1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

استان گیلان

شروع موضوع توسط μ~¤@ฯmit@¤~μ ‏Dec 23, 2013 در انجمن گیلان

  1. μ~¤@ฯmit@¤~μ

    μ~¤@ฯmit@¤~μ hastye eshgh Im lovable lovable for loveer

    9,041
    24,805
    2,687
    اطلاعات جامع درباره استان گيلان :سرزمين جنگل و باران , برنج و نوغان , بستر رودهاي خروشان و پهنه رويش بنفشه ها , پامچالها , نيلوفرهاي آبي و زيستگاه قوها و مرغابي ها و هزاران گياه چشم نواز و زيبايي هاي بيشمار ديگر . جايي كه جلگه و دريا و كوهستان روي در هم مي سايند و شب و روز امواج خروشان دريا بر ساحل و ماسه زارهاي آن بوسه مي زنند. سرزميني سرشار از حيات و مملو از نشاط كه طبيعت سحرانگيز آن به همان نسبت كه مايه پويش است و سختكوشي , الهام بخش آرامش است و نيروبخش انديشه و خلاقيت . گيلان , منطقه سرسبز و دل انگيز شمال ايران كه تكيه به كوههاي البرز زده و آبهاي خزر به پايش مي ريزد در دوران زندگي خود همواره بدين شكل كه امروز مي بينيم نبوده و حتي طبيعتش هم نتوانسته است شكل نخستين خود را حفظ كند . سرزمين سبز شمال در طول تاريخ كهن خويش كه گاه و بيگاه بسان كانوني از آتش به پيكر سرد و بيروح ايران گرمي بخشيده و نام آوران آن در سايه شوريدگي و عشقي كه به سرزمين خود مي ورزيده اند بپا مي خاستند و داغ بد نامي از چهره اش مي زدودند .
    ازدوران باستان
    سابقه تقسيمات كشوري ايران به قرن پنجم پيش ازميلاد مسيح ( دوره فرمانروايي سلسله هخامنشي ) ميرسد . اولين تقسيمات كشوري، توسط داريوش اول ( 521 – 485 ق. م ) انجام گرفت ، كه قلمرو پادشاهي ايران شامل تمام منطقه خاورميانه ، خاور نزديك و آسياي مركزي بوده است . داريوش اول اين منطقه وسيع را به 30 قسمت بر مبناي حدود جغرافيايي و ويژگيهاي نژادي و قومي تقسيم و براي هر قسمت فرمانروا و حكمراني به عنوان ( خشتروپان ) يعني شهربان انتخاب كرد . با توجه به كتبه هاي رسمي پادشاهان پارس ، سرزمين كادوسيان و كاسپيان ( گيلان و ديگربخشهاي سواحل درياي خزر )جزو سرزمينهاي تابع هخامنشيان نبوده است .
    مختصات استان گيلان شامل :
    سرزمين پست و جلگه اي جنوب و جنوب غرب درياي خزر تا خط الراس ارتفاعات تالش و بخشي از دامنه هاي شمالي و جنوبي البرز غربي( حوزه انتهاي دره شاهرود )است. اين سرزمين از رود آستارا در شمال تا مرز جنوبي (بخش عمارلو) در حاشيه شاهرود ،به ترتيب؛ بين عرض شمالي در امتداد شمال غربي-جنوب شرقي،بادرازاي 235 كيلومتر، و در جهت مداري ؛ازقلل بغروداغ {دهستان گرگانرود جنوبي } در مغرب تا مرزهاي غربي استان مازندران در شرق به ترتيب ؛ بين 25،34،48 و 50،26،42 طول شرقي با پهناي متغير 105 تا 25 كيلومتر گسترده شده است. اين استان كه توسط حصار بلند البرز و تالش از بقيه سرزمين ايران جدا گرديده از شمال به درياي خزر و كشور آذربايجان، از غرب به استان اردبيل، از شرق به استان مازندران و از جنوب به استان قزوين و زنجان محدود است و مساحتي حدود 14711 كيلومتر مربع را داراست.
