
    سَـم ! بوسه ی داغ ! و سس مهرام بخور
    جــــای ِ عـــرق ســـگی بیــا یک لیــــوان
    دوغـــــی تگـــــری بـدون ابهــــام بخـــور

    *******
    در حال ادیت سرنوشتی یا نه
    با یک چمدان شعور و شعر و دانش

    خیّــام بگـــو بـه کار کِشـــتی یا نه ؟
    در زیـــر بغل : تو در بهشتی یا نه ؟
     
    حاجی 7 خط، Mr EhSaN و setareh از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. ممنون زیبا بودن:22:
     
    setareh و μ~¤@ฯmit@¤~μ از این پست تشکر کرده اند.
  7. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    گمان و حدس و باور٬ لنگه کفش
    می رودگاهی فراترلنگه کفش

    بعدازین حتی حقوق مرد و زن
    می کندبی شک برابر! لنگه کفش

    مطمئنا خورده بر فرق پدر
    گرنباشد پای مادر لنگه کفش!

    می خورد برجای جای هیکلت
    کی شودقانع به یک سر٬لنگه کفش

    در مساجد نیز دیدم عده ای
    می برند از پای منبر لنگه کفش

    (جفت آن البته لازم می شود
    شد ردیف شعرما گر لنگه کفش)

    مال مومن را حلالش خوانده اند
    پس نخواهد داد دیگر لنگه کفش

    آن قدرداغ است بازارش که شد٬
    داغ تر ازلیگ برتر لنگه کفش

    آبی و قرمز فراموشش کنید
    می شودیک روز سرور٬ لنگه کفش!

    گاه از دست تماشاگر نما
    می خورد آن جای داور٬ لنگه کفش!

    ظالمی را گر ببیند در جهان
    می زند بر سیم آخر٬ لنگه کفش

    سر بزن در عمق تاریخ بشر
    نازشستش کرده محشر لنگه کفش

    کله های گنده و پرفیس و باد
    بی محابا کرده پنچر لنگه کفش!

    پادشاه و خان و سردار و وزیر
    نام هر یک دارد از بر لنگه کفش

    فی المثل آن شاه سابق خورده است
    در حرم خانه فزونتر لنگه کفش!

    از ثریا ٬ فوزیه٬ یا از فرح
    خورده او بی حد و بی مر لنگه کفش!

    مرگ بر جوراب و شرت و پیرهن
    صد درود و تهنیت بر لنگه کفش!

    دیدی آخر برد در خاک عراق
    آبروی آن ستمگر٬ لنگه کفش!

    عاقبت آدم حسابی می شود
    خورد اگر برکله ی خر لنگه کفش!

    آن که می خندد!خودش هم سال ها٬
    خاطراتی دارد از هر لنگه کفش!

    ای که پا درکفش مردم کرده ای
    می خوری روزي برادر لنگه کفش
     
    حاجی 7 خط و Mr EhSaN از این پست تشکر کرده اند.
  8. ممنون زیبا بودن
    :22:
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  9. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش عصیصمی
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.
  10. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    خواهش عصیصمی
     
    setareh از این پست تشکر کرده است.