1. این پایگاه به ثبت ستاد ساماندهی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران رسیده است.

    مهمان عزیز سپاس بابت بازدید شما از تالار گفتگوی دهه هفتادی ها.

    عضویت در انجمن رایگان بوده و برای عموم باز میباشد . با صرف 30 ثانیه یکی از اعضای دهه هفتادی ها شوید .

« آنچه در مغز تان می ‌گذرد ، جهان تان را می ‌آفریند»

شروع موضوع توسط saeid-ha ‏May 31, 2013 در انجمن مطالب جالب

  1. saeid-ha

    saeid-ha belong to autumn !...

    3,098
    11,982
    1,894
    انیشتین می ‌گفت : « آنچه در مغز تان می ‌گذرد ، جهان تان را می ‌آفریند ».

    استفان کاوی ( از سرشناس ترین چهره ‌های علم موفقیت ) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌ گوید : « اگر می‌ خواهید در زندگی و روابط شخصی‌ تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش ‌ها و رفتار تان توجه کنید ؛ اما اگر دل تان می‌ خواهد قدم ‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی ‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ ها و برداشت ‌هایتان را عوض کنید . » او حرف هایش را با یک مثال خوب و واقعی ، ملموس‌ تر می‌ کند :

    « صبح یک روز تعطیل در نیویورک سوار اتوبوس شدم . تقریباً یک سوم اتوبوس پر شده بود . بیش تر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و در مجموع فضایی سرشار از آرامش و سکوتی دلپذیر برقرار بود تا اینکه مرد میانسالی با بچه ‌هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر کرد . بچه ‌هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می ‌کردند . یکی از بچه ‌ها با صدای بلند گریه می ‌کرد و یکی دیگر روزنامه را از دست این و آن می ‌کشید و خلاصه اعصاب همه‌ مان توی اتوبوس خرد شده بود . اما پدر آن بچه ‌ها که دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود ، اصلاً به روی خودش نمی ‌آورد و غرق در افکار خودش بود . بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض باز کردم که : « آقای محترم ! بچه‌ هایتان واقعاً دارند همه را آزار می ‌دهند . شما نمی ‌خواهید جلو یشان را بگیرید ؟ »
    مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می ‌افتد ، کمی خودش را روی صندلی جابجا کرد و گفت : « بله ، حق با شماست . واقعاً متاسفم . راستش ما داریم از بیمارستانی برمی ‌گردیم که همسرم ، مادر همین بچه ‌ها ٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است . من واقعاً گیجم و نمی‌ دانم باید به این بچه ‌ها چه بگویم . نمی ‌دانم که خودم باید چه کار کنم و ... و بغضش ترکید و اشکش سرازیر شد . »

    استفان کاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می‌ پرسد : « صادقانه بگویید آیا اکنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی ‌بینید ؟ چرا این طور است ؟ آیا دلیلی به جز این دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است ؟ » و خودش ادامه می‌ دهد که : « راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم : واقعاً مرا ببخشید . نمی ‌دانستم . آیا کمکی از دست من ساخته است ؟ » اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم که این مرد چطور می‌ تواند تا این اندازه بی ‌ملاحظه باشد ٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می ‌خواستم که هر کمکی از دستم ساخته است انجام بدهم »

    « حقیقت این است که به محض تغییر برداشت ٬ همه چیز ناگهان عوض می ‌شود . کلید یا راه حل هر مسئله ‌ای این است که به شیشه ‌های عینکی که به چشم داریم بنگریم ؛ شاید هر از گاه لازم باشد که رنگ آن ها را عوض کنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه ‌ای ببینیم و تفسیر کنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلکه تعبیر و تفسیر ما از آن است .

    فقط 10 دقیقه بشینیم تو یه جای خلوت و تک تک طرز فکر ها و رفتار هایی که بطور ناخودآگاه عادتمون هست مرور کنیم . می دونید چه اتفاقی میافته ؟ اگر واقعا بدون تعصب تک تک اعمال و افکار مون رو مرور کنیم به خوبی می تونیم خوب و بد هاش رو از هم تفکیک کنیم . خوب ها و به درد بخور هاش رو تقویت کنیم و بد ها و کثیف هاش رو دور بندازیم تا بیش از این تو زندگی مون دست و پامون رو نگیره . انسان به طور ذاتی بدون اینکه نیاز به آقا بالا سری داشته باشه توانایی تشخیص خوب و بد رو داره . مگه نه ؟ خب منظورم از این خانه تکانی چیه ؟ :

    تو ادبیات مون بهش میگن : چشم ها رو باید شست . جور دیگر باید دید .

    تو ادبیات عرفانی مون هم بهش میگن : بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم . فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم .

    با کلاس ها هم بهش میگن :
    مهندسی مجدد یا ری انجینیرینگ " Re-Engineering "

    بزرگان هم بهش میگن :
    مراقب افکارت باش که گفتارت می شود مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود مراقب رفتارت باش که عادتت می شود . مراقب عادتت باش که شخصیتت می شود و مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت می شود .

    مذهبی ها هم بهش میگن : یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت