1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

آموزش گرامر انگلیسی به زبان فارسی

شروع موضوع توسط H@M!N ‏Dec 30, 2013 در انجمن رشته های هنر و زبان

  1. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    اصطلاحات مربوط به Tell
    To tell a story
    To tell stories
    داستان گفتن

    To tell a lie
    To tell lies
    دروغ گفتن

    To tell a joke
    To tell jokes
    جک گفتن

    To tell the truth
    To tell fact
    حقیقت را گفتن

    To tell news
    اخبار گفتن

    To tell the price
    قیمت را گفتن

    To tell the difference
    To tell apart
    تشخیص دادن

    To tell one from the other
    یکی را از دیگری تشخیص دادن

    To tell good from bad
    خوب را از بد تشخیص دادن

    To tell one's name
    اسم کسی را گفتن

    To tell one's secret
    راز کسی را گفتن

    To tell one's fortune
    فال کسی را گرفتن

    To tell the time
    وقت را گفتن


    examples:


    I want to tell a story
    می خواهم یک داستان بگویم.

    Don't you ever tell lies again.
    دیگه دوبار دروغ نگویی!!!

    You must tell your secret
    باید رازت را بگویی.

    Do you want to tell the truth??
    l
    آیا می خواهی حقیقت را بگویی؟؟
     
  2. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    اصلاحات مربوط به Say

    To say Hello
    ......... Good morning
    ......... Good afternoon
    ......... Good evening
    ......... Good night
    ......... Good bye

    To say prayers
    نماز خواندن، دعا کردن
     
  3. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    حروف تعریف

    حروف تعریف در انگلیسی به دو دست تقسیم می شوند.

    1- حروف تعریف اسامی نامشخص Indefinite articles

    الف : A , An
    هر دو به معنای یک می باشند، با این تفاوت که "a " قبل از کلماتی به کار می رود که از نظر تلفظ با حروف بیصدا آغاز شوند و " an" قبل از کلماتی به کار می رود که با یکی از حروف صدا دار آغاز شوند. باید توجه داشت که در هر دو مورد اسم مورد نظر قابل شمارش و مفرد می باشد.
    A book
    A car
    A house
    A university
    A used car
    یک ماشین دست دوم

    An apple
    An orange
    An egg
    An umbrella
    An ice-cream
    An hour
    An honest man
    ب: Some
    ترجمه Some در فارسی وابسته به اسم بعد از آن می باشد. یعنی اگربعد از Some اسم قابل شمارش جمع داشته باشیم، ترجمه آن می شود : " مقداری ، کمی" . چنانچه بعد از Some اسم قابل شمارش مفرد بیاید، معنی آن "یک " خواهد بود. در صورتی که بعد از Some عدد داشته باشیم، معنی آن می شود " در حدود "
    این مطلب را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :

    1- Some + اسم قابل شمارش جمع = تعدادی
    I want to buy some books

    می خواهم تعدادی کتاب بخرم
    2- Some + اسم غیر قابل شمارش = کمی، مقداری
    I want some sugar

    کمی شکر می خواهم3- Some + عدد = در حدود
    We have some twenty guests toight
    امشب در حدود 20 مهمان داریم
    4- Some + اسم قابل شمارش مفرد = یک
    Some day she'll come

    یک روزی او می آید.

    *(منظور از اسامی غیر قابل شمارش اسامی هستند که جمع بسته نمی شوند.)
    توجه: در جملات منفی، سوالی، منفی سوالی و جملاتی که دارای if (به معنی آیا) هستند، از Some استفاده نمی شود. و در عوض any جایگزین Some می شود.

    I havesome money.
    I don't haveany money
    Do you haveany money?
    Don't you have any money?
    I want to know if you have any money.
    l
    در جمله های نفی تاکیدی به جای any از no استفاده می کنیم. که در این صورت فعل جمله مثبت خواهد شد.

    I have no money
    من هیچ پولی ندارم.

