1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اشعارطنز

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Dec 25, 2013 در انجمن شعر و مشاعره

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    بيا اي مهربان تر بيا اي ذهن تبدار چغندر !
    به حال بنده بنگر ببين دستان بي انصاف فرهنگ
    چطوري بنده را اينجا تك انداخت
    الاغ بد لگام بخت و اقبال
    به مخلص جفتك انداخت
    من اكنون شاعري آوازه خوانم،جوانم
    پر است از شعر نو، احساسدانم !
    ***
    تمام شعرهاي من قشنگ است
    مضامين كلام بنده شادند
    گشادند
    ولي سوراخ رزق بنده تنگ است !
    در اين جا اندكي جاي درنگ است !!
    ***
    بله، من شاعر عصر فضايم
    براي اين كه از امواج موزون كلاسيك،جدايم- به جان بچه هايم !_
    زبان بنده مقداري دراز است !چرا؟ چون شعر من پر رمز و راز است !
    بيا اي جان شيرين !بيا پهلوي من يك لحظه بنشين
    بيا از راهيان شعر نو شو
    كنار دفتر شعرم « ولو » شو
    بخوان از دفترم ، شعري به صد شوق
    بگو : « به به ، به اين ذوق ! »
    ***
    هلا ! اي آشناي احتمالي
    از اين اشعار عالي
    بگير از من دو كيلو
    به جايش بده يك كاسه از آن آش آلو !
    كه اين، با آن يكي ، از حيث تأثير
    ندارند هيچ توفير !


    "از در درآمدى و من از خود به در شدم"
    از ديدنت، به جان تو، كلى پكر شدم!
    باز آمدى كه ناله برآرى ز دخل و خرج
    از دست شكوه‏هاى تو، من خون جگر شدم!
    مى‏گفت روز پيش، "حسن" با پدر كه: من
    مغبون ز گفته‏هاى شما، اى پدر، شدم!
    من اهل ازدواج نبودم ز ابتدا
    خواندى به گوشم آن‏قدر آخر كه خر شدم!
    من خانه‏اى مصادره‏اى داشتم، دريغ!
    صاحب زمين بيامد و من دربدر شدم
    گفتم: به قرض، تر نشود شصت پاى من
    در منجلاب قرض، فرو تا كمر شدم!
    شد با ظهور "نظم نوين" وضع من خراب
    بد بود حال و روزم و از بد، بتر شدم!
    دنيا به مثل دوره عصر حجر شده است،
    يا بنده مثل آدم عصر حجر شدم؟!
    بر من مگير اگر پس از اين شعر آبدار
    چون استكان كنار سماور، دمر شدم!


    زندگیمو جنون گرفته، برگرد
    جلو چشامو خون گرفته، برگرد
    اين دفه ديگه نقل هر ساليت نيست
    انگارى كه زبون خوش حاليت نيست
    حكم تو شلاقه، اگه قاضى ام
    جيك بزنى، به مرگتم راضى ام
    مثل يخ، آبت مى كنم ضعيفه
    خونه خرابت مى كنم ضعيفه
    من نه از او چشم سيات مى ترسم
    نه از ننه ت، نه از بابات مى ترسم
    هرچى ازت تلخى چشيدم، بسه
    تو زندگى هر چى كشيدم، بسه
    اين دفه مى خوام نوكتو بچينم
    من نخوامت، كيو بايد ببينم؟
    خانوم شدى پيش يه مشتى فَعله
    يابو ورت داشته كه يعنى بعله؟
    همه ش مى خواى بگم كه «بعله قربان»؟
    «جنيفر»ى يا دختر اوتورخان؟
    نذار بگم تو كوچه زيرت كنن
    يا آبجى هام خرد و خميرت كنن
    نذار بگم تو رو تو شر بندازن
    نذار بگم نسل تو ور بندازن
    تا سر شب، خلاصه ختم كلام
    خودت مياى يا خبرت، والسلام!
    •••
    اينها رو من از اين و اون شنفتم
    اما از اين حرفا بهت نگفتم
    نوشتمش به خوارى و به خفت
    آخه من و حرف خلاف عفت
    مى خوام بگم اهل بخيه نيستم
    مودبم، مثل بقيه نيستم
    خسته شدى، دِ باشه جونم فدات
    يه جفت كفش نو خريدم برات
    الانه مى فرستمش، روم سيا
    جلدى پاشو، كفشاتو پاكن بيا!

