1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

» زمستان است …

شروع موضوع توسط *امين* ‏Dec 20, 2012 در انجمن شعر و مشاعره

  1. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    [​IMG]
    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
    سرها

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    گریبان است

    کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
    نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
    که ره تاریک و لغزان است
    وگر دست محبت سوی کسی یازی
    به اکراه آورد دست از بغل بیرون
    که سرما سخت سوزان است
    نفس ، کز گرمگاه سینه می آید برون ، ابری شود تاریک
    چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
    نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
    ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
    مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
    هوا بس ناجوانمردانه سرد است … آی
    دمت گرم و سرت خوش باد
    سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
    منم من، میهمان هر شبت، لولی وش مغموم
    منم من، سنگ تیپاخورده ی رنجور
    منم ، دشنام پس آفرینش ، نغمه ی ناجور
    نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
    بیا بگشای در، بگشای ، دلتنگم
    حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
    تگرگی نیست، مرگی نیست
    صدایی گر شنیدی، صحبت سرما و دندان است
    من امشب آمدستم وام بگزارم
    حسابت را کنار جام بگذارم
    چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
    فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
    حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
    و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
    به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
    حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
    سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
    هوا دلگیر ، درها بسته

    برای مشاهده لینک ها لطفا ثبت نام کنید و یا اگر حساب کاربری دارید وارد شوید

    سرها در گریبان ، دستها پنهان

    نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
    درختان اسکلتهای بلور آجین
    زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
    غبار آلوده مهر و ماه
    زمستان است
     
  2. *امين*

    *امين* *امین*

    8,446
    23,155
    1,128
    6c4e4e99de129fb9ad5c9eafbdd1ab44.
    تو، معني غزل ناب را ، نمي فهمي
    بهاي گوهر ناياب را نمي فهمي
    نماز عشق نخواندي به طاق ابرويي
    حريم حرمت محراب را نمي فهمي
    نگاه گرم نديدي به خلوت مستي
    تپيدن دل بيتاب را نمي فهمي
    نبوده اي به بلنداي شام غم بيدار
    نياز ديده ي بيخواب را نمي فهمي
    ميان حلقه ي ياران، نبوده اي تنها!
    سكوت مهلك گرداب را نمي فهمي
    به کام موج حوادث نمانده ای حیران
    غریو غرقه غرقاب را نمیفهمی
    به هم نريخته بنيان زندگاني تو
    لهيب سركش سيلاب را نمي فهمي
    پي سراب نرفتي به نيمروز تموز
    عجب نباشد اگر آب را نمي فهمي
    مزن به تار دلم زخم طعنه، جاييكه،
    زبان زخمه مضراب را نمي فهمي!
    بخوان، بخوان غزل ناب شعله را، گرچه
    تو، معني غزل ناب را نمي فهمي