• این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

آسایشگاه

  • شروع کننده موضوع ayan88
  • تاریخ شروع

ayan88

dard amigh...
ارسال ها
146
لایک ها
1,022
سن
21
محل سکونت
golestan_gonbad kavoos
#1
تو خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفت
آقا ببخشید, مادر من تو اون آسایشگاه روبرو نگهداری میشه, من روم نمیشه چشم تو چشمش بشم چون زنم مجبورم کرد ببرمش اونجا, این امانتی رو اگه از قول من بهش بدید خیلی لطف کردید.
قبول کردم و کلی هم نصیحتش کردم که مادرته بابا, اونم ابراز پشیمونی کرد و رفتم داخل آسایشگاه, پیر زن رو پیدا کردم, گفتم این امانتی مال شماس, گفت حامد پسرم تویی؟
گفتم نه مادر, دیدم دوباره گفت حامد تویی مادر؟
دلم نیومد این سری بگم نه , گفتم آره, پیرزنه داد زن میدونستم منو تنها نمی ذاری,
شروع کرد با ذوق به صدا کردن پرستار که دیدی پسر من نامهربون نیست؟
پرستاره تا اومد گفت شما پسرشون هستید؟
تا گفتم آره دستمو گرفت, گفت 4 ماه هزینه ی نگهداری مادرتون عقب افتاده , باید تسویه کنید
حالا از من هی غلط کردم واینکه من پسرش نیستم ولی دیگه باور نمی کردن
آخر چک و نوشتم دادم دستش, ولی ته دلم راضی بود که باز این پیر زن و خوشحال کردم , هر چند که پسرش خیلی ... بود.
اومدم از پیرزنه خدافظی کنم تا منو دید گفت دستت درد نکنه , رفتی بیرون به پسرم حامد بگو پرداخت شد , بیا تو مادر!!! :35:)
 

ayan88

dard amigh...
ارسال ها
146
لایک ها
1,022
سن
21
محل سکونت
golestan_gonbad kavoos
#3
حس خووب یعنی بودن کنار کسی که میدونی موندنی ترینه...
بحث سر موضوع های مسخره دعواهای ساعتی، آشتی های بعدش...
حس کردن حساسیت و تعصب طرف نسبت به خودت ، غیرتی شدناش، که فقط و فقط برای خودته !
شنیدن جمله دوست دارم و اثباتش !
حس خوب یعنی وقتی داغونی بگی دنیا هرچقدر میخواد شوخی کنه مهم اینه اون هست !
وقتی میگی دلت تنگ شده به جای گفتن" منم همینطور" بگه کی و کجا ببینمت !
وقتی ناراحتی ازش بتونه آرومت کنه !
تو زندگیش فقط تو باشی و خودت نفر دوم تو کار نباشه !
اشکات کمرشو بشکنه !
ناراحتیت ناراحتیش باشه !
داشتن اینجور آدما تو زندگی یه نعمته !♥♥♥
عشق یعنی 《حالت》 خووب باشه ♥♥♥
 

ayan88

dard amigh...
ارسال ها
146
لایک ها
1,022
سن
21
محل سکونت
golestan_gonbad kavoos
#4
ﺩﺧﺘﺮﺍ ﺑﻌﺪ ﺣﻤﺎﻡ ...

ﺣﻮﻟﻪ ...ﺳﺸﻮﺍﺭ .... ﮐﺮﻡ ﺩﺳﺖ .... ﻣﺎﻡ ..... ﮐﺮﻡ

ﺻﻮﺭﺕ .... ﻟﻮﺳﯿﻮﻥ .....ﻋﻄﺮ 2.... ﺳﺎﻋﺖ ﺯﻝ ﺯﺩﻥ ﺟﻠﻮ

ﺍﯾﯿﻨﻪ ...

ﺍﻣﺎ ﭘﺴﺮﺍ .

.
.
.
.
.
. ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﻮﺭﺗﻢ ﮐﻮ .........

.....
10 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ... ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺷﻮﺭﺗﻤﻮ ﮐﺠﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ..