    2- حروف تعریف اسامی مشخص Definitive Articles

    The حرف تعریف اسامی مشخص می باشد و قبل از هر نوع اسمی یعنی قابل شمارش جمع و قابل شمارش مفرد و غیر قابل شمارش به کار می رود. به شرط آنکه اسم مورد نظر برای گوینده و شنونده شناخته شده و مشخص باشد. ترجمه the در فارسی عبارت است از " آن " یا "کسره إ " .

    I want to buy the book
    می خواهم آن کتاب را بخرم

    please give me the sugar
    لطفا آن شکر را به من بدهید.

    I want to see the students
    می خواهم آن دانش آموزان را ببینم.

    توجه: قبل از اسامی خاص، اسامی ملکی (عام) و قبل از صفات ملکی از هیچ حرف تعریفی استفاده نمی کنیم.

    Jack is a smart student
    (اسم خاص) جک دانش آموز باهوشی است

    Sugar is sweet.
    (اسم عام) شکر شیرین است

    My father is a good lawyer
    (صفت ملکی) پدر من وکیل خوبی است.
     
  4. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    لغات استفهامی(پرسشی) بین دو جمله

    برای ایجاد ارتباط بین دو جمله ، هنگامی که جمله دوم با یکی از کلمات پرسشی سوالی شده باشد، کافی است از خود کلمه پرسشی یه عنوان رابط دو جمله استفاده می کنیم. که در این صورت جمله دوم دوم خواه مثبت و خواه منفی از حالت سوالی خارج شده و به شکل غیر سوالی بیان می شود.

    I know ............................... Where do you work?
    I know where you work.

    I don't know ...........................What time can you come?
    I don't know what time you can come.

    I don't know ....................... why don't you like me?
    I don't know why you don't like me.

    Do you know ......................... What time is it??
    Do you know what time it is.
     
  5. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    در جمله هایی که توسط کلمات پرسشی به یکدیگر وصل می شوند، چنانچه فاعلهای آن دو جمله یکسان باشند، دو حالت وجود خواهد داشت.

    چنانچه در فارسی بعد از کلمه پرسشی می داشته باشیم، در انگلیسی بعد از کلمه پرسشی فاعل خواهیم داشت. اما در صورتی که بعد از کلمه پرسشی ب داشته باشیم، در انگلیسی بعد از کلمه پرسشی به جای فاعل to خواهیم داشت.

    I know ................ What do I say???

    I know what I say

    می دانم چه می گویم

    I know what to say

    می دانم چه بگویم
     
  6. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    حالت ملکی
    برای نشان دادن حالت ملکی در فارسی از کسره استفاده می کنیم. ترجمه این کسره در انگلیسی به دو صورت خواهد بود.

    الف: چنانچه اسم بعد از کسره دز فارسی شخص باشد، ترجمه کسره در انگلیسی s' می شود.

    Ali's room

    اتاقِ علی

    My sister's car

    ماشینِ خواهرم

    ب:
    چنانچه اسم بعد از کسره در فارسی غیر شخص باشد. ترجمه کسره در انگلیسی of می شود.

    The door of the room

    در ِ اتاق
    توجه 1: چنانچه اسم بعد از کسره در فارسی جمع با قاعده باشد، تنها بعد از s' جمع از ' استفاده می کنیم.

    The boy's room
    اتاق پسره

    The boys' room
    اتاق پسرها

    توجه 2: در صورتی که اسم بعد از کسره شخص و جمع آن بی قاعده باشد. برای به وجود آوردن حالت ملکی مانند اسامی مفرد از s' استفاده می شود.

    The child's room

    The children's room
    اتاق بچه ها

    توجه 3: چنانچه در عبارتی بیش از یک کسره داشته باشیم، تمام کسره ها of ترجمه می شود.

