1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

اثبات عشق

شروع موضوع توسط M-arya-M ‏Apr 21, 2017 در انجمن داستان و رمان

  1. ➖➖➖➖➖➖➖
    سرکلاس مدام زیر چشمی منو میپایید،نگاهای استادمو رو کامل حس میکردم،تا حالا ندیدم استاد انقدر چش چرون باشه،،درسته من خوشگلم ولی استاد که نباید...،من یه دختر 23 ساله اون یه مرد32ساله ولی همیشه عاشقش بودم،خیلی برام مرد جذابی بود و همیشه دلم میخواست با همچین مردی ازدواج کنم،نمره امتحانا اومد و من به هوای اینکه نمره خیلی خوبی میگیرم رفتم نمرمو ببینم که درکمال ناباوری دیدم8 شدم،واسه اعتراض رفتم اتاق استاد گفتم شما به من اشتباه نمره دادید،درکمال وقاحت گفت عمدا نمره کم دادم که بیای اتاقم ،سست شدم،با نگاه نافذش گفت نمره میخوای؟منم گفتم بله استاد،گفت اگه نمره میخوای باید شماره پدرت رو بهم بدی تا تکلیفم با شما مشخص شه،به خاطر شیطنتای زیادم توکلاس قلبم ریخت،ایترس تمام وجودمو گرفت و باترس شماره ی پدرمو به استادم دادم،،منو باش که فکر میکردم استاد ازم خوشش اومده،خوشش که نیومده هیچ میخواد به بابام بگه تنبیهم کنه،2هفته بعد بابام بهم گفت 5شنبه برات خواستگار میاد،منم چون دلم پیش استاد بود شدیدا مخالفت کردم اما پدرم گفت الا و بلا باید بیان،خلاصه 5شنبه شد و خواستگار اومد،ندید ازش متنفربودم،وقتی چایی اوردم و توصورت داماد نگا کردم قلبم ریخت،سینی چای از دستم افتاد و دیدم استادمون اومده خواستگاری؛اصلاااا باورم نمیشد قرار سوپرایز شم،حالا فهمیدم چرا شماره پدرمو ازم خواسته و تازه فهمیدم اون استاد شیطون خیلی هم حجب و حیا داشته و مستقیم منو از پدرم خواستگاری کرده،دوستان اگه پسری واقعا عاشقتون باشه بی درنگ میاد خواستگاریتون،ازدواج راه اثبات عشقه :smile:
    ➖➖➖➖➖➖➖
     
    آخرین بار توسط مدیر ویرایش شد: ‏Apr 21, 2017
    Admin، Paras______2 و Merjhoi از این ارسال تشکر کرده اند.