1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اسلام سکولار ؛ پاشنه آشیل بیداری اسلامی

شروع موضوع توسط mahdi02 ‏Jan 9, 2013 در انجمن دشمن شناسی در اسلام

  1. حدودا یک سال و نیم از آغاز فرایندی در دنیای اسلام می گذرد که به بیداری اسلامی یا بهار عربی مشهور شده است. چند کشور عربی در این فرایند دستخوش تحولاتی شدند که مهمترین دستاورد این دگرگونی ها برکنار شدن حسنی مبارک، عبدالله صالح، بن علی و همچنین برکناری و سپس کشته شدن مشکوک معمر قذافی بوده است.
    [​IMG]
    حضور مردم مصر در میدان التحریر

    همچنین مردم انقلابی در بحرین که بیشتر شیعیان این کشور را در بر می گیرد و همچنین شیعیان در شرق عربستان در گیر و دار مبارزه با حکومت، سخت ترین شرایط را تحمل می کنند که یکی دیگر از نتایج همین روند انقلابی به وجود آمده در دنیای اسلام و منطقه خاورمیانه است.
    در این میان وضعیت سوریه در موقعیت عجیبی قرار گرفته است. در این کشور تا چند ماه بعد از شروع قیام های مردمی در منطقه هیچ گونه اثری از مقابله نیروهای غیر دولتی با دولت وجود نداشت. اما شبکه ضد مقاومت در منطقه با مشاهده سقوط حسنی مبارک که به عنوان مهمترین کشور اسلامی حامی اسرائیل در منطقه فعالیت می نمود، در صدد بر آمد تا به هر نحو ممکن سوریه را به عنوان کشوری که حضورش در کنار مقاومت اسلامی علیه اسرائیل ثابت شده بود دچار التهاب درونی نموده، ضمن سرنگونی این کشور راه تسلط اسرائیل بر منطقه را هموار تر نماید و یکی از مهمترین هم پیمانان جمهوری اسلامی ایران را نیز از بین ببرد.
    [​IMG]
    درگیری ها در سوریه

    اکنون کار به جایی رسیده است که دولت ترکیه که یکی از صحنه گردانان اصلی سقوط دولت اسد !!! به شمار می رود و هر ناظر منصفی همراهی قاطعانه سوریه با مقاومت اسلامی و دشمنی اسرائیل و برخی کشورهای عربی با این دولت را می پذیرد و ما از این منظر به موضوع می نگریم.
    [​IMG]
    ترکیه با همپیمانی قطر، عربستان و مصر مهمترین متحدان منطقه ای مخالف حکومت اسد می باشند

    قیام یا انقلاب؟
    در این میان البته چند سوال مهم مطرح بوده است از جمله اینکه آیا واقعا آنچه که در مصر و یا سایر کشورهای عربی رخ داد یک انقلاب به تعبیر مشخص آن در مباحث علمی و سیاسی بوده است یا تنها یک قیام به شمار می آیدکه هنوز به مرحله انقلاب نرسیده است؟ آیا واقعا قیام کنندگان در خواست های خود را در ادامه فرایند بیداری اسلامی چند دهه اخیر که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی بوده است دنبال کرده اند یا خیر؟ و آیا در نهایت قیام کنندگان به ویژه در مصر به آنچه که می خواستند رسیدند یا … ؟
    سوالاتی از این دست مباحثی جدی است که در این جا به تفصیل نمی توان به آنان پاسخ داد تنها به صورت گذرا اشاره می شود که در رابطه با سوال نخست باید پاسخ منفی داد چون هنگامی که از وقوع یک انقلاب سخن گفته می شود باید تمامی ساختارهای حکومت سابق برچیده و ساختار حکمرانی جدید که اعم از ایدئولوژی ، طبقه حاکم و سیستم مدیریتی است از نو چیده شود درست مانند انقلاب اسلامی در ایران که تمامی ابعاد حکومت پهلوی را اعم از ساختار و کارگزار برچید و طرحی نو در انداخت. با این تعریف در مصر هیچ گاه انقلابی رخ نداده است چرا که بدنه ارتش، پلیس، نیروهای امنیتی، مدیران ارشد سیستم حکومتی و … همگی از کارگزاران حکومت مبارک بوده و هستند.
    دولت جدید مصر هم حتی علی رغم شعارهایی که در تبلیغات انتخاباتی مطرح می نمود روابط حسنه و مستحکم خود را با آمریکا محفوظ داشته و در قبال پیمان کمپ دیوید تا کنون بسیار محافظه کارانه سخن رانده است به نحوی که هیچ گونه احساس برخورد جدی با پیمان کمپ دیوید از سوی دولت محمد مرسی وجود ندارد. تا آنجا که حتی محافل سیاسی اسرائیل از اظهارات محمد مرسی پس از دیدار با کلینتون وزیر امور خارجه امریکا، که یکی از اولین دیدار های خارجی وی به شمار می رفت استقبال کرده اند. مقامات مسئول در وزارت وزارت خارجه ایالات متحده به نقل از مرسی اعلام کرده اند مصر به توافق نامه های بین المللی احترام می گذارد و برای غلبه بر تروریسم در صحرای سینا با اسرائیل همکاری می کند.
    [​IMG]
    دیدار رئیس جمهور جدید مصر با وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا در نخستین روزهای ریاست جمهوری محمد مرسی

    در پاسخ به سوال دوم نیز گفته می شود اگر یکی از مهمترین دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران در حوزه سیاست خارجی را مقابله با استکبار جهانی و به صورت مشخص امریکا و اسرائیل و حمایت از ملت فلسطین، و قطع وابستگی ملت های مسلمان به بیگانگان و در حوزه داخلی نیز حاکمیت اسلام و به صورت خاص مشروعیت قوانین را بر اساس احکام قرآن بدانیم می توان به وضوح اعلام داشت که لااقل در شعار های قیام کنندگان چنین مسائلی به روشنی مطرح می شد اما اکنون که کارگزاران حکومتی مسیر دیگری را طی می کنند دلیل را باید در جای دیگری جستجو نمود.
    پاسخ به سومین سوال نیز اینگونه مطرح می شود که با توجه به شعارهای مطروحه در قیام ملت های مصر و یمن تناقض جدی با روند کنونی اعمال شده در این دو کشور دیده می شود. مردم یمن پس از ماه ها مبارزه علیه عبدالله صالح در نهایت موفق به خلع او مقام ریاست جمهوری و اخراجش از کشور شدند با این وجود اکنون یمن را عملا سفیر آمریکا در صنعا اداره می کند.
    [​IMG]
    صحنه هایی از قیام مردم در یمن

    مصر نیز توسط دولتی اداره می شود که همین چند هفته پیش یک میلیاد دلار کمک سالانه خود را از امریکا مطابق با پیمان کمپ دیوید دریافت نمود، مانور مشترک نیروی هوایی ارتش دو کشور به مدت ده روز بر گزار شد، نخستین سفر مرسی به عربستان بود. کشوری که به سفارت خود در قاهره دستور داده بود تا به هر قیمت ممکن نگذارد مرسی به عنوان رئیس جمهر مصر برگزیده شود و همین عامل خشم مردم مصر را برانگیخته بود.
    [​IMG]
    تصویر نامه سعود الفیصل به سفیر عربستان در قاهر مبنی بر هر گونه تلاش جهت جلوگیری از انتخاب مرسی