    گيلان قديم
    گيلان قديم به دو بخش عمده "" بيه پس "" و "" بيه پيش "" تقسيم مي شد . در لهجه محلي "" بيه "" به رودخانه يا ساحل رودخانه اطلاق مي شده . و منظور از رودخانه همانا سفيدرود مظهر بركت و زايندگي بوده است . رشت و لاهيجان در طول زمان بترتيب پايتخت دو قسمت بيه پس و بيه پيش بوده اند كه البته در مقطعي از زمان فومن بعنوان مركز بيه پس شناخته مي شده است . در قرن چهارم هجري ( قرن دهم ميلادي ) و يا دوره اي كه خاندان بويه در اوج قدرت بوده اند تمام گيلان و همچنين ولايات كوهستاني مشرق و طول ساحل درياي خزر ( طبرستان گرگان و قومس ) ضميمه ولايت ديلم بوده ولي در دوره هاي اخير ولايات شرقي از آن مجزا شد . نام ديلم بعدها در اثر عدم استقلال از بين رفت و دشتهاي دلتاي سفيدرود نام خود را به مجموعه نواحي مجاور داد , و سراسر به نام گيلان خوانده شد . اما به طور دقيق گيلان نام منطقه ساحلي بوده و به مناطق كوهستاني مشرف بر آن , نام ديلمان اطلاق مي شده است. در اعصار مختلف ديده مي شود كه اين نام گاهي به يكي و گاهي به ديگري تعلق مي گرفت , و منظور از آن سراسر نواحي ساحلي جنوب غربي درياي خزر بوده است. گيلان بيه پس شامل چهار شهر بزرگ بود كه هر يك معمولا امير مستقلي داشت كه بر شهر و تمام نواحي اطراف آن حكومت مي كرد. فومن در مركز اين منطقه و مجاور كوهستان ها قرار داشت. در سمت مشرق به طرف دريا شهر تولم واقع بود. گسكر در مجاورت ولايت فومن و رشت واقع شده و كمي از ساحل دريا فاصله داشت. از نظر مذهبي تمام ساكنان اين منطقه حنبلي مذهب بودند. گيلان از نظر فراواني باران و رودهاي متعددي كه آن را آبياري مي كرد مشهور بود . به استثناي خرما , آلوزرد و نيشكرقند , درخت ميوه در آن به مقدار فراوان مي روييد. مركبات را از مازندران به اين منطقه مي آوردند . شهرهاي گيلان در اطراف خود حصار نداشتند ولي پادشاهان قلعه هاي مستحكمي در آن بنا كرده بودند . تمام ساختمان ها از آجر بود . فرش خانه ها مانند خانه هاي بغداد از آجر و بام ها لته پوش و بعضي از بامها نيز گاليپوش بود . لازم به توضيح است كه لته قطعات تخته به ابعاد 30در20سانتيمتر است و گالي از ساقه برنج گرفته مي شود كه به آن كولش هم مي گويند. و اما دو قوم كاس و خزه كه تاكنون شايد كمتر به آنها پرداخته شده باشد و بخصوص خزه ها كه عليرغم تسلطي كه در بيشتر اوقات بر درياي خزر داشتند و اصلا همانگونه كه پيداست نام اين دريا نيز از اين قوم گرفته شده است به جرأت مي توان گفت كه براي اكثر مردم گيلان ناشناخته اند . كاس ها نيز همچون خزه ها قومي جزيره نشين بودند و مردان و زنان زيباروي آنها كه داراي چشماني به رنگ دريا و آسمان و موهايي بلوند بودند با دريا پيوندي نا گسستني داشتند . در اينجا بد نيست به نكته اي اشاره شود و آن اينكه در حدود قرن شانزدهم ميلادي يعني هنگامي كه كاس ها بر درياي خزر تسلط داشتند _ البته اين سلطه به تناوب با خزه ها عوض مي شد _ گروهي شرق شناس براي تهيه نقشه هاي جغرافيايي به كناره هاي اين دريا كه آنزمان درياي كاس شده بود آمدند و بدينترتيب نام پهناورترين درياچه روي زمين را كاسپين نهادند و هنوز هم اين دريا نزد اروپاييان به اين نام خوانده مي شود . از كاس ها اكنون نيز مردان و زنان چشم آبي بجاي مانده اند .
    گويش
    لهجه گيلاني مشتمل بر دو گويش گيلكي و تالشي مي باشد .
