اخرین احساس

شروع موضوع توسط Sara skelet ‏Jan 3, 2012 در انجمن درد دل

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. Sara skelet

    ‏Dec 22, 2011
    2,465
    2,120
    417
    زن
    نمي دونم از كجا شروع كنم ... خيلي دل تنگم نمي دونم چه دردمه
    خستم از زندگي دليلش واضحه ولي نمي تونم بگم...
    الان كه دارم مي نويسم ترانه اي كه خودم عاشقشم (سلطان قلبم ) رو گذاشتم و اشكام داره مي ريزه
    زندگي خيلي مسخره شده... هيچ شوقي نمونده ... همش درده
    بزار با يه متن (از خودم) توصيف كنم: زندگي يعني هجوم لحظه ها
    يعني شنيدن خاطره ها
    زندگي يعني تبسم آيينه ها
    زندگي يعني تلف شدن ثانيه ها
    خالي از تمام زيبايي ها
    ..................................
    عشق يعني تكرار خواهش ها
    و رفتن در ژرف ناي التماس
    عشق يعني خواستن بي جا
    و در پي آرزو بودن
    ولي هرگز نرسيدن
    عشق يعني ماتم لحظه ها
    يعني خواستن و نرسيدن
    ...................................
    محبت يعني كار عبث
    ---------------------
    هيچ كسي مهربان نيست
    اين فقط منافع است
    گاهي افتان و گاه خيزان
    ولي در كل يعني بي مفهوم...
    -----------------------------------
    عشق از كس يعني التماس و كوچكي
    ولي عشق از تو (امام حسين) يعني بندگي
    عشق در وجود تو خلاصه مي شود
    وجودي مقدس نه وجودي پر از هوس
    عشق از آدمي يعني گدايي
    --------------------------------------
    و اينك بايد بگم خداحافظ
    خداحافظي كه سلامي در بر ندارد
    مانند لحظه آشنايي كه كلامي در بر ندارد
    عشق و زندگي و تمام اين چرندها يعني التماس
    و نمي خواهم باشم و با عزت نباشم
    ونمي خواهم در اين درياي ژرف عشق و زندگي
    مانند كشتي طوفان زده
    به هر گوشه اي در حركت باشم
    گاهي در وسط گاهي در كنار و گاهي در تمامي پهناي لحظه ها
    پس خواهم گفت خداحافظ تا قيامت
    و تو را به ديدار آخر فرا مي خوانم
    و سپس در هاله اي از ابهام رهسپار ديار حق مي شوم . و شايد پس از
    آن زمان مفهوم دوست داشتن را بيابي ولي افسوس كه دير است و من نيز با تمام
    احساسم و شور و شوق اشتياقم فنا شده ام .............!!!!!!!!!!
     

    موضوعات مشابه

    Goln@r، elaheh، SHAPARAK و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    ‏Nov 5, 2012
    10,645
    63,919
    89,488
    زن
    خیلی زیبابود.مرسی
     
    SHAPARAK و sajjad.y از این پست تشکر کرده اند.
  3. sajjad.y

    sajjad.y منم برگشتم بعد مدتها

    ‏Sep 18, 2012
    2,010
    5,897
    797
    مرد
    تشکز زیبا بود
     
    SHAPARAK از این پست تشکر کرده است.
  4. Sara skelet

    ‏Dec 22, 2011
    2,465
    2,120
    417
    زن
  5. mesi

    ‏Sep 15, 2012
    684
    1,481
    356
    مرد
    افسرگی مزمن داریا
    خدا عاقبتتو ب خیر کنه دختر
    بخند بابا دنیا همش یه توهمه الکیه
     
    saghar73 از این پست تشکر کرده است.
  6. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    .
    اینقدر خودت رو نگیر … !
    اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … !
    وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد …
    فکر نکن که فوق العاده ای !!!
    شاید اون کم توقعه …
    .
     
  7. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    وقتــــی مــی گویم: برایـــم دعــا کـن یـــعنـــی کـــم آورده ام . . .
    یــعنــــی دیــگـــر کـــاری از دست خـــودم بــرای خـــودم بـــر نــمــی آیــــد !
     
  8. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    میدانی ...

    به رویت نیاوردم ... !

    از همان زمانی كه جای " تو " به " من " گفتی : " شما "

    فهمیدم پای " او " در میان است ...
     
  9. elaheh

    ‏Sep 17, 2012
    2,452
    5,870
    373
    زن
    3daa614ca18a86efdde3f67164245e34. و اشک...

    و خاطراتی مبهم از گذشته

    و احساسی که ماند در کوچه های خیس سادگی ام

    فرصت با تو بودن توهمی شیرین بود

    خواب کودکانه ی من

    و تو ماندی در خاطرم

    بی آنکه تو را ..!!!

    چه قدر سخت است که با آشنا ترینت بیگانه باشی...

    بعد از این همه عبورِ کبود،

    قول میدهم دیگر قدر خلوتهایم را بدانم...