    ***
    نخیر انگار از این بخاری بلند نمیشه


    بخون ولى جواب نامه فورى


    عيال نازنين من چطورى؟




    تنگه دلم براى قيل و قالت


    عزيز من، چطوره اصل حالت؟




    اون شير قبلنا، شغالتم نيست


    من بميرم، عين خيالتم نيست




    حالا كه هيچ، وقتى دوستم داشتى كه


    محل سگ بهم نمى ذاشتى كه




    همش مى گفتى: «اومدم اسيرى»


    هى متلك، همش بهونه گيرى




    جز ويدئو كه خونه ی ننه م بود،


    خدا وكيلى تو خونه ت چى كم بود؟




    تلخى زندگيت كه مثل قند شد


    يواش يواش زير سرت بلند شد




    آبى كه شد اون دو تا چشم سيات


    شدم اسير چشم و هم چشميات




    با نق نق و غرغر و قهر و آشتى


    خونه و زندگى برام نذاشتى




    همه ش بكن نكن، همه ش تغيّر


    همه ش بدى، همه ش ستم، همه ش غر




    با گريه روزمو به شب رسوندى


    تا اينكه جونمو به لب رسوندى




    گفتى: «مى رم» اما گرفتم تو رو


    اونقده غر زدى كه گفتم: «برو...»




    •••




    عزيز من رفته و برنگشته


    ببين عزيز، گذشته ها گذشته




    بيا، گذشته گفت وگو نداره


    كه خونه بى تو رنگ و بو نداره




    بيا دوباره چاى تازه دم كن


    بساط قيمه و پلو عَلَم كن




    بپَز از اون كلوچه نوبرت


    براى قند و عسلت، شوهرت




    زنى كه خوب و پاكه، شوهر مى خواد


    خوب مى دونم جونت واسم در مياد




    چه حاجتى به قاصد و پست و پيك؟
    عيال نازنين، سلام عليك
    با خط و نامه هم اگه بتونم
    به خدمتت سلام مى رسونم
    رفتى و دوريتو بهونه كردم
    سلام گرم و عاشقونه كردم
    دلت كه سرد و خسته بود و غم داشت
    سلام گرم و عاشقونه كم داشت
    هم آشيون من تو اين لونه اى
    كفتر جَلد بوم اين خونه اى
    پرهاتو چيدم كه يه وَخ با پرت
    پر نكشى پيش پدر مادرت
    تو بى خبر رفتى و پر خريدى
    تا چشم به هم زدم، يهو پريدى
    پرزدى و توخونه كاشتى منو
    دلت اومد تنها گذاشتى منو؟
    با اينكه تو همين دهات و شهرى
    با من دو ماه آزگاره قهرى
    نيومد از تو نامه اى، كلامى
    نه تو پيام گيرمون، پيامى
    بهم ندادى از موارد ذيل
    نه آى دى و نه پى ام و نه اى ميل
    هيچ نمى گى شوهرم الان كجاست؟
    تاج سرم، سرورم الان كجاست؟
    هيچ نمى گى موهاشو كى مى جوره؟
    هيچ نمى گى رخت هاشو كى مى شوره؟
    هيچ نمى گى خورد و خوراكش چيه؟
    وصله رخت چاك چاكش چيه؟
    دورى تو، پاك خل و ديوونم كرد
    بيا و پر بزن به خونه برگرد...
    تا نگى عشقو دست كم گرفتم


    ويدئومون رو از ننه م گرفتم!


     
    ♥Mahdi♥ و erfan2296 از این پست تشکر کرده اند.
  2. تلاش خودتو بکن حتما میشی
     
    ♥Mahdi♥ از این پست تشکر کرده است.