    The key of the door of the room
    کلیدِ درِ اتاق

    در صورتی که اسم آخر شخص باشد، تمام کسره ها به جز آخری به of ترجمه می شوند و کسره آخر s' می شود.

    The key of the door of Ali's room


    کلید در اتاق علی
     
  7. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    اقسام از

    1- " of " به معنای از به مفهوم جزئی از کل می باشد.

    One of my friends is here

    یکی از دوستانم اینجاست

    2- " How " به معنای از کجا می باشد.

    How do you know that he's sick??l

    از کجا می دانی که او مریض است.

    3- " At " . به معنای از می باشد و در جمله معمولا قبل از اسم مغازه یا فروشگاه به کار می رود.

    We buy meat at the butcher's

    ما از قصابی گوشت می خریم.

    4- " Since " به معنای از آنجایی که می باشد و در جمله برای بیان علت کار، به کار می رود.

    Since he is a good boy, I intend to buy him a gift

    از آنجایی که
    او پسر خوبی است، قصد دارم برایش یک هدیه بخرم

    5- " through " به معنی از و به مفهوم از میان می باشد.

    I like to drive through clear streets

    من دوست دام از میان خیابانهای خلوت رانندگی کنم

    6- " Than " به معنای از می باشد و بعد از صفات برتر به کار می رود.

    He's older than I
    او از من بزرگتر است

    I'm younger than him
    من از او جوانترم

    7- " Out of " به معنی از و به مفهوم از توی می باشد.

    Eat out of your plate
    از توی بشقاب خودت غذا بخور
    8- " From " . به معنای از و به مفهوم جدایی است.

    Take your book from him
    کتابت را از او بگیر

    توجه 1: از From می توانیم برای نشان دادن فاصله دو مکان و یا زمان استفاده کنیم.

    I walk from home to school

    من از خانه تا مدرسه پیاده می روم (فاصله دو مکان)


    I work from morning to night

    من از صبح تا شب کار می کنم. (فاصله زمانی)

    توجه 2: در صورتی که From بعد از دو مصدر To be و To come به کار رود، به مفهوم اهل جایی بودن است. Where are you from??
    Where do you come from???l

    اهل کجا هستید؟؟

    I'm from Iran.
    I come from Iran.

    من اهل ایران هستم.
     
  8. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    جدول زمانها

    زمان ظرف فعل محسوب می شود. در انگلیسی سه زمان گذشته، حال و آینده وجود داد، که هر کدام به چهار بخش یعنی ساده، استمراری، کامل و کامل استمراری تقسیم می شوند. جدول زیربه طورخلاصه این مطلب را نشان می شدهد.

    Past..................... Present ...................Future
    ساده .........................ساده........................ساده
    استمراری ...................استمراری................استمراری
    کامل .........................کامل........................کامل
    کامل استمراری ...........کامل استمراری.......کامل استمراری

    در مورد هر یک از این زمانها سه مطلب را باید یاد بگیرید:

    1- تعریف
    2- طرز ساخت (شکل)
    3- قیود زمان
     
  9. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    زمان حال ساده

    1- تعریف:
    هرگاه عملی در سه زمان گذشته، حال و آینده به صورت تکرار انجام شود، حال ساده نامیده می شود. بنابراین موارد زیر همیشه با حال ساده بیان می شوند.

    1- کارهای همیشگی
    I breath
    من نفس می کشم
    2- حقایق طبیعی
    The earth is round
    زمین گرد است
    3- کارهای عادتی
    I smoke
    من سیگار می کشم

    2- طرزساخت یا شکل:برای ساختن زمان حال ساده کافی است علامت مصدر ( to) را حذف کرده و به جای آن فاعل را قرار دهیم.To come -----------> I come
    To go -----------> I go

    توجه 1: چنانچه در زمان حال ساده فاعل سوم شخص مفرد باشد، به انتهای فعل s اضافه می کنیم.