30 ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ..
ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﺩ ﻫﻤﻮﻥ ﻗﺒﻠﯿﺮﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ
 

ayan88

dard amigh...
ارسال ها
146
لایک ها
1,022
سن
21
محل سکونت
golestan_gonbad kavoos
#5
روزی پسری به دوست دخترش در خیابان گفت: بیا بریم تو کوچه مون

دختر:معنی نداره که ؟؟ نشستیم واسه خودمون دیگه! بریم کوچه شما چیکار؟
پسر:نمیشه ؛ کارت دارم , میخام سورپرایزت کنم
)
دختر:باشه بریم , ولی زود برگردیما
پسر:باشه
به کوچه رسیدند .... پسر: بیا بریم دم خونمون
دختر:ای بابا!!! آخه واسه چی؟؟
پسر:بهونه نیار دیگه, گفتم که کارت دارم
دختر:باشه
رفتن دم خونه پسره.... پسر:بیا بریم بالا تو خونه
دختر:امکان نداره ... نمیام
پسر:باشه نیا ولی بدون که چیز خوبی رو از دست میدی
دختر که داشت از فضولی میترکید : باشه ....میام ولی تو رو خدا زود برگردیم
پسر:باشه عشقم
با هم به داخل خونه پسره رفتن....پسر:بیا بریم تو اتاقم رو تخت
دختر: وااااااا کصافط میخاستی با من ............. ؟؟؟!!! پسر:نه عشقم من اگه میخاستم این کار رو بکنم زودتر از اینا میکردم
دختر:پس چیکار میخای بکنی؟؟؟؟؟
پسر:تو برو رو تختم و پتو رو بکش رو سرت خودت متوجه میشی
دختر:باشه
ودقایقی بعد پسر و دختر هر دو زیر پتو روی تخت بودند
وناگهان پسر در اوج تاریکی زیر پتو ساعت خود را درآورد و گفت:
بــبـــیــــن ســـاعـــتــــم شــبـــرنــــــگ داره
.
ناموسا چقد ذهنای منحرف تو انجمن داریماااا....استغفرالله
 
ارسال ها
1,125
لایک ها
11,459
سن
23
محل سکونت
مشــــــهد
#7
روزی پسری به دوست دخترش در خیابان گفت: بیا بریم تو کوچه مون

دختر:معنی نداره که ؟؟ نشستیم واسه خودمون دیگه! بریم کوچه شما چیکار؟
پسر:نمیشه ؛ کارت دارم , میخام سورپرایزت کنم
)
دختر:باشه بریم , ولی زود برگردیما
پسر:باشه
به کوچه رسیدند .... پسر: بیا بریم دم خونمون
دختر:ای بابا!!! آخه واسه چی؟؟
پسر:بهونه نیار دیگه, گفتم که کارت دارم
دختر:باشه
رفتن دم خونه پسره.... پسر:بیا بریم بالا تو خونه
دختر:امکان نداره ... نمیام
پسر:باشه نیا ولی بدون که چیز خوبی رو از دست میدی
دختر که داشت از فضولی میترکید : باشه ....میام ولی تو رو خدا زود برگردیم
پسر:باشه عشقم
با هم به داخل خونه پسره رفتن....پسر:بیا بریم تو اتاقم رو تخت
دختر: وااااااا کصافط میخاستی با من ............. ؟؟؟!!! پسر:نه عشقم من اگه میخاستم این کار رو بکنم زودتر از اینا میکردم
دختر:پس چیکار میخای بکنی؟؟؟؟؟
پسر:تو برو رو تختم و پتو رو بکش رو سرت خودت متوجه میشی
دختر:باشه
ودقایقی بعد پسر و دختر هر دو زیر پتو روی تخت بودند
وناگهان پسر در اوج تاریکی زیر پتو ساعت خود را درآورد و گفت:
بــبـــیــــن ســـاعـــتــــم شــبـــرنــــــگ داره
.
ناموسا چقد ذهنای منحرف تو انجمن داریماااا....استغفرالله
هوا سرد بوده حتما.....منحرفمـ خودتیـ...
 

ayan88

dard amigh...
ارسال ها
146
لایک ها
1,022
سن
21
محل سکونت
golestan_gonbad kavoos
#9
اینایی ک ساپورت باطرح گورخرمیپوشن

دقیقامیخان چیوثابت کنن؟!


1-گورخرتنهاست ب یادش باشیم



2-انسان یاگورخر چ تفاوت دارد


حیوان حیوان است دیگر



3-من گورخرم



4-چشات گورخرمیبینه
 
بالا