    گويش گيلكي نيز بنوبه خود به دو بخش متمايز در دو ناحيه غربي ( بيه پس ) و شرقي ( بيه پيش ) تقسيم مي شود : يكي گويش رايج در رشت , بندر انزلي , لشت نشا , صومعه -سرا , كوچصفهان , فومن و شفت و ديگري گويش رايج در آستانه اشرفيه , لاهيجان , لنگرود , رودسر , چابكسر , سياهكل و ساير شهرهاي واقع در شرق گيلان . البته لهجه هر يك از شهرهاي مستقر در نواحي غرب يا شرق ضمن اينكه ساختار مشتركي با ديگر شهرهاي هم گروه خود دارند تفاوتهايي نيز در طرز تلفظ بعضي لغات و بخصوص افعال با آنها دارا مي باشند . اما در هنگام تحقيق و بمنظور جلو گيري از پراكندگي نظرها و تعدد لهجه ها , گويش رايج در رشت معيار بررسي و پژوهش زبان گيلكي است . گويش تالشي نيز در نواحي ماسال , شاندرمن , اسالم , تالش , تالش دولاب و حتي در انزلي و فومن و برخي بخشهاي غربي رايج است . البته گالشي نيز گويشي برگرفته شده از تالشي است كه ساكنان كوهپايه هاي غربي گيلان به آن تكلم مي كنند . لازم به توضيح است كه برخي از ساكنان كنوني شهرستان رودبار وكوهپايه هاي اطراف آن را مهاجرين كرد تشكيل مي دهند و بديهي است كه گويش رايج آنها كردي است . همچنين در ساليان اخير با مهاجرت مهاجرين ترك زبان كه عمدتا از استان اردبيل وارد استان گيلان شده اند لهجه تركي نيز در برخي شهرهاي گيلان نظير تالش و بندر انزلي و حتي رشت رواج دارد . ولي با توجه به آنچه كه در ابتداي اين قسمت گفته شد لهجه هاي اصلي و اصيل گيلان را همان گيلكي و تالشي تشكيل مي دهند .
    جغرافياي طبيعي گيلان
    از نظر جغرافيايي گيلان را مي توان به چهار قسمت مجزا و مشخص به صورت زيرتقسيم نمود :
    ابتدا قسمت پست ساحلي است , كه در معرض امواج درياي خزر است . در اينجا خود را درمقابل پديده اي قابل توجه و مداوم مي بينيم : حركت امواج و شدت بادهاي شمالي و شمال غربي كه بر سطح دريا مسلط است , مسافتي طولاني از ساحل را با شنهايي كه باد آنها را جا به جا مي كند , به صورت تپه هايي به ارتفاع هفت تا ده متر و عرض دويست تا چهارصد متر , مي پوشاند . در سمت ديگر اين تپه هاي شني به طرف داخل , رودخانه ها با رسوبات زيادي كه همراه دارند از كوه سرازير مي شوند , و چون نمي توانند راهي به طرف دريا باز كنند در باتلاقها و مردابها مي ريزند . فشار امواج دريا , از رسوبات رودهايي كه به دشواري راهي به سوي دريا گشوده اند , سدي در دهانه مرداب ايجاد مي كند , و آنجا را به روي كشتيها مي بندد . اين مردابها تمام طول ساحل را مي پوشانند : نمونه بارز آنها مرداب انزلي در انتهاي غربي , و مرداب استراباد در انتهاي شرقي است , و مردابهاي مشابهي مانند مرداب لنگرود نيز در فاصله ميان آن دو قرار دارد . سواحل داخلي اين آبهاي راكد پوشيده از قشر ضخيمي از قطعات كوچك شاخه هاي زبان گنجشك , چنار , تبريزي , بيد و انواع درختهايي است كه در نواحي مرطوب مي رويد . جويها و رودخانه هايي كه از كوه سرازير مي شوند از روي اين تكه چوبها و يا از ميان ريگهاي روان راهي براي خود باز مي كنند . در فصول باراني همه اين نواحي از آبهاي راكد پوشيده مي شود . در قسمت دوم , دامنه هاي البرز به صورت ديواره اي وسيع و شيبي جنگلي به طرف دريا كشيده مي شود . در همين قسمتها است كه مسيلها و تنگه هايي خيال انگيز وجود دارد . به دشواري مي توان عظمت و تنوع جنگلهايي را كه همانند روپوشي زيبا تمام اين مسيلها و دره ها را پوشانده است