1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

آخرین خانه

شروع موضوع توسط *امين* ‏Apr 15, 2013 در انجمن داستان و رمان

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    نجار پیری بود که می‌خواست بازنشسته شود. او به کارفرمایش گفت که می‌خواهد ساختن خانه را رها کند و از زندگی بی‌دغدغه در کنار همسر و خانواده‌اش لذت ببرد.
    کارفرما از اینکه دید کارگر خوبش می‌خواهد کار را ترک کند، ناراحت شد. او از نجار پیر خواست که به عنوان آخرین کار، تنها یک خانه‌ی دیگر بسازد.

    نجار قبول کرد، اما کاملاً مشخص بود که دلش به این کار راضی نیست. او برای ساختن این خانه، از مصالح بسیار نامرغوبی استفاده کرد و با بی‌حوصلگی، به ساختن خانه ادامه داد..
    وقتی کار به پایان رسید، کارفرما برای وارسی خانه آمد. او کلید خانه را به نجار داد و گفت: «این خانه متعلق به توست. این هدیه‌ای است از طرف من برای تو.»
    نجار یکه خورد. مایه تأسف بود! اگر می‌دانست که خانه‌ای برای خودش می‌سازد، حتماً کارش را به گونه‌ای دیگر انجام می‌داد!

    [​IMG]
     
    rezaco2196، setareh، مهربون و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. Sonya

    Sonya حس خوبيه ببینی یه نفر همه رو بخاطر تـــو پس زده

    10,226
    58,479
    33,493
    :18:
     
    setareh و مهربون از این پست تشکر کرده اند.
  3. مهربون

    مهربون تخریبگر!! امید وارم امیدوار...

    3,500
    6,508
    2,380
    بیچاره!!! بابا این یه بارو خواسته کوتاهی کنه ها!! میبینی تو رو خدا !!!:laugh:
     
    rezaco2196، setareh و ا مین از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. setareh

    setareh ღشرمنده دستای پینه بسته پدرممღ

    10,641
    63,408
    88,247
    خیلی اموزنده بود/نبایدهمیشه به خودمون فک کنیم..........دیگرانی هم هستن......./:20
     
    مهربون و ا مین از این پست تشکر کرده اند.
  5. عجب کارفرمای باحالی....الان که برعکسه.....قراردادی میکنن که هر موقع خواستن بیرون کنن...:234:
    :cautious:
     
    مهربون و ا مین از این پست تشکر کرده اند.