    متن این نامه به این شرح می باشد:
    سفارت عربستان سعودی در قاهره
    دفتر سفیر
    بنا بر تاکید ویژه خادم حرمین شریفین، از شما می‌خواهیم که همه تلاش خود را به کار گیرید تا مانع پیروزی کاندیداهای اسلامگرا بخصوص محمد مرسی شوید. چراکه اخوان المسلمون خطر حقیقی برای ماست و مایل نیستیم که آنها به قدرت برسند زیرا در این صورت ما جایگاه خود را در رهبری جهان عربی و اسلامی از دست خواهیم داد.
    لذا برای تحقق این امر بر ضرورت استفاده از تمامی سازوکارهای موجود تاکید می کنیم.
    در همین راستا خواستار ارسال تمامی گزارش‌های مربوط به انتخابات مصر به دفتر ویژه پیگیری در وزارت خارجه با رعایت تمامی ضوابط امنیتی هستیم.
    وزارت خارجه سعودی
    سعود الفیصل
    مرسی همچنین از آغاز روابط رسمی با ایران به عنوان مدعی اسلام ناب ضد استکباری در جهان و گشودن سفارت خانه دو کشور پس از سی سال واهمه دارد و یا شاید تحت فشار آمریکا و اسرائیل نپذیرفته است. او همچنین برای اجلاس نم تنها چند ساعت به تهران آمد در حالی که قبل از این اجلاس در سفری چند روزه به چین رفته بود. اما از همه مهمتر مواضع عجیب و سوال بر انگیز رئیس جمهور جدید مصر در رابطه با سوریه است. بر هیچ کس پوشیده نیست که در طول بیش از ۶۰ سال اشغالگری اسرائیل و تجاوزگری های رژیم اشغال گر در منطقه خاورمیانه، سوریه همواره یکی از محورهای مبارزه علیه اسرائیل بوده است- فارغ از هر نوع ایدئولوژی سوریه- . و این در حالی بوده است که دولت های ایران در زمان محمد رضا شاه و انوار سادات تا انتهای زمان مبارک هموراه از حامیان مستحکم اسرائیل بوده اند. توقع جدی افکار عمومی جهان اسلام از رئیس جمهوری که خود را بارها مدافع حقوق ملت فلسطین نامیده است این بود که با یک تحلیل بسیار ساده در نظر بگیرد که سقوط دولت سوریه واقعا به نفع دنیای اسلام و حمایت از آرمان فلسطین است.
    مصر اکنون درکنار دولت اسلام گرای ترکیه!!! و دولت قطر و دولت وهابی عربستان و البته در پشت پرده در همراهی با اسرائیل و آمریکا به این بهانه که دولت اسد دولتی دیکتاتوری است در صدد سرنگونی یکی از محورهای مهم مقاومت اسلامی درمنطقه هستند. وقوع این اتحاد بین دولت های اسلام گرای ترکیه و مصر و حتی دولت عربستان که خود را رهبر جهان اسلام می داند سوالاتی را در ذهن بسیاری از مردم پدیده آورده است که اگر قصد این دسته از کشورها حمایت از فلسطین می باشد به چه دلیل از هر گونه کارشکنی در موضوع سوریه که همواره ازمقاومت حمایت نموده است خودداری نمی کنند؟
    [​IMG]
    مهره های آمریکا در منطقه
    وهابیت رو به زوال، قطر شکست خورده در سوریه، اسلام سکولار ترکیه

    پاسخ در یک مسئله نهفته است و آن هم تفاوت اسلام سکولار است با اسلام ناب. یا به تعبیر امام راحل (ره) اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی. تفکر نخست اول اسلام را ابزاری در اختیار خود قرار می دهد و تلاش دارد تا منافع خود را از طریق اسلام تامین نماید یعنی همین اتفاقی که در مورد سوریه و کشورهای مسلمان رخ داده است. اما تفکر دوم نه تنها خود را مدافع اسلام و آرمان های آن می داند بلکه خود را در مسیر مجری پیشرفت اسلام هم قرار می دهد که در این مسیر ممکن است به لحاظ مادی حتی دچار زیان هم بشود.
    اسلام سکولار و اسلام ناب:
    اسلام سکولار منفعت محور است و هر جا که منفعتش اقتضاء کند یا به سمت اسلام می رود یا از آن رویگردان می شود. اما اسلام ناب حق محور است و همواره از اسلام و حقانیت مسلمانان مظلوم – به خصوص ملت فلسطین- دفاع می کند. آیا دولت های ترکیه، عربستان، مصر و قطر نمی دانند که بدترین دشمن مسلمانان آمریکا و به ویژه اسرائیل است. پس به چه دلیل سقوط حکومت سوریه را که جز خوشحالی اسرائیل هیچ سود دیگری برای دنیای اسلام نخواهد داشت پیگیری می کنند؟ با این رویکرد نگاهی خواهیم داشت به مواضع کشورهای متحد مسلمان علیه سوریه:
    ۱-در رابطه با مصر در بخش قبلی توضیحاتی ارائه شد. به اعتقاد نگارنده اولا شخصیت رئیس جمهوری مصر نشان دهنده یک فرد انقلابی نیست و ثانیا اخوان المسلمین نشان داد که برنامه ای برای اداره یک سیاست خارجی موفق در ضدیت با آمریکا و اسرائیل ندارد. ظاهرا مبارزات اسلامگرایی اخوانی ها تنها برای اجرای برخی احکام ظاهری فقهی در داخل مصربوده است مانند برچیده شدن مراکز فساد و تصویب قوانین در داخل بر اساس قرآن. دولت کنونی مصر هیچ گونه برنامه و ارده ای در راستای حمایت ازکشورهای مسلمان ندارد و چنین به نظر می رسد که تنها به دنبال تامین منافع ملی خود می باشد و نه هیچ چیز دیگری.
    هچنان که در دیدار اخیر مرسی و کلینتون در نیوریورک، وزیر خارجه آمریکا در رابطه با هر گونه بازنگری در پیمان کمپ دیدود از سوی دولت جدید مصر هشدار داده است. البته نیاز مصر به کمک های اقتصادی آمریکا و عربستان سعودی و همچنین کمک های گسترده آمریکا به ارتش این کشور در اتخاذ چنین مواضعی از سوی مقامات مصری بی تاثیر نیست؟ اما این سوال مطرح می شود که آیا ایران بعد از انقلاب اسلامی و حتی پس از جنگ به کمک های اقتصادی و نظامی و سیاسی در عرصه های مختلف نیازمند نبود؟ که البته پاسخ مثبت است اما چرا در برابر همه مستکبران ایستادگی نمود؟
    ۲-ترکیه کشوری است که نظم اجتماعی لاییک را در در عرصه سیاسی و اجتماعی این کشور به صراحت در قانون اساسی خود پذیرفته و تبعا در هر گونه اظهار دین اجتماعی کاملا سکولار عمل می نمایند. تا پیش از دولت کنونی ترکیه، هر حزب اسلامگرایی که در این کشور بر سر کار آمده است به ویژه پس از انقلاب اسلامی ایران نتواسته است بیش از دو یا سه سال دوام بیاورد و در نهایت به دست نظامیان کودتا صورت گرفته و دولت اسلام گرا سقوط نموده است. حزب اسلامگرای عدالت و توسعه اکنون یازده سال است که با شعار اسلامگرایی در این کشور حکومت را به دست گرفته و اتفاقا از اقبال عمومی خوبی هم در دو انتخابی که منجر به روی کار آمدن این حزب شده است برخوردار بوده است.
    [​IMG]


    اسلام سکولار کاملا منفعت محور است

    با این وجود رهبران این حزب نشان داده اند که هرجا منافعشان سنگینی نماید به هیچ وجه نیاز های دنیا اسلام را برمنافع خود ترجیح نمی دهد و این همان خصلت اسلام سکولار است که کاملا منفعت محور است. به طور مثال ترکیه از جمله مهمترین شرکای تجاری و نظامی اسرائیل در منطقه می باشد که همچنان این روابط را حفظ نموده است. بعد از تحریم نفتی ایران توسط آمریکا دولت ترکیه که تنها خریدار یک درصد نفت ایران بوده است و با توجه به روابط حسنه جمهوری اسلامی ایران با این کشور، بلافاصه اعلام کرد که نفت عربستان را جایگزین نفت ایران خواهد نمود.
    در ماجرای طارق الهاشمی نیز که دولت عراق او را متهم به انجام اعمال تروریستی نموده و حکم اعدام را برایش صادر نموده است، الهاشمی را در کشور خود پذیرفته- ظاهرا به سفارش عربستان- و روابط خود با عراق را نیز دستخوش تحولات مخاصمه آمیز کرده است. همکنون نیز حزب اسلامگرای سکولار حاکم بر ترکیه فارغ از نقش بسیار مهم سوریه در مبارزه با اسرایئل ظاهرا کمر همت بسته است که تا سقوط نهایی حکومت اسد دست از کار نکشد. شاید این بار هم منفعت این کشور قولی باشد که برای عضویتش در اتحادیه اروپا، کمک در ساخت نیروگاه هسته ای توسط غرب، اعطای نقش بیشتر به ترکیه در معادلات منطقه ای و … به آن داده شده است که چنین در سقوط دولت سوریه شتاب می کند.
    ۳-قطر دولتی است کاملا سکولار مانند اکثر پادشاهی های عربی منطقه. هیچ گونه ادعایی در رابطه با حفظ منافع دنیای اسلام نداشته و اتفاقا بعد از ترکیه و مصر سابق از جمله کشورهای مسلمان بوده است که روابط تنگاتنگ پیدا و پنهانی با اسرائیل داشته است. نقش عمده این کشور در همراهی علنی و غیر علنی در جنگ سی و سه روزه علیه حزب الله و حتی بیست و دو روزه علیه مردم غزه بر همگان آشکار بوده است. انتظار این بود که مردم لبنان به این خاطر که عرب بوده و مردم غزه به این دلیل که علاوه بر عرب بودن سنی مذهب هم بوده اند مورد حمات این کشور عربی قرار گیرند اما با توجه به اینکه قطر و سایر متحدانش به دنبال ضربه زدن به خط مقاومت بودند هیچ گونه حمایتی از حزب الله و حماس به عمل نیاوردند. هم اکنون نیزمنافع قطر این است که سوریه عرب حتی قربانی شود اما یکی از همپیمانان ایران و مقاومت علیه اسرائیل به هر قیمتی از بین برود. امیر قطر نیز در سخن رانی های خود خواستار دخالت کشورهای عربی در سوریه شده است و آشکارا از مخالفان مسلح سوری حمایت مالی و تسلیحاتی می کند
    ۴-عربستان کشوری است که خاستگاه وزادگاه افراطی ترین فرق مذهبی جهان اسلام به شمار می رود. طی سه دهه گذشته عربستان وهابی منفعت طلبانه عمل می کند، بنیان گذار بدترین گروه های تروریستی جهان یعنی القاعده و طالبان بوده است. گروه هایی که با اعمال تروریستی خود باعث مرگ هزاران انسان بیگناه در سراسر دنیای اسلام به ویژه شیعیان شده اند. این کشور که هموراه مدعی رهبری جهان اسلام بوده است و به خاطر درآمده های سرشار نفتی و میزبانی دو شهر مقدس مکه و مدینه موقعیت ممتازی داشته است، از مهمترین و نزدیک ترین متحدان آمریکا در خاورمیانه و یکی از مهمترین مخالفان اقتدار اسلام شیعی در ایران پس از انقلاب اسلامی به شمار می رود.
    [​IMG]

