1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اس ام اس دلتنگی جدید آبان ۹۱

شروع موضوع توسط parmida ‏Nov 12, 2012 در انجمن اس ام اس

  1. parmida

    parmida همراه انجمن

    1,894
    2,204
    5,602
    آغوش تو در زمستان سردنمی دانستم فصل های دلتنگی من مثل احساس های زود گذر دوست داشتن تو کوتاه نیستند
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    و پر سوز و یخ بندان گرم ترین جای دنیا برای دلتنگی هایم است

    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    فکر کردم اگر دلم را با رویاهایی شرین بپوشانم همه چی تمام می شود
    اما قلبم باز هم زیر آوار خاطرات از تو کمک خواست و تو رو صدا زد
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    دلتنگی مثل من در دنیا نیست
    دیوانه ای مانند من جز تو عاشق هیچ کس نیست
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    زندگی کردن زیباست اگر با تو باشد
    مردن رویایی است اگر برای تو باشد
    من زیبایم اگر تو پیشم باشی
    اما تو همیشه زیبایی بدون هیچ وابستگی
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    بر فرض که خاطراتت را به دریا سپردم
    دلتنگی ام را چه کنم که شنا بلد است
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    هیچ مشکلی نیست
    دلتنگی تو را می توانم حس کنم
    نیازی به دیدن و شنیدن نیست
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    بدترین لحظه عمر آدم می دونی چیه ؟
    وقتی هستش که دلتنگ کسی هستی اس ام اس می آد
    اون وقت می بین اس ام اس تبلیغاتی هستش
    ܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜܔܢܜܜܔܢܔܜܔܢܜܔܢܔܜ
    همه از خدا یه چیزی می خواهند تا بگیرند
    اما
    من از خدا می خواهم دلتنگی هایم را بگیرد
     
    17964، setareh، sajjad.y و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. SHAPARAK

    SHAPARAK هميشه بيادتونم...

    581
    12,326
    16,912
    بر فرض که خاطراتت را به دریا سپردم
    دلتنگی ام را چه کنم که شنا بلد است
    ممنون !thumbsup
     
    setareh و sajjad.y از این پست تشکر کرده اند.
  3. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    2,010
    5,891
    791
    مزسییی زیبا بود
     
    setareh و SHAPARAK از این پست تشکر کرده اند.
  4. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    ممنون خیلی خوب بوووودن!!!
     
    SHAPARAK و setareh از این پست تشکر کرده اند.
  5. 17964

    17964

    90
    80
    172
    ماهی کوچک من
    اندرون تنگیست
    که ز دریا دور است
    گریه اش پنهانیست
    رنگ سرخش همه از خون دلیست
    گز برای دریا
    می خورد با غصه
    آسمان
    بر فراز سر وی
    آبی و آرام است
    گوییا او همه از حال دل ماهی من
    بی خبر است
    این همه بی خبری
    می کند آزرده
    روح هر جانداری
    نفسش می گیرد
    همه از آبی که
    شده زندان تن رنجورش
    کاش می شد که چو مرغی آزاد
    می پرید از این تنگ
    و به سوی دریا
    همه با شوق و رضای خاطر
    عاشقانه می رفت
    تا که من...
    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>
    نیمه های ظهر بود
    هراسان و آشفته
    در کوچه ای خلوت و باریک
    با دلی مملو از عشق و احساس
    در کنار او
    راه می پیمودم و
    چشمان پر فروغش را می نگریستم
    دستانم می لرزید
    فضای کوچک سینه ام
    گویی که
    توان تپش های
    قلب آشفته ام را نداشت
    مدام نگاهش می کردم
    اما
    در هر نگاه
    ذوب شده و
    محو در او می گشتم
    آشفته و سر در گم
    اطرفمان را زیر نظر داشتم
    تا مبادا
    کسی...
    رعشه در جانم افتاده بود
    انگار که در حال سماع بودم
    می خواستم ببوسمش
    اما
    می ترسیدم
    نه
    خجل بودم
    و شاید سر در گم
    نمی دانم
    دوباره کوچه را نگریستم و
    آرام آرام
    با دلی هراسان و دستانی لرزان
    صورتم را به صورتش نزدیک نمودم و
    عکس را که به رسم یادگاری
    بر من بخشیده بود
    با عشق بوسیدم.
    >>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.