1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اس ام اس و پیامک جدید بازگشایی مدارس و دانشگاه مهر ماه ۹۲

شروع موضوع توسط parmida ‏Sep 18, 2013 در انجمن اس ام اس

  1. parmida

    parmida همراه انجمن

    1,894
    2,204
    5,602
    عاغا کصافط اینطوری نوشته میشه “کثافت”
    گفتم یادآوری کنم بچه هایی که میرن مدرسه غلط املایی هاشونو گردن ما نندازن !!!
    راستی عاغا هم آقا نوشته میشه !
    .
    .
    بابا غصه نداره تا چشم به هم بزنی تموم میشه …
    “زمزمه های پدر و مادر در عصر ۳۱ شهریور”
    .
    .
    تقدیم به متولدین ۷۳ به بعد :
    اول مهر ماه شنبس …
    غروب جمعه ی ۳۱شهریور …
    صدای اذانم میاد !
    فرداش باید بری مدرسه بعد ۳ ماه …
    تصورِشم عذاب آوره ؛ وای داره گریم میگیره ، دستمال کاغذی برسون …
    .
    .
    سوال : یکشنبه میایی دانشگاه یا سه شنبه ؟
    پاسخ صحیح : بعد از حذف و اضافه …
    .
    .
    دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایستادی ، یه نفر میومد و بهت میگفت : با من دوست میشی ؟؟؟
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی ، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد …
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد ، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند ، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه …
    احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم ، دلتون بسوزه !
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
    .
    .
    یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
    یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
    .
    .
    تفاوت دو جنس رو از اینجا بفهمید که دخترا دو ماه قبل از سال تحصیلی جدید لوازم تحریرشون آمادس ولی پسرا سه هفته بعد از شروع مهر تازه یادشون میاد حتی کتاباشونو نگرفتن …
    .
    .
    یادش بخیر تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم …
    .
    .
    یادش بخیر دبستان که بودیم هرچی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
    .
    .
    یادش بخیر صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو …
    .
    .
    یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …
    همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !
    .
    .
    یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …
    .
    .
    یادتون میاد ؟؟؟
    نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد …
    .
    .
    تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …
    .
    .
    وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم ، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم …
    .
    .
    یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …
    .
    .
    همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …
    .
    .
    خودکارهای چهاررنگی هم بود که باس دکمه‌ش رو فشار میدادی تا نوک دلخواهت بیاد بیرون ، اونوخت قرمزش صورتی بود و آبیش بنفش !
    تفریح من این بود که تهش رو میکردم تو دهنم با دندون دکمه هاشو فشار می‌دادم ، بعد حواسم نبود دکمه ش فنریه و لبم میرفت لای دکمه ش !!!
    .
    .
    یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!
    .
    .
    شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !
    .
    .
    شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !
    .
    .
    یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ، مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …
    .
    .
    خودکارتو گم کنی = خودکار نداری
    خودکار نداشته باشی= جزوه نداری
    جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی
    درس نخونی = پاس نمیشی
    پاس نشی = مدرک نمی گیری
    مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد
    کار نداشته باشی = پول نداری
    پول نداشته باشی = غذا نداری
    غذا نداشته باش= لاغر مردنی میشی
    لاغر مردنی بشی = زشت میشی
    زشت بشی = عاشقت نمیشن
    عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی
    ازدواج نکنی = بچه نداری
    بچه نداشته باشی = تنهایی
    تنها باشی = افسرده میشی
    افسرده بشی = مریض میشی
    مریض بشی = میمیری
    پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری …
    .
    .
    خارج از مدرسه (کافه)
    تقلب (چشمهایم برای تو)
    روز امتحان (روز واقعه)
    زنگ زیست (معنی عشق)
    کیف مدرسه (محموله)
    اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
    نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
    معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
    زنگ تفریح (حمله به توالت)
    مدیر مدرسه (پدر سالار)
    پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
    جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
    میز آخر (بهشت پنهان)
    پای تخته (قتلگاه)
    ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
    کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
    تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
    نمره ۲۰ (آرزوی محال)
    گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
    امتحان شهریور (شانس زندگی)
    فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
    معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
    بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
    شب إمتحان (وصیت نامه)
    قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
    تقلب کردن (بی تو هرگز)
    زنگ کلاس (دیدار ارواح)
    مدرسه (چوبه دار)
    زنگ ورزش (امید دانش آموز)
    .
    .
    زمانی که داداشم میرفت مدرسه ، شبها با جوراب و شلوار لی میخوابید که صبح ۵ دقیقه دیرتر بیدار بشه …
    .
    .
    یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
    تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
    بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
    من که حلالشون نمی کنم !​
     
    engin، Mehdi 3، Merjhoi و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Merjhoi

    Merjhoi خاص بودن افراد خاص رو افراد خاصی میفهمن...؛) عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,423
    12,232
    7,304
    عالی بود...
    اشکم در اومد...
    دلم واسه دوران مدرسه تنگ شد...
    :cry::cry::cry::cry::cry::cry::cry::cry::cry::cry::cry:
     
    Mehdi 3 از این پست تشکر کرده است.
  3. sogi

    sogi

    1,285
    1,824
    410
    یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
    تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
    بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
    من که حلالشون نمی کنم !




    خخخخخ راس میگه اینیکو:17::20
     
    Mehdi 3 از این پست تشکر کرده است.
  4. amir b

    amir b به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی

    492
    555
    281