1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اس ام اس دل شکسته و دپرس اسفند ماه ۹۱ جدید

شروع موضوع توسط parmida ‏Feb 27, 2013 در انجمن اس ام اس

  1. parmida

    parmida همراه انجمن

    1,894
    2,204
    5,602
    [​IMG]
    غم اگه نوشتنی بود
    اگه غصه گفتنی بود
    من هزار تا قصه داشتم !
    ::
    ::
    روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام این است که زیر لب بگویی : “یادش بخیر”
    ::
    ::
    نمیدانی چه رنجیست ماندن وقتی همه برای رفتنت دعا میکنند !
    ::
    ::
    زندگی تمامش خطای دید است ، من تو را می بینم و تو مرا نمی بینی !
    ::
    ::
    تنها یک خداحافظی بی دلیل ، دل تمام سلام هایم را شکست !​
    ::
    ::​
    باران مرا یاد چتر می اندازد و چتر مرا یاد قرارمان …
    قرارمان که یادت هست ؟ اینکه آغوشت را چتر کنی تا چشمهایم بیش از این خیس نشوند !​

    ::
    ::
    غصه مرا خورد وقتی دیدم دست به سینه ایستاده ای ، تمام راه را برای آغوشت دویده بودم !
    ::
    ::
    خواب دیدم دوباره با همیم ، از خنده بیدار شدم و دیوانه وار به اطراف نگریستم ؛ چشمانم پر از اشک شد !
    ::
    ::​
    کاش حداقل جوانمردی میکردی و مهربانی ام را بهانه ی رفتنت نمیکردی تا من مجبور نشوم هر روز سنگ را نشان دلم بدهم و بگویم اگر مثل این بودی او نمیرفت !
    ::
    ::
    اولین روز بارانی را به خاطر داری ؟
    غافلگیر شدیم ، چتر نداشتیم ، خندیدیم ، دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم !
    دومین روز بارانی چطور ؟
    پیش بینی اش را کرده بودی ، چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم ؛ سعی می کردی من خیس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود !
    و سومین روز چطور ؟
    گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری ، چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی و شانه راست من کاملا خیس شد !
    و چند روز پیش را چطور ؟
    به خاطر داری که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برویم !
    فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو …
    ::
    ::
    تنها یک برگ مانده بود ، درخت گفت : منتظرت میمانم !
    برگ گفت : تا بهار خداحافظ !
    بهار شد ولی درخت میان آن همه برگ دوستش را فراموش کرده بود …
    ::
    ::
    دلم برای خودم سوخت وقتی شما صدایم کردی !
    ::
    ::
    کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود …
    ::
    ::
    وقتى مى شکنم خوب تماشا کن ، شاید روزى به دنبال تیکه هایم بگردى !
    ::
    ::
    خنک شدى ؟
    اما من هنوز داغم از رفتنت در این سرماى بى رحم !
    ::
    ::
    ساعت ها دیگر برایم معنا ندارند ، من بی تو با سال نوری لحظه هایم را می گذرانم !
    ::
    ::
    درخت با برگ های خشک و شاخه های شکسته هم هنوز درخت است …
    آدم اما “دلش که بشکند” ، دیگر آدم نمی شود !
    ::
    ::
    یه سری از حرفها هستند که امکان نداره بشه به گفتار تبدیلشون کرد ؛ این حرفا معمولا به اشک تبدیل میشن …
    ::
    ::
    به یک معتاد نیازمندم جهت کشیدن دردهایم !
    ::
    ::
    خسته که می شوم ، سرم را میان دستهایم می گیرم و آنقدر تکرارت می کنم که بالا بیاورم !
    من انتقام زجرِ تمام لحظه های بی تو بودن را بالاخره از “خودم” خواهم گرفت …
    ::
    ::
    خدایا برم نمی گردانی ؟
    یک طرفم سرخ شد !
    ::
    ::
    هر روز نبودنت را بر روی دیوار خط میکشم ، ببین این دیوار دیگر جایی برای خط زدن ندارد !
    خوش به حال تو که خودت را راحت کردی و یک خط کشیدی تنها ،آن هم روی من …
    ::
    ::
    سیب از درخت افتاد
    ستاره از آسمان
    تو از چشم من
    گاهی فرقی نمیکند از کجا ؟
    سرنوشت مشترکی است سقوط …
    ::
    ::
    ای چشم ها ، به کسی نگویید چیزی از درونم !
    ::
    ::
    یکی بود که اونم رفت …
    کاش از اول غیر از خدا هیچکس نبود !​
     
    rezaco2196 از این پست تشکر کرده است.