توصيف كرد و يا آنها را طبقه بندي نمود . در اين نواحي بلوط , نارون ، چنار , افرا , زبان گنجشك , زيز فون , شمشاد , گردو , آلش , سروكوهي و سرخدار - نوعي كاج - ديده مي شود . شاخه هاي موي وحشي به تنه درختان مي پيچد و بالا مي رود . در اين قسمت رازك وحشي , انجير , گوجه , گلابي و سيب وحشي فراوان است و همه جا از توتهاي وحشي , نسترن هاي وحشي , پيچك و گلهاي سرخ پوشيده شده است . جايي كه درخت غان و شمشاد ديده مي شود با بيشه هايي زينت مي گيرد. هنگام بهار بنفشه, پامچال و ديگر گلهاي جنگلي زمين جنگل را به صورت فرشي زيبا مي پوشاند. اين گلها را در منطقه معتدل جنوبي نيز مي توان ديد, ولي اين مقايسه با هند شرقي يا هند غربي به علت وجود آب و هواي خاص آن مناطق و اثر آنها در پرورش اين گلها درست تر به نظر مي رسد. گياهان اين سرزمين از نوع گياهان جنوب اروپا با شرايط آب و هوايي همانجا است و بايد رطوبتي را كه به ندرت در خارج از منطقه حاره ديده مي شود به آن اضافه نمود. حيوانات اين ناحيه مانند حيوانات دشتهاي جنگلي عرضهاي بالاي جغرافيايي يعني مناطق نزديك به قطب است . در سومين قسمت يعني زمين هاي خارج كوهستان ها است كه شهرها و مراكز بزرگ جمعيت ديده مي شود. اين نقاط در ميان انبوه درختان جنگلي پنهان شده است , چنانكه مسافران چون به اين نقاط وارد مي شوند گمان مي برند كه هنوز از جنگل نگذشته اند و چون همه جا را غرق در شاخ و برگ گياهان طبيعي مي بينند و در هر جا با مراتع و باغهايي از ميوه هاي گوناگون روبرو مي شوند به دشواري مي توانند يقين كنند كه وارد دهكده اي شده اند و يا به شهر بزرگي رسيده اند. در اين قسمت از كشور كرم ابريشم تربيت مي شود, و تهيه كرم ابريشم در گذشته گيلان را مورد توجه بازرگانان اروپايي قرار مي داده است , و به همين جهت گيلان در نظر خارجيان مشهور ترين ولايت ايران بود . بالاخره در چهارمين قسمت پايين قسمت جنگلي , قله هاي بلند كوهها ديده مي شود , كه پو شيده از چراگاه هاي تنك است و مه زيادي آنها را مي پوشاند .قله ها تقريبا هميشه با باريكه هايي از برف به نظر مي رسند. بخاري كه از چشمه هاي آب گرم بالا مي رود , طول ساحل را تا قله هاي برف گرفته دماوند مه آلود نشان مي دهد, و به سبب نوسان تدريجي حرارت , آب و هواي اين منطقه گاهي كسل كننده و زماني حيات بخش جلوه مي كند . در رشته كوه هاي بالايي , بر روي تخته سنگها با گذرگاه هايي روبرو ميشويم , كه از لحاظ خطري كه هنگام عبور از آنها متصور مي شود , نظيرشان در ساير نقاط ايران ديده نمي شود . در منطقه خالي از درخت و در جنگلها و در دامنه كوه هايي كه بر آنها مشرف است .
    ييلاقهايي
    بسيار زيبا و خوش آب و هوا ديده مي شوند . درگذشته چادرنشين ها كه بايد براي تامين خوراك گله هاي خود همراه آنها زندگي مي كردند , در فصل تابستان گله ها يشان را به اين ييلاق ها مي بردند . يكي از اختصاصات مهم اين چادرنشينها آن بود كه , گاهي با قبايل چادرنشين ديگري كه بي اراده در دهكده ها جاي مي گرفتند مخلوط مي گرديدند ولي شدت گرما و شرجي بودن بيش از حد هوا آنها را وا مي داشت تا از اين عده جدا بشوند . دسته هاي كولي نيز در گيلان قديم كم نبودند . ولي امروزه با گسترش روزافزون مدنيت و زندگي شهرنشيني در استان سبز , چادر نشيني روزبروز كمرنگ و كمرنگتر مي شود و تا جاييكه اكنون بندرت مي توان اين سبك زندگي را در اين ناحيه مشاهده نمود .
    رودها و منابع آبي مهم :
    رودهاي بزرگ و پر آب استان گيلان عبارتند از سفيدرود , آستاراچاي , قره سو , گري چاي , هره دشت , گركانرود , ناو , لمير , شفارود , رود پلنگ دره , رود شاندرمن , توروبارس, شاديران , رودخانه پسيخان , رود شيجان , خمام رود , دسيدم رود , چاك رود , لنگرود , پلرود و شلمان رود . بر روي برخي از اين رودها سد و تأسيسات آبي نظير سد سفيدرود , سد گله ( امام زاده هاشم ) و شبكه آب بر تاريك فومن ساخته شده است . يادآوري مي شود كه بزرگترين درياچه طبيعي جهان يعني درياچه خزر نيز همچون دايه اي مهربان از طرف شمال بر سراسر استان گيلان پنجه افكنده است .
    گيلان در تقسيمات كشوري
    استان گيلان با 14709 كيلومتر مربع وسعت در شمال ايران و در مجاورت استانهاي اردبيل , قزوين , مازندران و زنجان واقع گرديده و از استانهاي كوچك كشور پهناور ايران محسوب مي شود . از نظر آب و هوايي , گيلان در منطقه معتدل خزري واقع شده است . رشت , بندر انزلي , لاهيجان , لنگرود , رودسر , آستانه اشرفيه , سياهكل , املش , تالش , رضوانشهر , ماسال , شفت , فومن , صومعه سرا , آستارا , رودبار شهرهاي استان گيلان را تشكيل مي دهند و همچنين اين استان داراي 40 بخش و قريب به 110 دهستان مي باشد .




    سرزمین رویایی
    تالش نام یکی از تیره‌های آریایی است که سکونت گاه اصلی آن‌ها در البرز غربی از جنوب شرقی جمهوری آذربایجان آغاز شده و تا شمال غربی استان گیلان و همه استان اردبیل ایران ادامه دارد.
    در استان گیلان زبان خود را حفظ کرده‌اند و بر پایه قانون اساسی جمهوری اسلامی حق آموزش به این زبان را دارند. در استان اردبیل به مرور زمان زبانشان به ترکی تغییر یافته‌ است. در جمهوری آذربایجان هر گونه گویش و نگارش غیر ترکی ممنوع است منطقه شمالی تالش، تالش گشتاسبی نامیده می‌شد که امروزه در جمهوری آذربایجان قرار دارد.

    جغرافیای قوم و منطقه تالش
    شهرستان تالش که بخش ایرانی محل سکونت قوم تالش است با مساحتی حدود 2373 کیلومتر مربع که در شمال غرب گیلان قرار دارد یک چهارم خاک استان را تشکیل می‌دهد این شهرستان که نام خود را از قوم تالش گرفته و به استناد منابع و شواهد بسیار، بازمانده اقوام کادوس باستان و از همسایگان دیرین قوم گیل می‌باشد، از غرب به استان اردبیل، از شمال به آستارا و از جنوب به رضوانشهر و ماسال و از شرق به دریای خزر و انزلی محدود شده و شامل شهرهای پره سر، ماسال، رضوانشهر و عنبران می‌باشد.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    تالش از سه جهت به کوههای تالش که ادامه رشته کوههای البرز هستند و از طرف دیگر به دریای زیبای خزر منتهی می‌شود. کشف آثار تمدن 4500 ساله در ییلاق(نوه دیی)تالش جلوه‌های بیشتری به این منطقه خوش آب و هوا داده‌است.
    شهرستان تالش یکی از زیباترین شهرهای طبیعی جهان از نظر آب و هوا و پوشش گیاهی و حیوانات ساکن در جنگلهای آن شهرت جهانی دارد.همه ساله جهانگردان زیادی با انگیزه استفاده از فضاها و نمادهای طبیعی تالش به این شهر سفر می‌کنند. مردم تالش به زبان تالشی تکلم می‌نمایند. بخش اعظمی از تالش طی عهدنامه‌های گلستان و ترکمانچای از آن جدا شده و به روسیه ملحق شدند. امروز تقریباً بالای97% مردم تالش باسواد هستند و لازم به ذکر است که اولین کتابخانه ایران نیز در این منطقه بنا شده‌است.

    شرایط اقتصادی و اجتماعی
    از محصولات تولید شده در تالش می‌توان به برنج، توتون و مرکبات اشاره کرد. این تنوع و فراوانی محصولات سبب شده که تالش بازارهای هفتگی پررونقی داشته باشد. از آن جمله می‌توان به یکشنبه بازار چوبر که اختصاص به معاملات دام دارد، پنجشنبه بازار شاندرمن که در آن انواع نهالها، دست ساخته‌های پشمی و نخی و فراورده‌های محلی مواد غذایی عرضه می‌شود همچنین می‌توان به چهارشنبه بازار رضوانشهر و پنجشنبه بازار هشتپر اشاره کرد که در آن اغلب زنان و مردان با لباسهای محلی حاضر شده و محصولات منطقه‌ای خود شامل برنج، انواع سبزیها و میوه‌های درختی را به فروش می‌رسانند.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    شالیزارهای تالش با چشم انداز زیبا - کاخ سبز سردار امجد در هشتپر تالش- کاخ میر احمد خان تالشخان اف در لنکران (مرکز تالشخانات در قرن 18وجدا شده از ایران)-و جاده گیسوم تالش که همه ساله پذیرای ملیونها ایرانی و جهانگرد می‌باشد دیده می‌شود. جاده‌های تالش در ایران از بالاترین درصد تصادفات (طبق آمار منتشره از راهنمایی و رانندگی ایران) برخوردار است.

    تاریخ تالش
    تالش، سرزمینی که در روزگاران کهن به منطقه وسیعی گفته می‌شد که از شمال با آلبانیای قفقاز، و از شرق به دریای خزر و از جنوب به اسپیه‌رو یا سپیدرود و از آن به حدود مارلیک یا عمارلوی کنونی می‌رسید و از غرب نیز دشت و پهنه‌ اردبیل، مغان و منطقة کوهستانی نیر و سراب را دربر می‌گرفت.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    تالشی‌ها در نیمه دوم قرن هجدهم بعد از کشته شدن نادرشاه و آغاز هرج و مرج در ایران استقلال خود را به دست آوردن و حکومت خوانین تالشی را تاسیس کردند و شهر لنکران را به عنوان پایتخت خود انتخاب نمودند. ناگفته نماند که لنکران از قدیمترین زمان تا به حال مرکز سکونت تالشی‌ها به شمار می‌رود.در سال 1813 میلادی با امضای عهدنامه گلستان بخشی از تالش به روسیه پیوست ودر سال 1828میلادی با امضای عهدنامه ترکمن چای این پیوند تصویب و تثبیت گردید تالشی‌ها به دو قسمت تقسیم شدند. یک قسمت آن تحت سلطه روسیه و بخش دیگر آن تحت حاکمیت دولت ایران قرار گرفت. البته این بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب تالشان می‌باشد.
    شهرهای تالش‌نشین
    شهرهای که مردم تالش‌زبان هم در آن ساکن هستند:
    • اردبیل
    • نمین
    • عنبران
    • آستارا
    • رضوانشهر
    • لنکران
    • ماسال
    • شاندرمن
    • تالش
    • اسالم
    • پره سر
    • لوندویل
    • لریک
    • ماسوله
    • فومن
    • عباس‌آباد
    • میناباد
    • شفت
    • چوبر
    • لیسار
    • حویق
    o طارم

    مناطق دیدنی
    تالش با داشتن آثار باستانی و تاریخی و همچنین جاذبه‌های طبیعی فراوان می‌تواند بستر مناسبی جهت رشد و توسعه صنعت گردشگری باشد. از جمله مناطق دیدنی تالش می‌توان به ییلاقهای نوه دیی,مریان، سوباران، ارده و از نقاط زیارتی به بقعه شاد میلرزان (شاه میلرزان) واقع در روستای خطبه سرا، بقعه آقا سید احمد نال تربه از نوادگان موسی کاظم امام شیعیان واقع در روستای نال تربه، بقعه سلطان سید در مرکز شهر تالش و بقعه سیاه علم خاله سرا در روستای خاله سرا اشاره کرد.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    قلعه لیسار معروف به دژ سلسال در روستای لیسار که از قلعه‌های مهم دوران اسماعیلیان بوده و همچنین کاخ قشلاقی نصراله خان سردار امجد واقع در داخل شهر تالش که قدمت تاریخی آن مربوط به دوره قاجاریه می‌باشد و کاخ ییلاقی نصراله خان سردار امجد که در روستای مریان(نوه دیی) قرار دارد، از جلوه‌های مهم تاریخی شهر تالش می‌باشند.