    پرز: مسئولان سعودی ما را در نابودی حماس تشویق می نمودند

    عربستان نیز همچون سه کشور اخیر هموراه در حوزه سیاست خارجی خود منفعت طلبی را بر اسلام گرایی ترجیح داده است و علی رغم ادعای رهبری جهان اسلام ، نه تنها همواره در صدد ضربه زدن به شیعیان ایران و عراق بعد از سقوط صدام بوده است، بلکه هیچ گونه موافقتی نیز با گروه های مقاومت عربی از جمله حماس، جهاداسلامی و سوریه که مور حمایت ایران شیعی می باشند هم ندارد. عربستان به عنوان یک کشور مسلمان حامی افراط و اقدامات خشونت آمیز؛ امروز در کنار ترکیه که هیچگونه تندروی دردنیای اسلام را نمی پسندد و کلا از بکار بردن هر گونه اندیشه دینی در حوزه سیاست خارجی برکنار بوده است دست در دستان یکدیگر علیه کشوری داده اند که هم عرب است هم مسلمان هم اکثریت مردم آن سنی مذهب است و اتفاقا در حوزه سیاست کاملا عملگرا- سکولار- می اندیشد با این وجود تنها جرمش این است که علیه اسرائیل مقاومت می کند.
    اینجاست که به یاد سخنان شیمون پرز در پایان جنگ بیست و دو روزه می افتیم که اعلام نمود مسئولان سعودی ما را در نابودی حماس تشویق می نمودند. بنابراین حمایت از منافع اسرائیل و آمریکا در منطقه و مخالفت با جریان مقاومت نتیجه ای است که از دل اسلام سکولار و به تعبیری اسلام آمریکایی بیرون می آید.
    [​IMG]

    ۵-برقراری چنین اتحادی علیه یکی از کشورهای مقاوم علیه اسرائیل که دست بر قضا از سوی تعدادی کشور مسلمان - سکولار- هم بوجود آمده است بسیار درس آموز است. به همین دلیل است که جمهوری اسلامی حتی پس از سی وسه سال همچنان سخت ترین شرایط را تحمل می کند اما به هیچ وجه حاضر نیست تا از حمایت از آرمان فلسطین و مسئله مقامت و عزت دنیای اسلام بگذرد اما دولت محمد مرسی به هر دلیلی، خواسته یا ناخواسته در پروژه آمریکایی اسرائیلی علیه مقاومت شرکت می کند. اینجاست که تفاوت اسلام سیاسی با اسلام سکولار روشن می شود و اینکه سکولار ها اصولا نیروهایی قابل اعتمادی برای جهان اسلام نیستند.
    مرور این حوادث و رویدادها هر فرد آزاده ای را به یاد جملات نغز امام خمینی ( قدس سره) در مورد اسلام امریکایی می اندازد:

    [​IMG]

    راه مبارزه با اسلام آمریکایی از پیچیدگی خاصی برخوردار است که تمامی زوایای آن باید برای مسلمانان پابرهنه روشن گردد
    که متاسفانه هنوز برای بسیاری از ملت های مسلمان مرز بین اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی و اسلام پابرهنگان ومحرومان و اسلام مقدس نماهای متحجر و سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد کاملا مشخص نشده است.
    و روشن ساختن این حقیقت که ممکن نیست در یک مکتب و در یک آئین دو تفکر متضاد و رو در رو وجود داشته باشد ، از واجبات سیاسی بسیار مهم است.
    صحیفه نور ، جلد ۲۱ ، صفحه ۸
     
    zhigol از این پست تشکر کرده است.
  2. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    عجب!:16:
     
    mahdi02 از این پست تشکر کرده است.