1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

ابراز عشق

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 21, 2012 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    یک روز آموزگار از دانش آموزانش که در کلاس بودند پرسید: آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند: «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

    در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپه رسیدند درجا میخکوب شدند.

    یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

    رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.

    داستان به اینجا که رسید هم شاگردیهایش شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.


    پسر بچه اما پرسید: آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

    هم شاگردیهایش حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

    پسر بچه جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››

    قطره های بلورین اشک، صورت پسر بچه را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود
     
    SHAPARAK، marzieh و اهلام خانوم از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    نخواهم گل که گل بی اعتبار است تمام عمر گل فصل بهار است
    تو را خواهم من از گلهای عالم
    که عطر تو همیشه ماندگار است
     
    marzieh و SHAPARAK از این پست تشکر کرده اند.
  3. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    آی دنیا تندتر بچرخ
    اینجا دل ها حراج خورده اند!

    من از همه میترسم...از همه...حتی از آیینه!
    من این زندگی را نمیخواهم
    تمام دورنگیتان برای خودتان....
    مرا باتنهایی ام تنها بگذارید...
    همین روزها بی کسی هایم را به آغوش میگیرم
    و از دنیای شما میروم....
     
    marzieh، SHAPARAK و ا مین از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. elaheh

    elaheh

    2,452
    5,866
    368
    تنهایی بد است

    اما بد تر از آن اینست

    که بخواهی تنهاییت را با آدم های مجازی پر کنی

    آدم هایی که بود و نبودشان

    به روشن یا خاموش بودن یک چراغ بستگی دارد.......
     
    marzieh، SHAPARAK و ا مین از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. Merjhoi

    Merjhoi خاص بودن افراد خاص رو افراد خاصی میفهمن...؛) عضو کادر مدیریت مدیر ارشد همراه انجمن

    5,422
    12,203
    7,272
    زندگی نگهدار پیاده میشم...............:35: