1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اس ام اس بی وفایی بهمن ۹۱

شروع موضوع توسط parmida ‏Jan 16, 2013 در انجمن اس ام اس

  1. parmida

    parmida همراه انجمن

    1,894
    2,204
    5,602
    [​IMG]
    بهار تمام شد‌ و میوه ها
    رسیده اند
    پَس تو کی می رسی
    بی انصاف !
    .
    .
    .
    سهم ِ تـو از من
    هرچه بود ؛
    سـپـردی اش بـه بـاد !
    سهم ِ من از تــو
    هر چـه بـود ؛
    هـســت ؛
    به همان طراوت و گرمای ِ آغازین !
    عـزیـز می دارمـش
    تا آخرین نـبـض ِ بـودن
    تا لحـظـه ی سـپــردن بـه خــاک … !
    .
    .
    .
    ﮐﺴﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺯ ﻭ ﺳﺮﻣﺎ ﺩﺳﺘــﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﮔﯿﺮﺩ
    ﺩﺭ ﺟﯿﺒــــﺖ ﺑـــﮕﺬﺍﺭﺷﺎﻥ
    ﺷﺎﯾﺪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺗﻪ ﺟﯿﺒﺖ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ
    ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﮔﺮﻡ ﺍﺳﺖ
    .
    .
    .
    عکست در فال قهوه ام
    نامت بر لبم
    یادت در جانم
    داغت بر تقدیرم
    و جسمت کنار دیگریست
    عجب حکایتی دارد روزگار
    .
    .
    .
    مانده ام اینجا که روزی بیایی
    مانده ام تنها ، نکند ، نیایی
    رفته ای آنجا که از من دور باشی
    رفته ای که بی من مسرور باشی
    .
    .
    .
    دیگر به هوای نازت
    هیچ مردی سر به بیابان نمی گذارد !
    ساده ای لیلی جان…!؟
    اینجا مردها با یک کلیک روزی هزار بار
    عاشق می شوند…!!​
    .
    .
    .
    مــن زانــوهـــایـــم را بــــه آغـــوش کــشیده بـودم
    وقـتـی تــــو بــرای آغــوش دیـگری زانـــو زده بــودی…
    .
    .
    .
    بـــرگ پـــاییــزی
    راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط….
    وقـتی می دانـد
    درختـــــــــــ…
    عِشــقِ بَـــرگ تـــــازه ای را در دِل دارد…..!
    .
    .
    .
    گذشتــــ آن زمان کهنـــه دیدار
    رفتــــ آن دقیقــــه های پر هیاهـــو
    رفتـــــ آن حس دیـــدار
    شکستـــــ آن لحظه زیبــــا
    سکوتـــــ‌‌،سکوتـــــ،سکوتـــــ و تــــو …
    چه ســـاده گذشتی از این همــــه احساس
    و مـــن…
    سکوتـــــ‌‌،سکوتــــــ،سکوتـــــ
    .
    .
    .
    شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
    شد با شب و گریه رو به رو عاشق او
    پایان حکایتم شنیدن دارد…
    ” من عاشق او بودم و او عاشق او … ”
    .
    .
    .​

