1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اس ام اس تنهایی

شروع موضوع توسط Acontius ‏Feb 27, 2012 در انجمن اس ام اس

  1. Acontius

    Acontius دیوانه متفکر !

    2,893
    1,173
    388
    روزی میرسد که با لبخند تو بیدار میشوم
    این روز هر زمان که میخواهد باشد
    فقط باشد
    .
    ****************************************
    .
    .
    .
    خــوب ِ مــن ،
    همین جا درون شعرهایم بمان
    تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
    به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
    من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
    شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان
    تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
    .
    .
    ****************************************
    .
    تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
    دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو
    دردش متفاوت باشد ویرانم می کند
    من از دست رفته ام ، شکسته ام
    می فهمی ؟
    به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
    اما اشک نمی ریزم
    پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
    .
    .
    .
    ****************************************
    و امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری
    که آدم نه خودش میداند دردش چیست و نه هیچ کس دیگر
    فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود
    دلش آغوش گرم میخواهد
    .
    .
    .****************************************
    من آنقدر خواستمت که نخواستنت را ندیدم
    تو آنقدر نخواستی که هیچ چیز از من ندیدی
    .
    .
    .****************************************
    .
    .
    خداوندا ، جای سوره ای به نام “عشق” در قرآن تو خالیست
    که اینگونه آغاز شود :
    و قسم به روزی که دلت را میشکنند و جز خدایت مرهمی نخواهی یافت
    .
    ****************************************
    .
    هر شعر
    گریز از یک گناه بود
    هر فریاد
    گریز از یک درد
    و هر عشق
    گریز از یک تنهایی عمیق
    افسوس که تو
    هیچ گریزگاهی نداشتی…!
    .
    .****************************************.
    بر سر مزرعه ی سبز فلک
    باغبانی به مترسک می گفت :
    دل تو چوبین است…
    و ندانست که زخم زبان
    دل چوب هم می شکند…
    .
    .****************************************
    .
    بجز دستت ندارم یار دیگر / بجز آیینه بازی کار دیگر
    چو بستی چشم را آیینه بشکست / نگاهم کن فقط یک بار دیگر
    .
    .****************************************
    .
    چشم من چشمه ی زاینده ی اشک / گونه ام بستر رود
    کاشکی همچو حبابی بر آب / در نگاه تو رها می شدم از بود و نبود
    .
    .****************************************
    .
    کاش دنیا یکبار هم که شده
    بازیش را به ما می باخت مگر چه لذتی دارد
    این بردهای تکراری برایش؟!
    .
    .****************************************
    .
    یک عمر قفس بست مسیر نفسم را
    حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

    ****************************************
    حالا که مقدر شده آرام بگیرم
    سیلاب مرا برده و از من اثری نیست
    ****************************************
    بگذار که درها همگی بسته بمانند
    وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست
     
    sara و Admin از این پست تشکر کرده اند.
  2. واااای خیییییلی قشنگ بودن
    مرسی:25: