1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ارزش چندبار خواندن و تعمق بیشتر را دارد

شروع موضوع توسط รђเ๓ค ‏Aug 17, 2014 در انجمن مطالب جالب

  1. รђเ๓ค

    รђเ๓ค تمنای هادی عزیز دل عسگری پس نگارا بفرما کجایی؟

    5,209
    15,159
    22,150
    ارزش چندبار خواندن و تعمق بیشتر را دارد(لطفا تا انتها بخوانید)

    زندانی بدون دیوار
    بعد از جنگ آمریکا با کره، ژنرال ویلیام مایر که بعدها به سمت روانکاو ارشد ارتش آمریکا منصوب شد، یکی از پیچیده ترین موارد تاریخ جنگ در جهان را مورد مطالعه قرارمیداد:
    حدود 1000 نفر از نظامیان آمریکایی در کره، در اردوگاهی زندانی شده بودند که از همه استانداردهای بین المللی برخوردار بود. این زندان با تعریف متعارف تقریباً محصور نبود. آب و غذا و امکانات به وفور یافت میشد. در آن از هیچیک از تکنیکهای متداول شکنجه استفاده نمیشد، اما...
    اما بیشترین آمار مرگ زندانیان در این اردوگاه گزارش شده بود.
    زندانیان به مرگ طبیعی میمردند.
    با این که حتی امکانات فرار وجود داشت
    اما زندانیان فرار نمیکردند.
    بسیاری از آنها شب میخوابیدند و صبح دیگر بیدار نمیشدند.
    آنهایی که مانده بودند احترام درجات نظامی را میان خود رعایت نمیکردند، و عموماً با زندانبانان خود طرح دوستی میریختند.
    دلیل این رویداد، سالها مورد مطالعه قرار گرفت
    و ویلیام مایر نتیجه تحقیقات خود را به این شرح ارائه کرد:
    در این اردوگاه، فقط نامه هایی که حاوی خبرهای بد بودند را به دست زندانیان میرساندند و نامه های مثبت و امیدبخش تحویل نمیشدند.
    هر روز از زندانیان میخواستند در مقابل جمع، خاطره یکی از مواردی که به دوستان خودخیانت کرده اند، یا میتوانستند خدمتی بکنند و نکردند را تعریف کنند.
    هر کس که جاسوسی سایر زندانیان را میکرد، سیگار جایزه میگرفت. اما کسی که در موردش جاسوسی شده بود هیچ نوع تنبیهی نمیشد. در این شرایط همه به جاسوسی برای دریافت جایزه (که خطری هم برای دوستانشان نداشت) عادت کرده بودند.
    تحقیقات نشان داد که این سه تکنیک در کنار هم، سربازان را به نقطه مرگ رسانده است، چرا که:
    با دریافت خبرهای منتخب (فقط منفی) امید از بین میرفت.
    با جاسوسی، عزت نفس زندانیان تخریب میشد و خود را انسانی پست می یافتند.
    با تعریف خیانتها، اعتبار آنها نزد همگروهی ها از بین میرفت.
    و این هر سه برای پایان یافتن انگیزه زندگی، و مرگ های خاموش کافی بود.
    .
    این سبک شکنجه، شکنجه خاموش نامیده میشود.
    .
    نتیجه :
    اگر این روزها فقط خبرهای بد میشنویم، اگر هیچکدام به فکر عزت نفس مان نیستیم و اگرهمگی در فکر زدن پنبه همدیگر هستیم،
    سندرم «شکنجه خاموش» مبتلا شده ایم.
    این روزها همه خبرهای بد را فقط به گوشمان میرسانند و ما هم استقبال میکنیم ...
    دلار گران شده ...
    طلا گران شده ...
    کار نیست ...
    مدرسه ای آتش گرفت ...
    دانش آموزان راهیان نور در جاده کشته شدند...
    زورگیری در ملاءعام...
    این روزها هیچ کس به فکر عزت نفس ما نیست!
    شما چطور فکر میکنید؟ ...
    ما ایرانیها دزدیم! ...
    ما ایرانیها هیچی نیستیم! ...
    ما ایرانی ها از زیر کار درمیرویم! ...
    ما هیچ پیشرفتی نکردیم!...
    فقط توهم میزنیم ...
    این روزها همه در فکر زیرآب زدن بقیه هستند، شما چطور؟
    این روزها همه احساس می کنند در زندانی بدون دیوار دوران بی پایان محکومیت خود را می گذرانند، شما چطور؟
    بیاییم از خواندن و شنیدن اخبار منفی فاصله بگیریم و تا میتوانیم به خود و اطرافیانمان امید بدهیم، احترام بگذاریم و در هرشرایطی شاد زندگی کنیم. شاید اینگونه راهی برای گریز از زندانی که ساخته ایم پیدا کنیم
     
    ILMAH_68، nagi، JACK DOWSON و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. خیلی قشنگ بود ...
     
    بوق و รђเ๓ค از این پست تشکر کرده اند.
  3. ممنون قشنگ و جالب بود
     
    รђเ๓ค و بوق از این پست تشکر کرده اند.
  4. รђเ๓ค

    รђเ๓ค تمنای هادی عزیز دل عسگری پس نگارا بفرما کجایی؟

    5,209
    15,159
    22,150
    :20
     
  5. ILMAH_68

    ILMAH_68 خدایا شکرت

    2,142
    8,277
    2,351
    :39::22:
     
    รђเ๓ค از این پست تشکر کرده است.