    یه روزی من بودم نفسش
    ولی بعد شدم عامل تنگی نفسش
    رفت سراغ یه نفس تازه !!!
    .
    .
    .
    این من هستم که وفادار خواهم ماند
    این تو هستی که تنها بی وفایی از تو جا خواهد ماند !
    این من هستم که آخرش میسوزم
    این تو هستی که میروی و من با چشمهای خیس به آن دور دستها چشم میدوزم …
    .
    .
    .
    گفتم دوستت دارم
    نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟
    دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم
    اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود…
    .
    .
    .
    می خواهی بروی ؟!
    پس بی بهانه برو !
    بیدار نکن خاطره های خواب آلوده را …
    محبت ساختگیـت، عشق دروغینت و چشمان پر فریبت،
    روزی گرفتارت خواهند ساخت …
    فقط بیا در خزان خواسته هایم کمی قدم بزن
    دلم برای راه رفتنت تنگ شده است…!
    .
    .
    .
    من، در هوای تو نفس می‌کشم
    تو، در هوای دیگری
    و این‌گونه
    فرجامِ جهان را پیش می‌اندازیم!
    .
    .
    .​
    پیامک بی وفایی
    خیلی حالش خراب بود
    از زمین و زمان بریده بود
    رفتم تو زندگیش …
    خیلی طول نکشید که حالش خوب شد
    تشکر کرد و رفت…!!
    .
    .
    .
    به “من” چه که بعد از “تو” “او” می آید ؟؟؟
    مشکل از قواعد دستوریست !!!
    .
    .
    .
    ساده بودم که تورا ساده تصور کردم / بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم
    آشنا با همه ی پنجره های شهرم / چون تورا پشت همین پنجره ها گم کردم
    .
    .
    .
    هیــــــــــــس آرام تـر بــاشید. . . عشقــم در آغـوش کسی خوابیـــده..!
    .
    .
    .
    آیینه پرسید: که چرا دیر کرده است ؟
    نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟
    خندیدم و گفتم : او فقط اسیر من است
    تنها دقایقی چند تاخیر کرده است .
    آیینه به سادگیم خندید و گفت :
    احساس پاک ، تو را زنجیر کرده است
    گفتم : از عشق من چنین سخن مگوی
    گفت: خوابی ! سالها دیر کرده است
    در آیینه به خود نگاه می کنم آه !!!
    عشق تو عجیب مرا پیر کرده است
    راست گفت آیینه که منتظر نباش ،
    او برای همیشه دیر کرده است …
    .
    .
    .
    فقط اسمی به جا مانده، از آنچه بودم و هستم
    دلم چون دفترم خالی، قلم خشکیده در دستم
    گره افتاده در کارم، به خود کرده گرفتارم
    به جز در خود فرو رفتن، چه راهی پیش رو دارم
    رفیقان یک به یک رفتند، مرا با خود رها کردند،
    همه خود درد من بودند، گمان کردم که همدردند …!​
    .
    .
    .​
    هـی تـو
    مـن کـه زاده ی تـنـهایـیـم ، خـدا تـو را بـرای او نـگـه دارد
    .
    .
    .
    من – تــــو = تــــو + اون
    به همین راحتی !!
    .
    .
    .
    برای من همین ” تو ” کافیـــست ،
    برای تو چند ” او ” ؟!​
    .
    .
    .
    بی خیالم هم شوی بی خیالـــت نمیشوم
    می توانم جای خالیت را با خیالت پر کنم !!
    .
    .
    .
    ” تو ” برای ” من ” مهمـــّی . . .
    ” او ” برای ” تو ” مهمـــّه . . .
    تکلیف من هم کاملاً مشخّص . . !
    .​
    .
    .
    در خیالِ دیگری میرفتـــی
    و من چه عاشقانه کاسه ی آب پشتت خالی میکردم …
    .
    .
    .
    میدونم یکی از از آن روزهای مبهم دور
    وقتی جلوی تلویزیون روی کاناپه لم داده ای
    و احتمالا بچه هات از سر و کولت بالا می روند
    درست همان لحظه که قرار است احساس خوشبختی کنی،
    ناگهان …
    “یاد و خاطره ی من به سینه ات چنگ می زند”
    .
    .
    .
    روی کارت برایش نوشتم “به امید فردای بهتر” …
    دو هفته بعد شنیدم ازدواج کرده ؛ تازه فهمیدم آن روز “الف” فردا را یادم رفته بود …
    .
    .
    .
    چشمانم را به نابینایی میفروشم تا کسی را که دوست دارم با دیگری نبینم …
    .
    .
    .
    این روزها پر طرفدارترین بازی در بین آدمها ، بازی با “احساسات” است !
    .
    .
    .
    میتــــرسم…
    میترســم کســـی بــویِ تنـــت را بگیـــرد،
    نغمـــــه دلـــت را بشنـــــود،
    و تــــــو، خـــو بگیــــری بــه مانــدنــــش!
    چــــه احســـاس ِ خــط خطـــی و مبــهمی ست،
    ایــــن عاشقـــــانـــه های ِحســـــودیِ مـــن!
    .
    .
    .
    نمیدانم گنجشک ها که شبیه هم هستند ،
    چه طور همدیگر و میشناسن؟!
    و نمیدانم چند نفر شبیه من هستند که تو دیگر مرا نمیشناسی …!
    .
    .
    .
    حل شده ام،
    مثل یک معما !
    راست می گفتی که
    خیلی ساده ام …
    .
    .
    .
    وقــتی دست فــشردیــم
    و قـــول دادیـــم …
    فقــــط ،دست ِ تــو مـردانـه بــود!
    و … قـــــول ِ من !!
    .
    .
    .
    خوابــــــم را درست تنظیـــــم کرده ام
    روی بــــــی تفاوتـــــی های تــــــــــو
    تــــــو روزنــــــامه ات را میخوانی / من در خوابــــــم با دیگری تانــــــگو می رقصــــــم…
    از خواب کــــــه بیدار شــــــوم بــــــی حسابیم
    یک – یک بــــــه نفع روزمرگــــــی….
    .
    .
    .
    اینجا همه ی برادران قابیلند
    با وسوسه های ناتنی فامیلند
    از ترس خیانت به رفاقت ای عشق
    اینجا همه ی رابطه ها تعطیلند
    .
    .
    .
    بــــوی رفـتن مــی دهــی …
    عطـــر تـــازه ای خــــریــــده ای..؟!
    .
    .
    .
    تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را
    بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم
    فـرمـول وار ؛
    مـرتـب و بـی نـقـص …
    و تــو
    بـا یـک اشـاره
    هـمـه چـیـز را
    در هـم می ریــزی …​
    .
    .
    .
    .​
    با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون
    سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون
    .
    .
    .
    .
    ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی ؟
    رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
    حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی
    چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی
    .
    .
    .
    .
    شنیدم سخن ها ز مهر و وفا
    ندیدم نشانی ز مهر و وفا
    .
    .
    .
    .
    گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش
    بر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش
    راه ورسم عاشقی را نابلد چون کودکان
    اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش
    بقیه اس ام اس ها در ادامه مطلب
    آمدی دیوانه ام کردی و رفتی بی وفا
    با غمت هم خانه ام کردی و رفتی بی وفا
    مثل شمعی بودی و با یاد خود ای نازنین
    تا ابد پروانه ام کردی و رفتی بی وفا
    .
    .
    .
    .
    هرگز نشد بیای پیشم بگیری دستای منو
    بدونی من عاشقتم گوش کنی حرفای منو
    تو بی وفا بودی ولی اونی که برات میمرد منم
    تا زنده ام دوست دارم اینم کلام آخرم
    .
    .
    .
    .
    ای رفته به قهر , وعده های تو چه شد ؟
    مهر تو کجا رفت و وفای تو چه شد ؟
    این تیرگی آخر ز کجا روی آورد ؟
    ای آیینه رخسار صفای تو چه شد ؟
    .
    .
    .
    .
    دوست خوبه ، نه بی وفا
    زندگی خوبه ، نه بی صفا
    عشق خوبه ، نه بی معشوق
    من خوبم ، نه بی تو !
    .
    .
    .
    سکوت دردناکترین پاسخ من به بی وفایی های توست
    .
    .
    .
    .
    خداوندا چه سخت است این جدایی
    چه تلخ است این شراب بی وفایی
    جدایی ، بی وفایی ، درد دوری
    همه باشد گناه آشنایی
    .
    .
    .
    .
    دل من همی داد گفتی گواهی
    که باشد مرا روزی از تو جدایی
    دریغا دریغا که آگه نبودم
    که تو بی وفا در جفا تا کجایی
    .
    .
    .
    .
    هر رهگذری محرم اسرار نگردد
    صحرای نمکزار چمن زار نگردد
    هرجا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست
    هر بی سر و پا یار وفادار نگردد
    .
    .
    .
    .
    همه جا به بی وفایی مثلند خوبرویان
    تو میان خوبرویان مثلی به بی وفایی​
    .
    .
    .
    .​
    فکــر می کــردم
    در قلب تــ ـــ ـــو
    محکومم به حبــس ابد !!
    به یکبــاره جــا خــوردم …
    وقـــتی
    زندان بان برســـرم فریاد زد:
    هــی..
    تــو
    آزادیـــــ!
    .
    و صـــدای گامهای غریبهـــ ای که به سلـــول من می آمـــد
    .
    .
    .​

    قرعه کشی تمام شد . . .
    تو به اسم دیگری درآمدی . . .
    تقدیر جای خود . . .
    اما لااقل اسم مرا هم در کیسه ات می انداختی!
    .
    .
    .
    عُمریســـت در شــبِ چشم‌هـــات
    گیر انداخته‌ای دلــم را
    حالا
    پَرَم می‌دهـــی که برو؟!
    .
    .
    .
    خیالت راحــتـــــ . . .
    شکسـ ــــته ها نفرین هم بکـ ــنند ،
    گیرا نیسـ ــت …!
    نـــفرین ،
    ته ِ دل می خـ ــواهد
    دلِ شکسـ ــته هـ ـــم که دیگر
    ســــر و ته ندارد . . .
    .
    .
    .
    دیـوارهایی که می سازی ..
    هـر روز و هــر روز ..
    بیشتر می شوند !!
    بنــای بـــی احساس من …
    آخر من از کجــا …
    برای این همه دیــوار …
    پنجــــره پیدا کنمــ .. !!
    .​
    .
    .
    تو باختی ؛ چون کسی را از دست دادی که دوستت داشت …
    من بردم ؛ چون کسی را از دست دادم که دوستم نداشت …
    .
    .
    .
    عِـلتــ سُقــوط نـــاگهــانــی مـَـن از چِشــمـ هــایـَتــ را…
    فَقـــط بـــایـد،
    در جَعبــۀ سیــــاه دِل اتــ جُستجـــو کـــرد…​
     
    ا مین از این پست تشکر کرده است.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    عالی مثله همیشه