    I come
    She comes
    توجه 2: چنانچه آخرین حرف فعل ( z,o,x,ch,sh ) باشد. به جای s ،ا es را به انتهای آن اضافه می کنیم.
    She washes
    She passes
    She goes
    She teaches
    She fixes
    She freezes
    توجه 3: در صورتی که در یک جمله بیشتر از یک فعل داشته باشیم، s سوم شخص به فعل اول اضافه می شود.
    I wish to go
    She wishes to go

    توجه 4: جمله هایی که دارای فعل کمکی باشند، هرگز s سوم شخص ندارند.
    I can take you to school
    من می توانم شما را به مدرسه ببرم

    She can take you to school
    او می تواند شما را به مدرسه ببرد.

    توجه 5: چنانچه آخرین حرف فعل " y" باشد و حرف قبل از آن یکی از حروف بی صدا باشد، به هنگام نوشتن s سوم شخص حذف شده و به جای آن " ies " به فعل اضافه می شود.

    Study -----> Studies
    He studies.

    Play -----> حرف قبل y از صدا دار است =--------> He plays
    توجه 6: در جمله های حال ساده با فاعل سوم شخص مفرد ، تغییرات فعل (منفی، سوالی، منفی-سوالی) با doesو doesn't انجام می شود. باید توجه داشت که با وجود doesو doesn't اا، s و یا es از انتهای فعل حذف می شود.
    She woks
    She doesn't work
    Does she work??
    Doesn't she work?
     
  10. H@M!N

    H@M!N

    577
    915
    244
    3- قیود زمانAdverbs of frequency
    قیود تکرار

    قیود تکرار قیودی هستند که با بیشتر زمانها از جمله زمان حال ساده به کار می روند. قیود تکرار به سه دسته تقسیم می شوند.

    دسته اول: قیدهای این دسته می تواندد در ابتدا، انتها و یا در وسط جمله به کار روند. (منظور از وسط جمله، قبل از فعل اصلی است ). باید توجه داشت که در جمله های سوالی این قیود در ابتدای جمله قرار نمی گیرند. قید های این گروه همگی به معنی گاه گاهی و یا گاهی می باشند .
    Some times
    At times
    on and off
    off and on
    now and then
    every now and then
    every so often
    occasionally
    Once in a while
    from time to time

    قید در اول جمله Some times I see her
    قید در آخر جمله I see her some times.
    قید در وسط جمله I some times see her

    دسته دوم: قیدهایی هستند که فقط در وسط جمله یعنی قبل از فعل اصلی (بعد از فعل کمکی) به کار می روند. این قیدهای عبارتند از

    همیشه always

    معمولا usually
    معمولا generally
    اغلب frequently
    اغلب often

    هنوز still

    هرگز (در جمله های سوالی و منفی ) ever
    هرگز(در جمله های مثبت با مفهوم منفی) never

    hardly
    scarcely
    به ندرت barely
    rarely
    seldom

    I usually take her to school
    من معمولا او را به مدرسه می برم

    you can always call him at 9 o'clock
    شما همیشه می توانید تا ساعت 9 به او تلفن کنید.

    توجه: چنانچه در جمله مشتقات to be داشته باشیم ( am,is,are ) این قیدها بعد از مشتقات to be به کارمی روند.He is never at home
    او هرگز خانه نیست

    He is always here
    او همیشه اینجاست

    دسته سوم: این دسته از قیدها در ابتدا یا در انتهای جمله به کار می روند.
    هر روز Every day
    ........................morning
    ........................afternoon
    ........................night

    هر هفته Every week
    هر ماه Every month
    هر فصل Every season
    ...............spring
    ...............summer
    ...............autumn/fall
    ...............winter

    هر سال Every year
    هر دهه Every decade
    هر نسل (25 سال) Every generation
    هر نیم قرن (50 سال ) Every half a century
    هر قرن (100 سال) Every century

    Every day she takes me to school
    She takes me to school everyday
    او هر روز مرا به مدرسه می برد.