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید


    پارک جنگلی گیسوم تالش با مساحتی حدود 80 هکتار، سواحل دریای گیسوم و جاده جنگلی منتهی به آن دارای منظره‌ای بسیار بدیعی می‌باشد که هر ساله مسافران بسیاری را پذیرا می‌باشد. برخی از یارگارهای باستانی و طبیعی این قوم و منطقه به این شرح است:
    • نوه دیی
    • مریان
    • سوباران
    • ارده
    • روستای قروق
    • بقعه شاد میلرزان
    • دژ سلسال
    • پارک جنگلی گیسوم



    استان گیلان :
    گیلان سرزمین جنگل و باران؛ برنج و نوغان ؛ بستر رودهای خروشان و پهنه ی رویش بنفشه ها , پامچال ها , نیلوفرهای آبی , زیستگاه قوها و مرغابی ها و هزاران گیاه چشم نواز و زیبایی ها ی بیشمار دیگر ، جایی که جلگه و دریا و کوهستان روی در هم می سایند و شب و روز امواج خروشان دریا بر ساحل و ماسه زارهای آن بوسه می زنند . سرزمینی سرشار از حیات و مملو از نشاط که طبیعت سحر انگیز آن نه تنها مایه پویش و سختکوشی است بلکه الهام بخش آرامش و نیرو بخش اندیشه و خلاقیت است .
    استان گیلان با مساحت 14711 کیلومتر مربع در میان رشته کوههای البرز و تالش در شمال ایران جای گرفته است . این استان به واحد جغرافیایی جنوب دریای خزر تعلق دارد و با استانهای اردبیل در غرب , مازندران در شرق , زنجان در جنوب و کشور استقلال یافته آذر بایجان و دریای خزر در شمال هم مرز و همسایه است . رود سفید تمشک که بین چابکسر و رامسر جاری است , آن را از استان مازندران جدا می کند .
    این استان با جمعیت حدود 5/2 میلیون نفر دارای محصولات برنج - چای -توتون -ابریشم -زیتون -بادام زمینی -خاویارو ماهی می باشد و هنرهای سنتی و صنایع دستی رایج در استان شامل : چموش دوزی -چادر شب بافی - گلیم بافی - سفالگری و سرامیک - نمد مالی -بامبو بافی -مجسمه سازی -حصیر بافی- شال بافی -قلاب دوزی با ابریشم و تولیدات دستباف پشمی
    غذاهای محلی شامل : باقلا قاتق - میرزا قاسمی - فسنجان با مرغابی یا خوتکا - مرغ ترش - انار بیج - ترش کباب و اشپل ماهی سفید با باقلای خیسانده
    تاریخچه گیلان :
    با تکیه بر پاره ای اشاره ها و کاوش های باستان شناختی به دوره پیش از آخرین یخبندان ( بین 50تا 150 هزار سال پیش ) می رسد .با مهاجرت آریایی ها و دیگر اقوام به این سرزمین , از آمیزش مهاجران و ساکنان بومی منطقه قوم های جدیدی پدید آمدند که در این میان دو قوم (گیل و دیلم ) اکثریت داشتند . از همان آغاز , فرمانروایان این قوم از آزادی کامل برخوردار بوده اند و هیچ گاه در برابر بیگانگان و یا در مقابل حکامان دیگر تسلیم نشده اند و حتی به اطاعت دولت ماد در نیا مده اند .در قرن ششم پیش از میلاد گیلانیان با کوروش هخامنشی متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند . در زمان ساسانیان گیلان استقلال خود رااز دست داد و اردشیر بابکان به یاریارتشی مرکب از 300هزار مرد جنگی و نزدیک به 10هزار سواره گیلان را تسخیر کرد .
    پس از پیروزی عرب های مسلمان بر ایرانیان , گیلان به مأمن علویان تبدیل شد . در حدود سال 290 ه.ق مردم گیلان و دیلم کم کم به مذهب علویان روی آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند .
    در زمان سلطنت شاه عباس اول , گیلان استقلال خود را از دست داد .در سال 1071 ه.ق قوای روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال 1145 ه .ق در اشغال خود نگه داشت . گیلک ها در پیروزی انقلاب مشروطیت نیز سهمی عمده داشتند .آنها در سال 1287 ه.ق تهران را فتح کردند .نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچک خان جنگلی نیز از نمونه های درخشان تاریخ این سرزمین است .
    * رشت شهر زیبای من *
    [​IMG]
    شهر رشت در 49 درجه و 36 دقیقه طول شرقی و 37 درجه و 16 دقیقه عرض شمالی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد و مساحت آن حدود 136 کیلومتر می باشد .این شهر از شمال به شهر خمام , از جنوب به دهستان لاکان , از غرب به صومعه سرا و از شرق به کوچصفهان محدود است .
    رشت در وضع طبیعی خود جزء کوچکی از جلگه گیلان و دشت های جنوبی دریای خزر است که این جلگه در دو حد جنوبی و شمالی خود بین کوه های البرز و نوار ساحلی واقع شده و شهر رشت , بندر انزلی و لاهیجان را در بر می گیرد .
    فاصله رشت از تهران 325 کیلومتر می باشد .این شهر دارای فرودگاهی است بین المللی که در 5 کیلومتری شمال خاوری آن ساخته شده است .
    رشت ابتدا قصبه ای بود که در میان دو رودخانه گوهر رود و سیاهرود قرارداشت و از این جهت نیز قدمت دیرینه دارد . ولی از جهت سابقه شهری اولین بار حمد ا..مستوفی , در قرن هشتم هجری از این شهر نام برده است .نام قدیمی رشت دارالمرز یا دارالامان بوده که قبل از این دو به آن بیه می گفته اند .( بیه در لغت نامه ها , رود و یا مصب بین دو رودخانه معنی شده است )و چنین به نظر می رسد که دلیل این نامگذاری, قرار گرفتن آن در میان دو رودخانه است که به مثابه حفاظ و دیوار شهر محسوب می گردید .
    دهخدا معتقد است , چون شهر رشت در سال 900 هجری ساخته شده , بنابر این برای نام این مکان از ماده تاریخ آن استفاده کرده اند و کلمه رشت به حساب ابجد 900هجری است .
    رشت که به شهر بارانهای نقره ای معروف است .مرکز استان گیلان می باشد و برای اولین بار نام آن درکتاب حدود العالم که به سال 372 ه.ق. نگارش یافته با صفت ناحیه بزرگ آمده است .رشت از سال 1004 ه.ق به فرمان شاه عباس مرکزاستان گیلان و مرکز معاملات نوغان و ابریشم شد که در آن زمان محصول اول گیلان بود . این امر موجب شد که مالکان بزرگ و بازرگانان ایرانی , روسی , یونانی و ارمنی که تاجر نوغان ابریشم بودند به این شهر توجه کنند و شهر رشت رشد چشمگیری پیدا نماید .
    همکنون از مراکز تاریخی و دیدنی شهر می توان به شرح ذیل نام برد .
    -مسجد صفی, مسجد جامع صمد خان باقر آباد
    -مقبره دانای علی در محله چمارسرا, مقبره خواهر امام , مقبره امام زاده هاشم
    -کتابخانه ملی
    -موزه
    -آرامگاه میرزا کوچک خان ( سلیمانداراب )
    -پارکهای جنگلی سراوان - ملت - سبزه میدان -محتشم ( قدس )
    -عمارت کلاه فرنگی
    -استخر عینک
    -مدرسه شاهپور
    -عمارت شهرداری وپست
    -بقعه بی بی رقیه
    -خانه ابریشمی و خانه قدیری