آشنایی همیشه شیرین نیست...!

شروع موضوع توسط setareh ‏Jun 27, 2015 در انجمن شعر و مشاعره

  1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

  1. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    ‏Nov 5, 2012
    10,645
    63,918
    89,487
    زن

    558768dd90222c6581f28a5a4a470ca1.


    آشنایی همیشه شیرین نیست
    شاخه ای سیب کال می انداخت

    مثل مردی که پای قلیانش
    قند روی ذغال می انداخت

    آه چاقو که تا همین دیروز
    دسته ی خویش را نمی برّید

    قامت هر درخت جنگل را
    یاد یک خط و خال می انداخت

    آب این رودخانه قلابیست،
    فکر ماهی همیشه مشغول است

    چوب قلاب عاشقی در آب
    هی علامت سوال می انداخت

    راز یلدا نگاه خورشید است،
    تا زمین خیره شد به چشمانش

    روز و شب را برای یک لحظه
    غافل از اعتدال می انداخت

    مثل باغ ارم که در شیراز
    جذبه اش مال غیر بومی هاست

    عشق من قلب عالمی را برد،
    روی دوشش که شال می انداخت

    برج میلاد و برج آزادی
    دستهای قنوت تهرانند
    شهر وقتی که او قدم میزد

    بین ما شور و حال می انداخت
    سرفه می کرد و دود پس می داد،
    آخرین چارشنبه ی اسفند

    مثل او سال نو که می آمد
    در سرم قیل و قال می انداخت

    گردن آویز زلف خوش رنگش
    کاربرد دوگانه ای دارد

    گردنِ من طناب می¬انداخت،
    گردنِ او مدال می انداخت

    او بهار است و من فقط پاییز،
    ما سه ماه از مدار هم دوریم

    تف به تقویم و روزگاری که
    وقفه در این وصال می انداخت

    آشنایی شبیه یک قند است،
    روزگارم سیاه خواهد شد

    مثل مردی که پای قلیانش
    قند روی ذغال می انداخت




    "سید سعید صاحب علم"​
     
    خانوم مهندس و ®ŁáÐɏ §¡£Vë از این پست تشکر کرده اند.
  2. خانوم مهندس

    خانوم مهندس sara2000 قبلی

    ‏Jan 17, 2014
    5,847
    18,009
    42,933
    زن