1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

آخر همه ی لحظه ها!

شروع موضوع توسط *امين* ‏Jan 11, 2013 در انجمن درد دل

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    این روزها خیلی به مرگ فکر می کنم، خیلی برایم ملموس شده ، انگار که هر آن ممکن است پیش بیاید، گاهی سنگ قبری که اسم من رویش حک شده را تصور میکنم...چه قدر دلم می خواهد بدانم بعد از مرگم کجا خواهم بود...تصور اینکه مادربزرگم را دوباره می بینم اشتیاقم را به مرگ دوچندان می کند.
    انگار مرگ هم جزیی از برنامه روزانه ی من شده ، صبح که از خواب بیدار میشوم و به کارهایی که باید بکنم فکر میکنم ، ناگهان مرگ ، فکر مرگ ...
    گاهی مرگ برایم مثل یک محرک عمل می کند ، وادار می کند از لحظه لحظه زندگیم نهایت استفاده را ببرم که ثانیه ای را هم از دست ندهم ، خیلی اوقات این شعر را با خودم زمزمه میکنم : "تا توانی دلی به دست آر " ما بقی آن را هم یاد ندارم ولی سعی میکنم کسی را از خودم نرنجانم .
    و گاهی هم مرگ بایم یک عامل بازدارنده می شود و پاک ناامیدم می کند!
    یاد آن همه شور و هیجان در کنار خانواده ، اقوام ، دوستان، کلاس ، سرگرمی ، تفریحات و...چه قدر بیخود به نظرم می رسد...
    وقتی به هدفم فکر میکنم ، بازگشت به وطن ، خدمت و...اصلا وطن یعنی چی؟ تقسیمهای بیخودی که ما آدمها بین خودمان کردیم وگرنه همه جای دنیا سرای من است... ولی یاد حرفهای مادربزرگم می افتم ، از سختیها ، از بمبارانها، از منظره های زیبا ...این وطن هستی اش را وامدار امثال مادربزرگم است...وطن سرزمین آباء و اجداد ماست ، مگر می شود از آن دل کند ...باید رفت یا نمیدانم شاید هم نباید رفت...شاید رفتن همان و عمر هدر کردن همان...
    ولی مرگ مسکن خیلی قوی هست ، خیلی از هم و غمهایم وقتی به یاد مرگ می افتم دیگر برایم غم نیستند همچون گذری است گذرا که باید بگذرد...هر کاری را که شروع میکنم از خودم می پرسم آخرش چه فایده ؟ آخرش مرگه ...
    ولی به یاد مرگ بودن هم احساس خوبی است ، احساس غریبه ای که در حال گذر از این دنیاست و بالاخره یا به مقصد می رسد یا نمی رسد... احساس اینکه همه چیز برایت تازگی دارد ، با همه چیز بیگانه ای ، هیچ چیز متعلق به تو نیست ، همه چیز و تو از بین می روی...و فقط روح توست که با تو می ماند، فقط همین...
     
    ♥سایه♥، mahdi02 و zhigol از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    ای بابا داداش چه قدر ناامیدی شما!!:(
     
    ♥سایه♥، mahdi02 و *امين* از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    چی مونده که بخوام بهش امید ببندم
     
    ♥سایه♥، mahdi02 و zhigol از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. zhigol

    zhigol PERPOLISI

    3,628
    10,648
    756
    واسه چی اینقدر دلت پره!؟ به داشته هات فک کن داداش!!خدارو که داری!
     
    ♥سایه♥ و mahdi02 از این پست تشکر کرده اند.
  5. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    دیگه اگه اونم نداشتم که . . .
     
    ♥سایه♥ و mahdi02 از این پست تشکر کرده اند.
  6. Dark Shadow

    Dark Shadow Whisper

    792
    1,348
    314
    :cautious::cautious:
     
    ♥سایه♥ از این پست تشکر کرده است.
  7. امین جان داداش،مواظب باش روزی که به عقب نگاه می کنی پشیمون نشی.انقدر زود میگذره جوونی که نگو.
    وقتی به 30 سالگی برسی خندت میگیره برا این روزا.
    انقده مشکل تو زندگی همون هست که این مشکلات کوچیک.
    فقط یه راه برای آسون کردنش هست،اونم توکل به خداست.باور کنیم یکی هست که از مادر مارو بیشتر دوست داره
    همین
     
    ♥سایه♥ و zhigol از این پست تشکر کرده اند.