1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اختلال شخصیت وابسته از تشخيص تا راهكارها و مداخلات درماني

شروع موضوع توسط Sepodika:D ‏Jun 29, 2015 در انجمن روانشناسی عمومی

  1. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    ویژگی برجسته ای شخصیت وابسته این است که نیاز شدید به مراقبت شدن دارد. این فرد اعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. سخت به دنبال اطمینان خاطراز سوی دیگران است و بیشترین دغدغه ذهنی این فرد این است که دیگران را از خود راضی نگه دارد.
     
  2. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    [​IMG]
    انسان موجودي اجتماعي است که تا حدودي به اطرافيانش وابستگي دارد، ولي مشکل زماني آغاز مي شود که اين وابستگي حالتي افراطي و بيمارگونه پيدا مي کند.
    يکي از دلايل شايع براي چنين وضعيتي، وجود اختلال در شخصيت افراد است. بيماران مبتلا به اين حالت، نيازهاي خود را تحت الشعاع نيازهاي ديگران قرار مي دهند، مسؤوليت هاي مهم زندگي خود را به گردن ديگران مي اندازند، به خود مطمئن نيستند و اگر براي مدتي کوتاه تنها بمانند، احساس ناراحتي زيادي مي کنند. روان پزشکان به اين حالت مي گويند: اختلال شخصيت وابسته.
    راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات ذهنی چاپ چهارم تجدید نظر شده DSM-IV-TR اختلال شخصیت وابسته را این چنین توصیف می کند: نیاز فراگیر و مفرط به حمایت شدن که به رفتار سلطه پذیری، وابستگی و ترسهای جدایی منجر می شود.
    این اختلال در اوایل بزرگسالی آغاز و در زمینه های گوناگون ظاهر می گردد. و با پنج مورد (یا بیشتر) از موارد زیر مشخص می شود...
     
  3. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    وابستگی به چه معناست؟
    واژه ی وابستگی، به معنی اتکای به دیگری، زیر دست یا تابع کسی بودن، تعلق به چیزی یا کسی داشتن و تکیه کردن به دیگری برای درخواست حمایت یا کمک است.
    اگرچه وابسته بودن و اتکای به دیگران ویژگی اساسی اختلال شخصیت وابسته است، اما تا وقتی نشانه های دیگری وجود نداشته باشد، نمی توان گفت که فرد دارای اختلال شخصیت وابسته است، زیرا همه ی ما گاهی اوقات در کارهای خود از دیگران کمک می خواهیم و گاهی نسبت به فردی خاص احساس دلبستگی زیادی می کنیم و تمایل داریم که بیش تر اوقات در کنار او باشیم. این حالت ها در حد مشخصی، طبیعی محسوب می شوند و حتی فقدان آن ها می تواند به منزله ی بیماری باشد.
    اما افرادی که به اختلال شخصیت وابسته مبتلا هستند در حد افراطی به دیگران وابسته اند و به طور مداوم به اطمینان جویی از سوی دیگران نیاز دارند، عدم تحمل تنهایی و حساسیت داشتن به طرد شدن در آن ها زیاد دیده می شود، با دیگران بیش از حد موافق اند، به عبارتی جرئت مخالفت کردن با دیگران را ندارند. آن ها قادر نیستند به میل خود عمل کنند و خود انگیخته باشند و از این که دیگران آن ها را ترک کنند به شدت می ترسند. زیادی فروتن هستند و مدام نیاز به تأیید دیگران دارند و در روابط بین فردی خود بدون مرز هستند؛ یعنی به راحتی به دیگران اجازه می دهند که حقوق آن ها را زیر پا بگذارند.
    به تازگي مطالعاتي در کشورهاي غربي صورت گرفته که نشان مي دهد فرزندان کوچک خانواده با احتمال بيشتري در معرض خطر ابتلا هستند. افرادي هم که در کودکي بيماري جسمي و ذهني داشته اند، ممکن است بيش از بقيه مستعد اين اختلال باشند.
    مشخصه اين افراد، رفتاري حاکي از وابستگي و سلطه پذيري به صورت الگويي نافذ و فراگير در کليه ابعاد زندگي آنهاست. افراد مبتلا، از تصميم گيري عاجزند مگر آن که با ديگران به مقدار بسيار زيادي مشورت کرده و کاملاً مطمئن شده باشند.
    آنها از موقعيت هاي مسؤوليت آور پرهيز مي کنند و اگر از آنها خواسته شود که نقش رهبر را در جايي به عهده بگيرند، به شدت مضطرب مي شوند و ترجيح مي دهند تحت سلطه باشند. پافشاري در انجام تکاليفي که مربوط به خودشان است را دشوار مي يابند، اما اگر قرار باشد آن تکاليف را براي کسي ديگر انجام دهند، مداومت در آنها کاري سهل و آسان محسوب مي شود.
    اين بيماران دوست ندارند تنها باشند و دل شان مي خواهد کسي را پيدا کنند که بتوانند به او وابسته شوند. همين نياز آنها- دلبستگي به فرد ديگر- است که روابط شان را خدشه دار مي کند. آنها حتي از ابراز احساسات پرخاشگرانه خود نيز مي ترسند و به همين دليل اين دسته از افراد ممکن است همسري بدرفتار يا بي وفا را مدت ها تحمل کنند، فقط براي آن که احساس دلبستگي شان به او خدشه دار نشود.
     
  4. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    چه رابطه ای بین اختلال شخصیت وابسته با جنسیت وجود دارد؟
    بطورکلی بروز اختلال شخصیت وابسته در زنان در مقایسه با مردان بیشتر است. این تفاوت معنی دار می تواند ریشه در چند عامل داشته باشد. در درجه اول باید در نظر داشت دختران بیشتر از پسران تشویق به وابسته بودن به دیگران می شوند. آنها تشویق می شوند تا افرادی حامی و مراقبت کننده باشند و نیازهای دیگران، به ویژه نیاز مردان را به نیاز خود ترجیح دهند.
    دوما، تاثیر بعد فرهنگی است. در بعضی فرهنگ ها، دختران وابسته، منفعل، خدمتگزار و فداکار را به دختران مستقل خود محور و فعال ترجیح می دهند و دلیل آخر استراتژی های متفاوتی است که زنان و مردان در شرایط استرس آور از خود نشان می دهند.
    مردان در چنین شرایطی به خشونت یا دیگر راهبردهای انفعالی متوسل می شود.اما زنان احتمالا به گریز، فرار و راهبردهای انفعالی روی می آورند.
     
  5. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    علايم معمول
    معيارهاي تشخيصي براي افراد با وابستگي بيمارگونه و مفرط، به طور خلاصه به شرح زير است:

    * نيازي نافذ، فراگير و افراطي به مراقبت شدن که به سلطه پذيري، وابستگي و ترس از جدايي بينجامد.
    * اين حالت از اوايل بزرگسالي شروع شده باشد و در زمينه هاي گوناگون به چشم آيد که نشانه هايش وجود حداقل پنج مورد از موارد ذکر شده در زير باشد:

    1- بدون توصيه و اطمينان بخشي فراوان ديگران، در گرفتن تصميمات روزمره مشکل داشته باشد( مثل پوشيدن لباس يا انتخاب غذا در رستوران).

    2- نيازمند آن باشد که ديگران مسؤوليت بيشتر مسايل عمده زندگي اش را برعهده بگيرند( مثل خريد خانه، انتخاب همسر، تعيين رشته تحصيلي و غيره).

    3- به دليل ترس از برخوردار نشدن از حمايت يا تأييد ديگران، در ابراز مخالفت با آنها مشکل داشته باشد که اين امر به دليل فقدان اعتماد به قضاوت ها يا توانايي هاي خود باشد، نه فقدان انگيزه يا انرژي.

    4- در کسب حمايت و پشتيباني ديگران بيش از حد معطل بماند، تا جايي که حتي حاضر شود کارهايي را که دوست ندارد، به خاطر ديگري انجام دهد و اين امر حالتي تکرار شونده در روند زندگي فرد داشته باشد.

    5- در تنهايي احساس ناراحتي يا درماندگي کند، به دليل ترس مبالغه آميز از نداشتن قدرت مراقبت از خود.

    6- با ختم يک رابطه صميمانه، فوراً به جستجوي رابطه اي ديگر برآيد تا آن را منبع مراقبت و حمايت از خود قرار دهد.

    7- ذهنش به طرزي غيرواقع گرايانه به اين انديشه مشغول باشد که مبادا براي مراقبت از خود، تنهايش بگذارند. مجموعه صفات فوق باعث مي شود کارکرد شغلي اين افراد اغلب مختل باشد، به طوري که نمي تواند مستقلاً و بدون نظارت دقيق شخص ديگري کارهاي خود را انجام دهند.
    * روابط اجتماعي آنها اغلب فقط با کسي است که مي توانند به او وابسته شوند و خيلي از اين افراد مورد بدرفتاري جسمي يا روحي- رواني قرار مي گيرند، فقط به اين علت که با جرأت نيستند و در نتيجه نمي توانند ابراز وجود کرده و از حق و حقوق خود دفاع کنند.

    * اگر غيبت فردي که به او وابسته اند طولاني شود، بيمار در معرض خطر اختلال افسردگي قرار مي گيرد.
     
  6. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    چگونه می توان میزان وابستگی فرد به دیگران را سنجید؟
    * آیا ترجیح می دهید که دیگران برای تان تصمیم بگیرند؟
    * آیا برای تصمیمات روزانه نیاز به توصیه و راهنمایی دارید؟
    * آیا تاکنون در موقعیت هایی قرار گرفته اید که به جای این که خودتان در مورد حوزه های مهم زندگی (مانند نوع شغل، روابط با دوستان و موارد مشابه دیگر) تصمیم گیری کنید، دیگران برای تان تصمیم بگیرند؟
    * آیا مخالفت با نزدیکان برای شما دشوار است؟ اگر در چنین شرایطی قرار گیرید، چه رفتاری خواهید داشت؟
    * آیا اغلب ترجیح می دهید با دیگران موافقت کنید، حتی اگر واقعاً با آن ها مخالف اید؟ چرا؟
    * آیا اغلب برای شروع یک کار تازه، به کمک دیگران نیاز دارید؟
    * آیا تاکنون داوطلب شده اید که علی رغم میل تان کاری برای دیگران انجام دهید، تنها به این دلیل که ممکن است زمانی شاید به آن ها نیاز داشته باشید؟
    * آیا زمانی که تنها هستید، احساس ناراحتی می کنید؟ آیا از این می ترسید که نتوانید در این وضعیت از خود مراقبت کنید؟
    * آیا پس از اتمام یک رابطه ی صمیمانه به سرعت سعی می کنید فرد دیگری را جایگزین کنید تا از شما حمایت کند - حتی اگر این فرد برای شما مناسب نباشد؟
    * آیا از این نگران اید که افراد مهم زندگی تان شما را تنها بگذارند؟
    اگر به بیش از 5 مورد از سؤالات بالا پاسخ مثبت دادید، در این صورت مطالعه ی این کتاب به شما توصیه می شود.
     
  7. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    شخصیت چیست و اختلال شخصیت وابسته چه ویژگی هایی دارد؟
    قبل از تعریف «اختلال شخصیت» لازم است تعریفی از «شخصیت» ارائه شود.
    شخصیت عبارت است از ویژگی های شناختی، رفتاری و هیجانی - احساسی که در طول زمان و در موقعیت های مختلف نسبتاً در فرد پایداراند و باعث تمایز یک فرد از دیگران می شوند.
    زمانی که ویژگی های شناختی و رفتاری انعطاف ناپذیر باشند و در سازگاری فرد با محیط تداخل ایجاد کنند و باعث افت عملکرد فرد شوند، در این صورت می گوییم فرد دچار اختلال شخصیت است. بنابراین در صورتی که فرد صفات ناسازگارانه ی زیادی داشته باشد (مانند نیاز شدید به توجه، بدبینی، سر کار گذاشتن دیگران، دروغ گویی و...)، حتی اگر این صفات و ویژگی ها خفیف باشند، در این صورت تشخیص اختلال شخصیت داده می شود. حتی اگر یک یا چند ویژگی منفی و بیمارگونه در فرد، باشد اما این ویژگی ها افراطی و شدید باشند، در این صورت نیز تشخیص اختلال شخصیت داده خواهد شد.
     
  8. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    افراد مبتلا به اختلالات شخصیتی چه ویژگی هایی دارند؟
    1) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی نسبت به مشکلات خود بینش ندارند. آن ها خود را بیمار نمی دانند به همین دلیل از پذیرش درمان سرباز می زنند.
    2) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت باعث رنج و عذاب دیگران می شوند. از آن جایی که آن ها نسبت به مشکلات خود بینش ندارند و خود را بیمار نمی دانند، نه تنها برای درمان اقدامی نمی کنند بلکه خود را فردی سالم می دانند و بر این باورند که این دیگران هستند که مشکل دارند نه آنان.
    3) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی در سازگاری با محیط مشکل دارند. ویژگی های شخصیتی غیر قابل انعطاف و طرز تلفی های نادرست سبب می شود که آن ها نتوانند خود را با محیط و اوضاع تطبیق دهند و با اطرافیان کنار بیایند.
    4) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی ویژگی های منفی، ناسالم و مشکل سازی دارند که نه تنها آن ها را به اهداف شان نمی رساند بلکه برای دیگران نیز مشکل ایجاد می کنند.
    5) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی از توانایی حل مسئله برخوردار نیستند. آن ها اغلب سعی می کنند همه ی مسائل و مشکلات را با یک روش، آن هم روشی که خود آن را درست می دانند، حل کنند. (مانند اتکا به نظر دیگران در حل مشکلات) به عبارتی از آن جایی که آن ها فقط یک چکش دارند با همه چیز مثل یک میخ رفتار می کنند.
    6) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت درصدد تغییر اوضاع و محیط هستند. آن ها اصرار دارند که دیگران خود را تغییر بدهند و مطابق میل آن ها رفتار کنند. سلطه جویی، کنترل کردن دیگران، اعمال زور و پرخاشگری در برخی از مبتلایان به اختلالات شخصیتی وجود دارد و بسیار بحران ساز است.
    7) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی فاقد حس همدلی هستند. آن ها نمی توانند مشکلات و مسائل دیگران را درک کنند و در عشق ورزی و دوست داشتن ناتوان اند.
    8) بیماران مبتلا به اختلالات شخصیتی در اداره و کنترل تمایلات پرخاشگرانه با مشکل مواجه هستند؛ به طوری که برخی از آن ها پرخاشگری را سرکوب می کنند (مانند بیماران وابسته)، و برخی دیگر آن را متوجه خود می سازند (بیماران مرزی) و عده ای هم خشم و پرخاشگری را متوجه دیگران می کنند (بیماران پارانوئید و ضد اجتماعی).
     
  9. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    فرد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته چه ویژگی هایی دارد؟
    اختلال شخصیت وابسته از دسته ی سوم اختلالات شخصیت می باشد. بیماران مبتلا به این اختلال از برآورده کردن نیازهای خود صرف نظر می کنند و در پی ارضای نیازهای دیگران هستند. آن ها در خدمت دیگران هستند به طوری که خود را فراموش می کنند. مسئولیت های مهم زندگی خود را به گردن دیگران می اندازند، آن ها به خود مطمئن نیستند و اگر برای مدتی تنها بمانند، احساس ناراحتی زیادی می کنند. وابسته ها ترجیح می دهند که تحت سلطه و زیردست باشند و اگر قرار باشد که مسئولیت انجام دادن تکالیف یا کاری را به عهده گیرند، احساس ناتوانی می کنند؛ اما اگر بخواهند آن تکالیف را برای دیگران انجام دهند، تلاش در آن کار نه تنها برای شان سخت نیست! بلکه از خود خیلی مایه می گذارند و کوشش به خرج می دهند تا رضایت طرف مقابل را جلب و در دلش جا باز کنند.
    این گونه افراد تمایلی به تنهایی ندارند و دل شان می خواهد کسی را پیدا کنند که بتوانند به او وابسته شوند. در حالی که همین وابستگی افراطی به دیگری به خدشه دار شدن روابط آن ها با دیگران منتهی می شود.
    مشخصه ی اختلال شخصیت وابسته، رفتاری حاکی از وابستگی و سلطه پذیری است که در بسیاری از زمینه های زندگی فرد اعم از خانوادگی، شغلی و تحصیلی خود را نشان می دهد. افراد وابسته از تصمیم گیری عاجزند، مگر آن که با دیگران مشورت کنند و از هر جهت کاملاً مطمئن باشند که تصمیم آن ها درست است. آن ها از موقعیت های مسئولیت آور پرهیز می کنند و اگر از آن ها خواسته شود که نقش رهبری را در جایی به عهده گیرند، مضطرب می شوند یا با آن مخالفت می کنند، چون احساس می کنند که به تنهایی از عهده ی آن برنمی آیند.
    وابستگی این افراد آن قدر شدید است که گاهی در موارد بسیار جزئی (مانند این که چه چیزی خریداری کنند) نیز با دیگران مشورت می کنند. آن ها در حل مشکلات به دیگران متکی هستند و در صورتی که کسی کاری برای شان انجام دهد، سعی می کنند به نحوی آن را جبران کنند و اغلب در ارتباط با دیگران تسلیم، مطیع و سلطه پذیر به نظر می رسند.
    اتکا به دیگران و پیروی کورکورانه از آن ها، و ناتوانی در تصمیم گیری سبب می شود که آن ها هیچ وقت طعم استقلال را نچشند و یاد نمی گیرند که اداره ی زندگی خود را به عهده گیرند؛ به همین دلیل در مواجهه با چالش های زندگی دست و پای خود را گم می کنند و خود را به شدت می بازند و در جست و جوی کمک از دیگران برمی آیند، زیرا بر این باورند که برای مقابله با مشکلات بی کفایت هستند.
    وابستگی به دیگران سبب می شود که همواره در تلاش برای جلب رضایت دیگران - به ویژه کسانی که نسبت به آن ها وابسته اند باشند. آن ها حتی از ابراز مخالفت نسبت به دیگران بیمناک هستند، زیرا از طرد شدن و تنهایی بسیار می ترسند. به همین دلیل برای راضی نگه داشتن دیگران دست به هر کاری می زنند - حتی کارهایی که چندان برای شان دلپذیر نیست، زیرا به این ترتیب می خواهند رضایت دیگران را به دست آورند.
     
  10. Sepodika:D

    Sepodika:D Ara hastam... همراه انجمن

    5,626
    18,236
    53,245
    مثالی از یک فرد مبتلا به اختلال شخصیت وابسته:
    مریم زن مطلقه ی 40 ساله ای است که از حدود 15 سال پیش در یک درمانگاه سرپایی تحت درمان است.
    در اولین مصاحبه ای که با درمانگر جدید انجام می دهد، بعضی از ویژگی های اختلال شخصیت وابسته را نشان می دهد.
    درمانگر: مشکل شما چیست؟
    بیمار: (مکث) نمی دانم به سؤال شما چه جوابی بدهم، شاید شما بتوانید به من بگویید، جریان چیست؟ (بعد از 15 سال هنوز مستقلاً نمی تواند مشکل خود را توضیح دهد).
    درمانگر: آخرین باری که آمدید این جا، با چه مشکلی مراجعه کردید؟
    بیمار: واقعاً نمی دانم، من به راهنمایی شما احتیاج دارم. شاید باید به من بگویید چه مشکلی دارم. من به راهنمایی شما احتیاج دارم.
    درمانگر: شما دوران سختی را سپری کرده اید؟
    بیمار: بلی، از وقتی که شوهرم طلاقم داد، مردم از من سوء استفاده کردند. اگر شوهرم طلاقم نداده بود، وضعیتم از این بهتر بود. شوهرم همیشه به اعتراض به من می گفت من زیادی به او می چسبم، او بارها به من می گفت: «ولم کن، خفه ام کردی، نمی ذاری نفس بکشم. همه اش به من آویزانی.» و بالاخره هم مرا گذاشت و رفت. من هر کاری که توانستم، کردم تا او را برگردانم ولی فایده ای نداشت. البته این مشکلات را برای درمانگر قبلی ام گفتم و او به من گفت که خیلی به شوهرم وابسته هستم. (مشاور نظر بیمار را در مورد مشکلاتش جویا می شود ولی او نظر پزشک قبلی خود را می گوید.)
    درمانگر: الان تنها زندگی می کنید؟
    بیمار: نه، برگشتم پیش مادرم. مادرم هیچ وقت از شوهرم خوشش نمی آمد. من به مادرم خیلی علاقه دارم. ما خیلی به هم نزدیک هستیم. تقریباً بین ما هیچ چیزی مخفی نیست. در کنار او کاملاً احساس آرامش می کنم. اصلاً دلم نمی خواد از او دور شوم، نمی خوام او را ناراحت کنم و تلاش می کنم تا او را راضی نگه دارم. در حال حاضر با کسی قرار و مدار نمی گذارم، و کم تر از خانه بیرون می روم. چون نمی خواهم مادرم را ناراحت کنم (وابستگی بیمار به مادرش کاملاً مشهود است).